آماتوریسم ریشه‌دار کریمی

سحر طلوعی یاداشت به گزارش مد ......

سحر طلوعی یاداشت

به گزارش مدال به نقل از آی اسپورت- حرفه ای بودن، حرفه ای عمل کردن در جامعه ای که احساسات و هیجان در آن حرف اول و آخر می زند، سخت است. رک و پوست کنده اینکه علی دایی بودن در جامعه ای که علی کریمی جا پایش را بیشتر به اعتبار دو مچ بند سبز محکم کرده باشد سخت می شود. حالا که علی کریمی به سیاق همیشه اش نتوانسته یک کار را تا آخر به پایان برساند و حتی این بار شروع نکرده، داستان را رها کرده و رفته، هیچ کس در پی نقد رفتارش نیست و بی مسوولیتی اش را نقد نمی کند و نمی گوید آخر عزیر دل برادر چرا اصلن وارد این بازی شدی که حالا سوت پایان به صدا درنیامده زمین را ترک کنی؟ همه از در ستایش همیشگی درآمده اند که چه خوب و به موقع کار را رها کرده و به به و چه چه.

تجربه مربی گری در نفت را پیش از علی کریمی، علیرضا منصوریان و علی دایی داشتند. هیچ کدام هم با دل خوش از این تیم جدا نشدند. بازیکنان سابق این تیم هنوز طلبکارند و هیچ تسویه ای با آنها انجام نشده، اما دو تای قبلی کار را رها نکردند و بازیکنانی را که به اعتبار و احترامشان راهی این باشگاه کرده بودند، به سرانجام رساندند. علی دایی با این تیم قهرمان جام حذفی شد و عطایش به لقایش بخشید و رفت سمت باشگاهی دیگر. اما علی کریمی با علم به اینکه می خواهد با چه مجموعه مدیریتی کار کند، وارد باشگاه نفت شد. وارد باشگاهی که نه حسابش معلوم است نه کتابش. دست کم اینکه این مجموعه مدیریتی بدحسابی و ظلم در حق بازیکنان فوتبال را پیش از این بارها ثابت کرده بود و کرده است. خبر توافق علی کریمی با این مجموعه از عجیبترین خبرهای منتشر شده در ماه تیر بود. تقریبن افرادی که هر دو طرف این معامله را می شناختند، نمی توانستند بپذیرند این توافق دیرپا باشد و به سرانجام برسد. بسیاری از همکاران کریمی هشدار دادند نفت جای او نیست. اما کریمی ادامه داد و پای بسیاری از بازیکنانی که دوست داشتند با او همکاری کنند به باشگاه نفت باز کرد و آنها را پای میز قرارداد کشاند.

پیش بینی ها رنگ واقعیت گرفت. علی کریمی از ادامه کار انصراف داد، اما بعضی از بازیکنان تیم نفت گرفتار قراردادشان شده اند و گیر افتاده اند. در بدترین حالت می شود احتمال داد علی کریمی حتی جاده صاف کن مجموعه ای شده که اعتبار قرارداد بستن با بازیکن فوتبال نداشته و به احترام کسی مثل او به این موقعیت رسیده استنمی دانم این کار اگر بی معرفتی و بی اخلاقی و دست کم دور از قواعد حرفه ای نیست، پس چیست؟

بدتر ماجرا این است اکه اعتبار کریمی به دوستدارانش در رسانه ها این اجازه را نمی دهد رفتارش را نقد کنند. آن مچ بندها اجازه نمی دهند کسی به علی کریمی بگوید بالای چشمش ابرو است. مردی که نامش همواره با اگرها و حسرتها و نرسیدن ها و شایدها مطرح است؛ اگر تمرینات سخت را تاب آورده بود، اسطوره بایرن مونیخ بود، اگر جاه طلبی داشت و کمی حرفه ای فکر می کرد در زمان خودش ستاره بارسا و رئال بود. اگر کمی از احساساتش کم می کرد اگر کمی بیشتر زحمت می کشید، اگر کمی تنبلی اش را کنار می گذاشت اگر اگر اگر اگر 
علی کریمی در روزهای اوجش درباره علی دایی گفته بود خدا لپش را کشیده که به این جایگاه رسیده است. اما اینطور به نظر می رسد بارها و بارها خدا خواسته لپ کریمی را بکشد، اما این خود کریمی بوده که پشت پا زده و جا خالی داده. علی کریمی خود ماست که موفقیتهای دیگران را در بهترین حالت شانس و بختشان می دانیم و بدبختی ها و شکستهایمان را نتیجه بدعهدی روزگار و بدشانسی خودمان.

علی دایی بازیکن محبوب من نیست. علی کریمی زمانی بود. اما از آن روزها زمان زیادی گذشته است. در علاقمندی های من تغییری ایجاد نشده، اما منطق اجازه نمی دهد اشتباهات پیاپی و گاه آماتوریسم ریشه دار کریمی را ستایش کنم و همچنان او را به خاطر آن دو مچ بند سجده کنم و از تلاشها و ثبات رای و حرفه ای گری علی دایی چشم بپوشم.

 

تگ ها


اخبار روز فوتبال