از آذری و دلیلی تا محمدی، از شکوفایی تا بحران

باشگاه قدیمی و پر افتخار ذوب آهن اصفهان، در یکسال اخیر و بویژه در این روزها، حال و هوای عجیبی را تجربه می کند....

به گزارش ورزش سه ، گویا در سال سیطره ی ویروس کووید۱۹، این باشگاه اصفهانی هم از درون و بیرون دچار یک بیماری مزمن و واگیردار شده است.


باشگاهی که همیشه و در طی سالیانی چند، از ساختاری ثابت و مستحکم برخوردار بود، در یکی دو سال گذشته آن چنان دچار تغییرات پیاپی مدیریتی (در سطوح هیات مدیره، مدیر عامل،سرپرست و ...)شده است که به نوعی در میان باشگاههای ساختارمند کشور، رکورد شکنی می کند.


تعویض و تغییرهای مداوم در سرمربی و کادر فنی تیم فوتبال این باشگاه نیز، تیم فوتبال ذوب آهن را که زمانی به عنوان با ثبات ترین تیم فوتبال باشگاهی ایران مطرح و الگو بود، به شرایطی رسانده است که تقریبا تمام مربیان معروف و غیر معروف فوتبال ایران، در صف انتظار سرمربیگری گاندوهای اصفهانی بیتوته کرده اند.


در این میانه و با جدایی سعید آذری که در دو سال آخر دوره دوم مدیریتی خود در این باشگاه اصفهانی، رودررویی  و جنگ ریشه داری را با مدیریت شرکت سهامی ذوب آهن هم در فضای مجازی و هم در عالم واقعی رقم زده بود، گمان می رفت که سبزهای دیار نصف جهان به آرامشی که همیشه به طور نسبی از آن برخوردار بودند، دست یابند.با شروع زمزمه های جدایی سعید آذری، که در حیطه مدیریت باشگاهی دستاوردهای قابل تاملی را در طی سالیان آزمون و خطا کسب کرده بود، اسامی مختلفی مطرح گشت. مدیران ورزشی و غیر ورزشی بسیاری در این سیاهه ردیف شدند. اصفهانی و غیر اصفهانی، از مدیر کل های سابق تربیت بدنی گرفته تا مدیران صنعتی، اقتصادی  و فرهنگی، که این صندلی را برای عاقبت بخیری دوران بازنشستگی خود، مناسب می دیدند.


هر چند که مدیریت شرکت سهامی ذوب آهن که از جمله مدیران موفق صنعتی کشور محسوب میشد، اسم دیگری را از کیسه سبز بیرون کشید: "جواد محمدی"؛ جوان جویای نامی که مدتی را در هیات مدیره دوره ی دوم سعید آذری در این باشگاه اصفهانی، تجربه اندوزی کرده بود. مدیر جوانی که هر چند سابقه کوتاهی را در حیطه مدیریتی در کارنامه خود داشت، اما مدتی را به عنوان یک داور نه چندان مطرح در سطح فوتبال، طی کرده بود.


با حمایت های کم نظیر مدیریت کارخانه ذوب آهن از این داور جوان و به نظر خوش آتیه، به نظر می رسید باشگاه ذوب آهن بزودی به دوران اوج شکوفایی و افتخار خود در زمان مدیریت "اصغر دلیلی" در اواخر دهه هشتاد و ابتدای دهه نود دست خواهد یافت و نشانه ها نیز حاکی از این بود. اما دیری نپائید که  با افتادن در چنبره‌ی حواشی و دعواهای لفظی و بیانیه ای با سعید آذری مدیر عامل صاحب سبک و قدرتمند دو دوره ی مدیریتی باشگاه ذوب آهن و همچنین برخی تندرویها و تک رویها، جواد محمدی جوان که تجربه چنین میادین و کارزارهای سختی را نداشت، تصمیمات تازه‌ای گرفت.سال سخت و عجیب کرونایی هم مزید بر علت شد.تیم فوتبال به عنوان پاشنه آشیل همه باشگاههای ایران، کار خود را کرد.


