به مناسبت سالروز تلخ‌ترین حادثه زندگی عابدزاده؛ وقتی ایران نگران شد

کسی باور نمی ‌کرد آن قلعه‌چی رشید روی تخت بیمارستان مبارزه ای تازه را آغاز کرده است....
کسی باور نمی ‌کرد آن قلعه‌چی رشید روی تخت بیمارستان مبارزه ای تازه را آغاز کرده است.

برای احمدرضا عابدزاده بدترین روز زندگی‌اش در اسفند ماه سال 1380 رقم خورد.

به گزارش مدال، 17سال از روز واقعه می گذرد؛ 12 اسفند ماه بود و ایرانیان در تدارک عبور از سال کهنه و ورود به تعطیلات نوروزی که یک خبر باورنکردنی همچون بمب در کشور پیچید؛ احمدرضا عابدزاده به دلیل عارضه مغزی در بیمارستان کسری تهران با مرگ دست و پنجه نرم می کند.

انتشار خبر در روزهایی که مثل امروز دنیای مجازی فرمانروایی رسانه ای نداشت، آنقدر بازتاب داشت که دوستداران احمدرضا از گوشه گوشه ایران خودشان را به خیابان الوند و مقابل بیمارستان کسری رساندند.

خبرهای تلخ پشت سر هم ردیف می شد و برخی پارا فراتر گذاشته و شانس زنده پیروزی عابدزاده در این نبرد را اندک می دانستند.

احمدرضا که قرار بود با تعدادی از دوستان ورزش اش برای سفری یک روزه راهی جنوب شود حالا روی تخت بیمارستان در بیهوشی کامل بود.

به مناسبت سالروز تلخ‌ترین حادثه زندگی عابدزاده؛ وقتی ایران نگران شد

نفیسه لطفیان همسر عابدزاده درباره آن شب اتفاق تلخ می گوید: «ساعت حدود یک شب بود که سردرد شدیدی گرفت و درد شدیدی احساس کرد. داد و فریاد می‌کشید. بلافاصله او را به بیمارستان رساندیم و به کما رفت.

آن شب عروسی یکی از آشنایان بود که آخر شب سر احمدرضا درد گرفت و گفت بلند شو برویم که سرم درد گرفته است. اول رفتیم به بیمارستان ایرانمهر ولی احمدرضا را پذیرش نکردند و گفتند ما نمی‌توانیم. گفتند خطرناک است و اگر اتفاقی بیفتد برای بیمارستان ما خیلی بد می‌شود. اضطراب زیادی داشتم. ساعت یک شب زنگ زدم به علی انصاریان و مهدی هاشمی نسب و گفتم این مشکل به وجود آمده. زنگ زدند دکتر نوروزی که با تیم پرسپولیس همکاری داشت. ایشان سریع وارد عمل شد و در بیمارستان کسری یک تخت فراهم کرد و رفتیم آنجا.»

به مناسبت سالروز تلخ‌ترین حادثه زندگی عابدزاده؛ وقتی ایران نگران شد

اهالی فوتبال خودشان را به بیمارستان رسانده بودند و ازدحام مردم مقابل بیمارستان کسری به حدی بود که تعجب همگان را موجب شده بود.

کمتر جراحی بود که برای انجام جراحی احمدرضا پیش قدم شود و از سوی دیگر دکتر عباسیون معروف به پنجه طلایی برای انجام جراحی خواستار انتقاب عابدزاده به بیمارستان آراد شده بود اما تکان دادن بیمار ممکن نبود.

رایزنی ها آغاز شد. ابتدا عنوان شد که دکتر عباسیون به همراه خانواده اش به بیرون از شهر دفته است و سپس خبر رسید که تماس رییس جمهور وقت سبب شده تا وی به حضور در بیمارستان کسری و جراحی عابدزاده راضی شود.

زمان برای سنگربان محبوب به سرعت می گذشت و این گذر زمان خطرناک ترین اتفاق برای چنین بیماری بود. حتی بحث انتقال به وسیله هلی کوپتر مطرح شد.

تصور این اتفاق برای حرفه ای ترین ورزشکار آن سالهای ورزش ایران که در سلامت زندگی اش تردیدی وجود نداشت دشوار بود اما به هرحال دست تقدیر او را به آن حال و روز کشانده بود.

همان روز، جراحی موفقیت آمیز انجام شد تا وی وارد دوران نقاهت شود؛ نقاهتی که شگفتی هایی را به همراه داشت. از دویدن احمدرضا در راهروهای بیمارستان فردای جراحی تا انجام حرکات کشش توسط او روی تخت بیمارستان.

سنگربان دوست داشتنی خیلی زودتز از حد تصور به زندگی عادی برگشت و با آنکه در بینایی و تکلم مشکلاتی داشت اما به شکل شگقت انگیزی زندگی ورزشی خود را از سر گرفت و مدت زمان کوتاهی پس از جراحی انجام شده روی سرش مسیر باشگاه بدنسازی را پیش گرفت.

همان روزها نقل قولی از دکتر عباسیون به گوش رسید که در نوع خود جالب بود.

عباسیون وقتی با این سوال که علت عارضه مغزی عقاب چه بوده مواجه شد گفت: من اصلا فوتبالی نیستم و فوتبال تماشا نمی کنم و شاید تنها یک بازی را دیده ام و آن هم باز ایران و استرالیا بود که ستاره اش آقای عابدزاده بود.همان روز وقتی  دیدم در آن فشار بازی و جو ورزشگاه ملبورن او می خندد و به تیم روحیه می دهد متوجه شدم فشار زیادی را متحمل می شود اما بروز نمی دهد.

این نقل قول از عباسیون موید این مسئله بود که عارضه مغزی عابدزاده بی ارتباط به فشارهای روحی سالهای حفاظت وی از دروازه تیم ملی و باشگاه پرسپولیس و البته تحمل نا مهربانی ها نبوده است.

به مناسبت سالروز تلخ‌ترین حادثه زندگی عابدزاده؛ وقتی ایران نگران شد

عقاب حالا به لطف دعای مردم ایران و قدرت بی نظیر بدنی اش سالم و برقرار است و محبوبیت فزاینده وی او را از خیلی ها متمایز می کند.