به بهانه 9 مهر سالروز درگذشت هادی نوروزی/ مارت بمیره مار

چهار سالی شده که از آن خبر عجیب در نهم مهرماه 94 می گذرد، خبری شوکه کننده و غیر قابل باور، از آن دست خبر ها که مطمئن بودی تکذیب می شوند....

چهار سالی شده که از آن خبر عجیب در نهم مهرماه 94 می گذرد، خبری شوکه کننده و غیر قابل باور، از آن دست خبر ها که مطمئن بودی تکذیب می شوند.

خبر اما تکذیب نشد، خبرگزاری ها یک به یک خبر را تایید می کردند و فوتبال ایران در شوک غرق شده بود. هادی نوروزی کاپیتان پرسپولیس به دیار باقی شتافته بود. غوغایی بر پا بود، از شمال تا تهران، از کپورچال تا تهران سیل اشک جاری بود. 

چکاچک فلش دوربین ها اعصاب می زد
همسر هادی خان و هانی سوژه عکاس ها بودند، سید جلال وسط معرکه بود، چکاچک فلش های دوربین ها اعصاب می زد مخصوصا سلفی گیر های نامرد که متاسفانه همه جا هستند از پلاسکو تا مراسم ختم، از شوق تا شوک!، آبی و قرمز هم نداشت، انگار همه وحشت کرده بودند، دنیا یک دم است، می آید و می آید و می آید و در دم نمی آید! برای هادی که ورزشکار هم بود این موضوع ترسناک تر هم می شد! 
عاشقانش با سرگیجه می آمدند و می رفتند و نمی فهمیدند باید چه کنند؟

مارت بمیره مار
فردای آن روز در کپور چال زادگاه هادی خان جمعیت مثل سیل می آمد و می رفت. ازدحام جمعیت به قدری بود که کنترل آن از دست ماموران انتظامی خارج شد. بیش از 10 هزار نفر با حضور در ورزشگاه هفت تیر بابل در این مراسم شرکت کردند که تعدادی از آنها روی فنس ها و محل های ناامن ورزشگاه مستقر شده بودند. همین امر باعث شد تا مسئولان برگزاری به هواداران تذکر دهند تا از روی محل های ناامن پایین بیایند تا فاجعه دیگری رخ ندهد. سالها پیش در ورزشگاه شهید متقی ساری ازدحام تماشاگر و فرو ریختن بخشی از ورزشگاه فاجعه ای را رقم زده بود.
به یاد ماندنی ترین اتفاق در آن مراسم را مادران کپورچالی رقم زدند، آنها اگرچه با دنیای مستطیل سبز چندان آشنا نبودند اما در سوگ جوان نام آشنای فوتبال ایران بر سر و سینه می زدند و می گفتند « ماره بمیره مار». یعنی الهی مادر فدایت شود.

نوروزی – روحت شاد!
علت مرگ: ایست قلبی اعلام شد، هادی اما تنها سی سالش بود، زن جوان و دو بچه خردسال داشت، هنوز چند هفته ای بیشتر از حمله سکوهای سرخ به او نذشته بود، هواداران کمی با او زاویه داشتند و انتقاد می کردند، البته مدتی گذشته بود و هادی خان نظر همه را جلب کرده بود اما همان شعارها موجب شد که یکی از بازیکنان بگوید: هادی را دق دادند.
دق که ندادند، فوتبال است و همین حرف ها اما خیلی ها روی همان سکوها هنوز هم از خودشان دلخورند که چرا با هادی در خور و شایسته برخورد نکرده اند. 
پس از این اتفاق بود که همه فهمیدیم انتقاد کردن از روی سکو ها حد و مرز دارد، زیاده روی ندارد، پرسپولیسی ها اما معرفت را هنوز هم در حق او حداقل روی سکو تمام کرده اند . کافی است تا دقیقه 24 صبر کنی تا این شعار را بشنوی:
«نوروزی ---- روحت شاد»!

هادی فروشنده پیراهن پرسپولیس نبود
با مرامی اما شاید به همان سکوها محدود شد، چون خیلی ها به همسر و فرزند هادی خان قول کمک دادند و انجامش ندادند. یکی دو ارگان و یکی دو نفر نبودند، زیاد بودند، اما وفای به عهد نکردند برای هادی که سال ها در پرسپولیس عرق ریخت و تلاش کرد و گل زد و شادی را به خانه هواداران سرخ آورد. 
هادی یک پرسپولیسی تمام عیار بود که اصرار داشت در پرسپولیس بماند و اگر هم دست روزگار او را جدا می کرد دوباره برمی گشت و بازوبند را به بازو می بست. از اینها نبود که یک سال قرارداد می بندند و فردا به دنبال یک قران بیشتر باشگاهشان را عوض می کنند و هوادار را دل چرکین. از این دوزاری ها نبود، او تلاش میکرد و شاید به همین دلیل هم بود که هوادار پرسپولیس ول کنش نیست و چون یاری با وفا دقیقه 24 را از یاد نمی برد.

حالا 4 سال از آن روز ها می گذرد، دوباره 9 مهر ماه شده و دوباره غم ها سراغت می آیند، سراغ توی هوادار و بوقی که با بغض زده می شد. هادی جوانمرگ شد، او تازه سی بهار را دیده بود و کسی این رفتن را باور نداشت. 
سخت است فکر کردن به همسر و فرزندانش، سخت است پرسپولیس را بدون کاپیتان نوروزی تصور کردن هنوز!
فوت هادی خان تاثیر عمیقی روی تاریخ پرسپولیس به همین دلیل گذاشت، رفتن او چنان همبستگی و همدلی برای حفظ میراث او به پرسپولیس داد که جام پشت جام درو شد همه به عشق هادی نوروزی. 
کاش بودی و می دیدی هادی خان، کاش بودی و صدای بوق های کر کننده قهرمانی و ووزلاهای بغض آلود را می شنیدی، کمتر کسی سعادت اینهمه یاد آوری هر هفته در مراسمی چند میلیون نفری را دارد. خوش به سعادتت ، سلام مجدد ما را به حجازی ها و پورحیدری ها و آشتیانی ها و ... برسان.

اخبار مرتبط:

پیام فدراسیون در سالروز فوت کاپیتان هادی نوروزی

تگ ها


سالروز فوت هادی نوروزی هادی نوروزی به یاد هادی نوروزی