این قربانی های بعد از شکست؛ هاشور روی همه خوبی های کی روش

با یک عالمه پرسش بی‌پاسخ با خودش کلنجار می رود بماند که چه؟ جواب این همه سال بی‌شکست ماندن این بود؟...
با یک عالمه پرسش بی‌پاسخ با خودش کلنجار می رود بماند که چه؟ جواب این همه سال بی‌شکست ماندن این بود؟

هفت سال دوام آوردن در جایی که حتی خوشی هم خیلی زود می زند زیر دل مان کار آسانی نیست. هفت سال ماندن و بیش از ده‌ها بار استعفا دادن به هر دلیلی یک رکورد جاودانه است.ایستادن و مربیگری در ورزشگاهی که تعدادی از بزرگترین تئوریسین های دنیا را فراری داده ،ورزشگاهی که به سمت سلطانش بطری آب پرتاب شد،مربی اخلاقش با برف هدف قرار گرفت و برای آقای گل جهان شعار "حیا کن رها کن" سر داده شد،شاید نشدنی ترین کار دنیاست. ورزشگاهی که حتی برانکو  را نیز بی ارج و قرب کرد.
اما به رغم تمام این اتفاقات، پیرمرد ماند.
 ماند و برخلاف دهداری و بلاژ که قربانی مبارزه با بازیکن سالاری شدند، شایسته سالاری و نظم را حاکم کرد. ماند چون وقتی همگی بدون کریمی و جباری یا عقیلی و رحمتی فرباد وامصیبتا سردادیم و گفتیم فوتبال ما هیچ شانسی در آسیا ندارد، بدون آنها و خیلی های دیگر تا آستانه شکست نایب قهرمان جام جهانی پیش رفت. ماند تا فوتبالی که تا پیش از او فرمولی برای مهار فراز و نشیب های عجیبش نداشت را به مدت هفت سال صاحب وحدت تاکتیکی کند.
بله قربان گو نشد. هرگز مقابل مدیرانی که محصول لابی گری و معادلات سوداگرایانه بودند، سرخم نکرد. تحت هیچ شرایطی از عمل به آنچه فکر می کرد به صلاح تیمش است ابا نکرد و حداقل تا همین دیشب که گمان می کرد پس از هفت سال فرصتی تاریخی برای ساختن یک جام فراموش نشدنی پیش رو دارد، تسلیم نشد.
حالا ولی با یک عالمه پرسش بی‌پاسخ با خودش کلنجار می رود بماند که چه؟ جواب این همه سال بی‌شکست ماندن این بود؟ واقعا این بود؟
این درست که خودش نقش زیادی در ساخته شدن این جو ملتهب داشت اما سوال این است که ایا بی توجه به پروسه فوتبال سازی هفت سال گذشته،آیا باید و می توان به همین راحتی و به خاطر یک مسابقه همه بر تمام خوبی ها هاشور کشید؟
آیا ساختن چنین تیمی مجرمانه است که معمار آن امروز سیبل سخیف‌ترین و تندترین واژگان شود؟
روزگار پسا کی روش از امروز آغاز شد.خدا به همه ما رحم کند