۱۰ افسانه مغرضانه درباره سرمربی تیم ملی

سرمربی تیم ملی در حالی تیمش را مهیای حضور در مقابل عراق کرد که می‌دانست که هر نتیجه‌ای جز پیروزی مقابل عراق می‌تواند چه عواقب سختی برای تیم ملی و حتی فدراسیون فوتبال به همراه داشته باشد....

به گزارش مدال و به نقل از ورزش سه، برای کسانی که فوتبال را قدری جدی‌تر دنبال می‌کنند، بازی ایران مقابل عراق آن‌هم در چهارچوب رقابت‌های مقدماتی جام جهانی یک بازی معمولی به شمار نمی‌رود.

دراگان اسکوچیچ  به‌خوبی می‌دانست نتیجه این دیدار تا چه حد می‌تواند برای جامعه فوتبال ایران حیاتی و درعین‌حال حیثیتی قلمداد شود، تمام توان تیم خود را به کار بست، تا بتواند هر سه امتیاز حساس این نبرد سنتی را به‌حساب تیم خود واریز کند و گام بلندی در جهت صعود تیم ملی به جام جهانی قطر بردارد.

این در حالی است که نمی‌توان منکر این مسئله شد که او از ابتدای حضورش در تیم ملی با موجی از مخالفت‌های ریزودرشت روبرو بوده، مخالفانی که سعی داشتند به هر طریقی او را زیر سؤال ببرند و به هر بهانه‌ای تیم ملی را تحت‌فشار قرار دهند.

۱-  اسکوچیچ یک مربی لیگ یکی است

 آن‌ها در ابتدای امر پیش از نهایی شدن قرارداد سعی داشتند تا با خواندن این مربی به‌عنوان یک مربی "لیگ یکی" او را در قواره‌های هدایت تیم ملی به‌حساب نیاورند و به شکلی مانع از حضور او در تیم ملی شوند، که البته دوران حضور او در لیگ یک به علت پراکندگی بیشترش نسبت به لیگ برتر، تا حدی در ادامه مسیر موفقش در فوتبال ایران نقش بارزی را ایفا کرد. او توانست با سفر به شهرهای مختلف و فوتبال خیز ایران نگرش بهتری از فوتبال فارسی به دست بیاورد، درست همان نقطه‌ای که ویلموتس از آن ضربه خورد.


۲-  اسکو توانایی کنترل رختکن را ندارد

پس‌ازاین دو موضوع مورد بعدی که به آن متوسل شدند، عدم توانایی کنترل رختکن توسط اسکوچیچ بود، عده‌ای شاید به‌درستی اعتقاد داشتند که بازیکنان تیم ملی در برهه کنونی به جایگاهی رسیده‌اند که گوش به حرف هر مربی‌ای نمی‌دهند و این مربی کروات که سابقه چندان درخشانی ندارد، نمی‌تواند رختکن پر از ستاره تیم ملی را به دست بگیرد.

در ارتباط با این ایرادی که درست به نظر می‌رسید، دراگان اسکوچیچ از همان ابتدا به دنبال حضور کریم باقری در جمع مربیان تیم ملی بود و درنهایت با پافشاری او کریم باقری حتی به‌صورت مقطعی به جمع کادر فنی اضافه شد تا بتواند فضای رختکن را هر چه‌بهتر به خدمت خودش دربیاورد.


تمام این ماجراها و کنایه‌هایی که اشاره شد به‌غیراز پرداختن به مسائل فنی و تاکتیکی تیم ملی برمی‌گشت، که البته ۹ برد متوالی از ۹ بازی، چندان اجازه‌ای به این طیف از منتقدان نداد، چراکه هر مشکلی فنی اگر وجود دارد، درنهایت با به دست آمدن یک برد در نطفه خاموش می‌شود و در کل کارنامه اسکوچیچ تا به اینجا چنین فرصتی را از مخالفانش سلب کرده است که تفکرات او را به چالش بکشند.

۳-  شکست بحرین و عراق در منامه چندان کار شاقی نبود

فراموش نکنیم، در دور اول مقدماتی جام جهانی با توجه به نتایج تأسف باری که با ویلموتس به دست آمد، همگان صعود به مرحله بعدی را یک معجزه قلمداد می‌کردند، اما به‌محض اینکه تیم ملی موفق شد از این مرحله با ۴ برد بی‌دردسر، جان سالم به درببرد، به‌یک‌باره عنوان شد که کلاس فوتبال ایران بالاتر از این حرف‌ها است که دغدغه صعود از مرحله اول را داشته باشد تا به‌نوعی صعود تیم ملی لوث شود.


