باجو؛ روزی روزگاری خدا بر روی سیاره خاکی...

یادداشت اختصاصی مدال به مناسبت تولد 53 سالگی روبرتو باجو...
یادداشت اختصاصی مدال به مناسبت تولد 53 سالگی روبرتو باجو

ما برای آخرین بار تنها یک چیز از او نظاره گر بودیم، زمانی که لنز دوربین های لعتنی چهره اش را نشان می‌داد، آن چشم های زیبا که خیس شده بود، آن گونه‌هایش که اشک بر آنها جاری بود، برای ما یک عمر گذشت، مانند همان گریه های آن آسمان با غروب نارنجی بعد از باخت در فینال تلخ، که سرش را پایین انداخته و گوش‌هایش را گرفته تا نفرین تمام شدن را ناشنوا باشد...
هاروکی موراکامی می گوید...
خاطرات خیلی عجیب هستند، گاهی اوقات می‌خندیم به روزهایی که گریه می‌کردیم، و گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می‌خندیدیم!

خاطرات برای ما زنده شده، ناقوس ها برایمان به صدا در‌آمده و تولدی دوباره. تیک تیک.. عقربه ساعت جلو می رود. بی‌وقفه، سریع، تند. جلو و جلوتر از روزی که در فلورانس توپ به جست وجویش برخواسته تا تورین که بر رویش لبخند زده و به پایش نشسته. توپ به او نیاز داشته و جایزه مرد سال جهان را با دستانش بالای سر بُرده است.

 آن ها سرخوشانه و رقص کنان جلو می‌رفتند و جلو. تا روزی که خدا به خودش آمده. خدا می‌دانست که باجو همه قافیه‌ها و شعر‌ها را بر وصف خودش تعریف کرده. توپ را برایش نفرین کرده و ضربه باجو به آن بالا ها رفته. خیلی بالاتر از آن قفس توری.
توپ ناز کرده و دل از باجو کنده. سفر کرده و به آغوش خدای آسمان‌ها خزیده.

باجو آن پرنده افسانه به راه خودش ادامه داده و ادامه. چنان سحر‌آمیز که هر تیم بزرگی به سراغ او آمده. از شمال تا جنوب را کوچ کرده. از میلان می‌رود و باری دیگر باز می‌گردد. هم پیراهن راه راه قرمز مشکی را برتن کرده و هم راه راه آبی مشکی را...

حال و هوایش تغییر یافته، سن و سالش بالا رفته، مصدومیت‌ها اَمانش را بریده، نگاه‌هایش عمیق است و موهایش همچنان بلند؛ لب‌های بی لبخند، خنده‌های زوری، بغض در گلِو، و ترکیبی کاملا فکورانه، همان چهره‌ای است که باجو مانند بزرگانی هم چون او در پایان داستانشان داشتند.

به برشا می رود. می‌جنگد و باری دیگر همه چشم ها را به سوی خود باز می‌کند و باز.
در سال ۲۰۰۴ در یک روز پُر خاطره مقابل تیم سابقش میلان و در حضور هزاران طرفدار عاشق کالچو بودای کوچک کفش‌ها را در آورده. رفته که رفته و کتونی را با بند‌هایش از گردن آویخته...

* ابوالفضل کریم آبادی (صدر)