با گرگ‌ها می‌رقصد؛ داستان زانیولو

نیکولو زانیولو، پدیده‌ای که ظرف چند ماه از گمنامی در دنیای فوتبال، به شهرت رسید...
نیکولو زانیولو، پدیده‌ای که ظرف چند ماه از گمنامی در دنیای فوتبال، به شهرت رسید

دوسال پیش روی نیمکت ویرتوس اینتلا در سری «سی» فوتبال ایتالیا می‌نشست. پسری 17ساله با قد بلند و صورتی استخوانی که شبیه بیشتر مردهای منطقه توسکانی در جنوب ایتالیا بود. پسری که انگار زندگی‌اش با عدد 9 گره خورده؛ متولد 1999، قد 190سانتی‌متری  و چهره شدن در 19سالگی. یکسال پیش اینترمیلان برای خریدنش فقط 2میلیون یورو هزینه کرد، اما جوزپه‌مه‌آتزا جای خوبی برای پدیده‌های جوان نیست. همان‌طور که برای بونوچی و آندره‌‌آ پیرلو نبود و هیچ وقت در اینترمیلان بهشان فرصت بازی نرسید. زانیولو هم بدون یک دقیقه بازی شهر میلان را ترک کرد و به عنوان بخشی از قرارداد راجا ناینگولان به رم رفت و این شروع ماجرا بود.

می‌گویند هر چقدر هم که در فوتبال استعداد داشته باشید، برای پیدا کردن مسیر ورود به فوتبال حرفه‌ای باید شانس بیاورید. نیکولوی 18ساله هم در رم خوش‌شانسی را در آغوش گرفت. جدایی کوین استروتمن  و رفتنش به مارسی و مصدومیت شدید دانیله ده‌روسی، شبیه تونل خوشبختی‌ای شد که زانیولو را به ترکیب اصلی گرگ‌ها برساند. 19سپتامبر 2018، وقتی نیکولوی گمنام لباس رم را پوشید و برابر رئال مادرید بازی کرد، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد او تنها ظرف چندهفته، به تیم ملی ایتالیا برسد، اولین گل دوران فوتبالش را برابر ساسولو بزند و ناجی گرگ‌ها برای فرار از یک شکست دیگر برابر میلان در ورزشگاه المپیکو باشد.

نیکولوی 19ساله برای رسیدن به جایگاه این روزهایش تنها به چندهفته زمان نیاز داشت؛ چندهفته فرصت برای تبدیل شدن از بازیکنی که طی یکسال در هیچ مسابقه رسمی‌ای شرکت نکرده بود، تا یکی از بهترین هافبک‌های سری آ در این فصل. تابستان گذشته وقتی مونچی، به عنوان یک مدیر ورزشی موفق به رم آمد، همه منتظر درخشش بازیکنانی بودند که مونچی خریده بود؛ انزونزی، کریستانته و جاستین کلایورت. اما همه این ستاره‌ها بدل شدند به خریدهای ناموفق رم. شبیه پتکی روی سر مدیران باشگاه که ستاره‌های فصل پیش را فروختند و جایشان را با بازیکنان متوسطی پر کردند که رم را هم مثل خودشان تبدیل به تیمی متوسط کنند. اما شهر رم، همیشه با افسانه‌هایش جاودانه است و نیکولو زانیولو، حالا آخرین افسانه شهر شده؛ افسانه پسربچه‌ای که برای رقص با گرگ‌ها پایش را به المپیکو گذاشت و ناجی آنها شد.