۴- چرا اسکوچیچ گرمکن می پوشد

یکی از ایراداتی که تاحد زیادی عجیب به نظر می رسید، به نوع پوشش  اسکوچیچ در تمرینات و زمان بازی و همچنین افزایش ناگهانی وزن او  بر می گشت. آنها با مقایسه عکس های او و سرمربیان قبلی تیم ملی بر این عقیده بودند که چرا او باید در یک دیدار رسمی با کیت ورزشی و گرمگن لب خط حاضر شود و در عین تعجب این تصمیم او را  بی احترامی به شان تیم ملی قلمداد کردند، در حالی که هیچ کجای دنیا پوشیدن کیت ورزشی با هیچ متر و معیاری نمی تواند بی احترامی تعبیر شود.


۵- جمله تکراری؛ این بازی دیگر عیار اسکوچیچ را مشخص می کند

 اگر فضای مجازی و برخی از رسانه‌ها را پیش از دیدار مقابل عراق دنبال می‌کردید، می‌دیدید که پیش از هر دیدار گفته می‌شود این بازی دیگر عیار اسکو را کاملاً مشخص می‌کند. اکنون‌که به دیدار مقابل کره جنوبی در دور سوم مرحله گروهی مقدماتی جام جهانی رسیدیم گویا اسکوچیچ، هنوز عیارش مشخص نشده است. در نگاه مخالفان او دو برد قاطع مقابل عراقی که یکی از بهترین نسل‌های خود را تجربه می‌کند، با دو سرمربی سرشناس به نام‌های "کاتانچ" و "ادوکات" هنوز نتوانسته شایستگی اسکوچیچ را لااقل در قاره آسیا ثابت کند و مسلماً آن‌ها این بار به انتظار نتیجه دیدار بعدی ایران مقابل کره جنوبی می‌نشینند. دربازی اول مقابل عراق گفته می‌شد آن‌ها از انگیزه کافی برخوردار نبودند اما درخصوص بازی دوم هنوز توجیه مناسبی نیافتند.


۶-  فهرست تیم ملی تحت تاثیر مدیران برنامه بازیکنان است

این نکته مهم را هم باید اضافه کرد که تا به امروز، بعد از هر فهرستی که از سوی کادر فنی اعلام‌شده است، عده‌ای بدون هیچ سند و مدرکی سعی داشتند تا این لیست را به نام اشخاص دیگری بزنند که این مهم تا همین آخرین لیست اعلام‌شده همچنان ادامه دارد. اما همان‌طور که گفته شد نتایج به‌دست‌آمده مانع از پرداختن هر چه بیشتر به اّنگ‌های ازاین‌دست شده است، چه‌بسا که در این ۹ بازی اخیر هر نتیجه‌ای غیر از برد به دست می‌آمد، مسلماً تبعات سختی انتظار تیم ملی و فدراسیون جدید را می‌کشید.

اما با تمام این اوصاف و کارشکنی‌ها، فدراسیون پس از مرحله اول، اسکوچیچ را در سمت سرمربیگری تیم ملی ایران ابقا کرد، چراکه شناخت لازم برای هر مربی دیگر در این فاصله اندک، بین مرحله اول و دوم کار راحتی نبود و فدراسیون فوتبال نشان داد همه جوانب را با این انتخاب سنجیده است و قصد خودنمایی ندارد.

۷- رفتار اسکوچیچ تب فوتبال ملی را کاهش داده است

به‌هرحال و با کمترین حاشیه ممکن به اولین دیدار مرحله نهایی مقدماتی جام جهانی مقابل سوریه رسیدیم و جالب  آن جاست که سعی بر این شد که فضای حاکم بر فوتبال ایران را که قابل‌مقایسه با بازی‌های گذشته تیم ملی در همین مرحله نیست را بازهم به این مربی کروات ارتباط دهند و عنوان کنند که عدم ارتباط صحیح اسکوچیچ با فضای سوشال مدیا باعث شده است تا مردم رغبت چندانی به بازی‌های تیم ملی آن‌هم در این مرحله (که همواره برای فوتبال دوستان ایرانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است) نشان ندهند. درحالی‌که هرکسی دیگر می‌داند، مشکلات اقتصادی و همچنین فجایعی که از طریق پاندمی کرونا مردم را تحت تأثیر قرار داده، باعث شده تا تب فوتبال در این مقطع از زمان فروکش کند، درواقع اگر غیرازاین بود باید تعجب می‌کردیم.

 ۸- بازیکنان دعوت شده به مینی کمپ برای رونق فصل نقل وانتقالات بود

پس‌ازآن به مینی کمپ تیم ملی ایراد گرفته شد، که اساساً دلیل این اردو چه می‌تواند باشد و همان قصه همیشگی که بازیکنان این اردو نیز توسط مدیران برنامه و افراد غیر فنی دعوت‌شده‌اند که البته این بار شدت این اعتراض بیش از گذشته بود چون‌که در کوران نقل و انتقالات بودیم و دعوت از هر بازیکنی می‌توانست شائبه‌های زیادی را ایجاد کند، اما بازهم همه این حرف‌ها و تهمت‌ها در حد ادعا باقی ماند.