برکناری علیرضا منصوریان سرمربی وقت تیم فوتبال ذوب آهن، شروع سلسله تغییراتی شد که هزینه های سرسام آوری را برای بودجه مشخص باشگاه اصفهانی حاصل نمود.جوانی،  استفاده از مشورت غیر ورزشیهای کم تحربه  و اعتماد بیش از حد به توانایی خویش، کار خود را کرده بود.


اختلاف و جدایی رسول کربکندی از بدنه مدیریتی باشگاه، تغییرات متعدد در حیطه هیات مدیره، انصراف علی دایی از سرمربیگری تیم فوتبال ذوب آهن در آخرین ساعات و پس از چندین روز مذاکره متوالی و فرصت سوزی، وضعیت نگران کننده تیم فوتبال و عدم نتیجه گیری دیگر تیمها و رشته ها، فصل کابوس وار نوزدهم با سرمربیان و کادرهای فنی مختلف و خطر سقوط تا ثانیه های پایانی هفته آخر لیگ، عدم ارتباط اصولی و مستمر با بدنه ی هواداران خشمگین و خسته از شرایط باشگاه، پرونده های متعدد انضباطی و عدم درایت در فسخ و آزاد سازی قراردادهای ارسلان مطهری و تنی چند از دیگر بازیکنان مطرح تیم، جدایی ۱۲بازیکن اصلی تیم فوتبال در پایان دوره نوزدهم لیگ برتر و پیوستن به تیم های همسایه و رقیب با کمترین درآمدزایی برای باشگاه، اختلافات پنهان و پیدا با اعضاء هیات مدیره باشگاه در مقاطع مختلف، یکسو انگاری و تاخیر در تصمیمات حیاتی و خلاصه ده ها اشتباه دیگر که متاسفانه با بیماری سختی نیز همراه شد، همه و همه کارنامه جواد محمدی با انگیزه را زیر سئوال برد.


گذشت و گذشت تا اکنون؛ در هر حال همه ی آنچه تیتروار ذکر شد، امروزه باشگاه ذوب آهن اصفهان را در شرایط خطرناکی قرار داده است که از هم اکنون یکی از کاندیداهای سقوط به دسته یک است،اگرچه فصلی طولانی پیش روی ذوبی‌هاست.

زمزمه های اخیری که مبنی بر تغییر مدیرعامل باشگاه برپا شده است، نشان از آن دارد که مدیریت کارخانه ذوب آهن علیرغم حمایت بی دریغی که از جواد محمدی در طی این دوران کرده است، دست  برداشته .پس دیگربار اسامی ردیف شده اند و شهر به تکاپو افتاده است...


اما، هواداران و دلسوزان واقعی ذوب آهن که دوران شکوفایی باشگاه را در خاطر سبز خود نگاه داشته و همواره از آن دوران به نیکی یاد می کنند، (نایب قهرمانی باشگاههای آسیا، حضور همزمان هفت تیم مختلف باشگاه سبزها در رقابتهای قاره ای و بین المللی، ساختار قوی سازمانی، رضایتمندی پرسنل و کادرهای فنی و غیره، تکریم و توجه اصولی به هواداران و موارد متعدد موفقیت باشگاهی دیگر...)، این بار در انتطار نامی هستند که پیش از این خود را ثابت کرده است.


حال باید منتطر ماند و نظاره کرد که تصمیم گیرندگان کلان و دلسوزان واقعی و اصیل باشگاه ذوب آهن که آزمون و خطا و فراز و نشیب بسیاری را پشت سر گذاشته اند چه خواهند کرد؟ تصمیم مهمی که می تواند آینده این باشگاه قدیمی اصفهانی را که بدنه کارگری قدرتمندی را همراه خود دارد، به دو شکل رقم زند:


یک: اوج گیری و بازگشت و تکثیر  دوباره ی گاندو تا بالاترین سطح


دو: افول غیر قابل باور و انقراض این گونه ی سخت کوش و منحصر بفرد


راه سومی فعلا موجود نیست.

تگ ها


ذوب آهن اصفهان