۹- سرمربی  تیم ملی چرا باید مبتلا به کرونا شود

در ادامه، این اواخر ابتلای کادر فنی به کرونا دیگر بهترین بهانه را به منتقدان اسکوچیج داد تا یک‌بار دیگر او را زیر سؤال ببرند، آن‌ها معتقد بودند که حضور اسکوچیچ در برنامه ستاره ساز باعث شد تا او در دیدار مقابل سوریه روی نیمکت حضور نداشته باشد. این در شرایطی است که اگر این ادعا برفرض مثال درست باشد، این سؤال مطرح می‌شود، که چرا داوران این مسابقه وهمچنین استعدادهایی که در این برنامه حضور دارند، به کرونا مبتلا نشدند؛ ضمن اینکه هرکسی با هر منصب و مقامی می‌تواند در معرض گرفتن کرونا قرار بگیرد، خصوصاً افرادی که مجبورند برای انجام کارشان محل خانه یا استقرار خودشان را ترک کنند و کمی بی‌انصافی است که شخصی را به خاطر ابتلا به کرونا سرزنش کنیم.

 ۱۰- برد مقابل عراق با چاشنی شانس به دست آمد

هر نتیجه‌ای به‌غیراز برد مقابل سوریه با توجه به عدم حضور کادر فنی روی نیمکت می‌توانست بهترین فرصت برای کسانی باشد که به هر طریقی قصد داشتند این مربی کروات را به دلایلی که برای خودشان محترم است متهم کنند، چراکه پس‌ازاین دیدار علی‌رغم برتری در این دیدار، سعی در ایجاد جوی علیه تیم کردند که بگویند تیم ملی با چاشنی شانس در دیدار مقابل سوریه به پیروزی دست‌یافته است، آن‌هم درحالی‌که در دور اول تیم ملی ژاپن در برابر عمان تن به شکست داد و بازی کره جنوبی مقابل عراق با تساوی همراه شد.


حالا ما توانستیم با تمام کمبودهایی که با آن مواجه هستیم تیم ملی عراق را با یک نمایش دیدنی با سه گل مغلوب کنیم که دیگر جایی برای حرفی باقی نماند اما متأسفانه باید گفت این داستان بعید است که همین‌جا به خاتمه برسد و این رشته سر دراز دارد.

 درمجموع می‌توان نتیجه گرفت عده‌ای مترصدند تا کادر فنی تیم ملی را به هر نحوی وارد حاشیه کنند، اما تا به اینجا نتایج به‌دست‌آمده مانع از احقاق این هدف شده است، این در حالی است که حتی یک تساوی مقابل عراق می‌توانست سرآغازی باشد برای کسانی که درواقع منافع تیم ملی را به‌هیچ‌وجه در نظر نمی‌گیرند و سعی در بر هم زدن آرامش حاکم در اردوی تیم ملی را دارند، آرامشی که به همین راحتی به دست نیامده است.

کافی است اوضاع و احوالات فوتبال ملی ایران را پس از گل دقیقه نود علاء عباس  و در ادامه آن، پرونده خانمان‌سوز مارک ویلموتس را به خاطر بیاوریم که هنوز پس از گذشت چند سال قلب هر ایرانی را به درد می‌آورد، که چه مبلغ هنگفت و مفتی را به‌حساب کسی واریز کردیم که هیچ ارزشی را برای ۸۰ میلیون ایرانی قائل نبود. پرونده‌ای که قصد داشت ساختمان فدراسیون و تیم‌های پایتخت‌نشین را به تصرف خود در بیاورد.


اینجا قصد نداریم ادعا کنیم که دراگان اسکوچیچ فاقد هرگونه عیب و ایرادی است و به همین بردهای درون قاره‌ای قناعت کنیم که همه می‌دانیم پتانسیل این نسل از فوتبال ما فراتر از این حرف‌ها است.
 بدون هیچ تردیدی این مربی کروات باید بتواند با نیروی انسانی بی‌نظیری که در اختیار دارد فوتبال به‌مراتب بهتری را حتی از دیدار مقابل عراق نمایش بگذارد. همان‌طور که خودش نیز در نشست خبری پیش‌ازاین بازی به آن اعتراف کرد و از شکل بازی تیم ملی رضایتی نداشت. اما این را هم در نظر بگیریم که دیگر خبری از آن اردوهای طولانی‌مدت و چندماهه نیست و او فرصت چندانی برای ایجاد هماهنگی بین ستاره‌هایش را ندارد، درصورتی‌که این نیز توجیه قابل قبولی نمی‌تواند به شمار رود و اسکو باید در همین فرصت‌های محدود راهکاری را اتخاذ کند تا علاوه بر کسب نتیجه مطلوب فوتبال چشم‌نوازی را به این ملت هدیه دهد. ملتی که در این وانفسای تاریخی کمترین انتظارش صعود مقتدر به جام جهانی است.

نویسنده : کیاوش عزیزی

تگ ها


تیم ملی ایران فوتبال ایران دراگان اسکوچیچ لیگ برتر خلیج فارس فوتبال