بی اخلاق ترین شروع تاریخ لیگ فوتبال ایران؛ التهاب از آزادی تا اهواز!

به قلم محمد سررشته داری مشاور رسانه ای مدال و روزنامه نگار حجم بی اخلاقی ها و بد اخلاقی ها در لیگ برتر ......
به قلم محمد سررشته داری مشاور رسانه ای مدال و روزنامه نگار

حجم بی اخلاقی ها و بد اخلاقی ها در لیگ برتر  ...

به قلم محمد سررشته داری مشاور رسانه ای مدال و روزنامه نگار

حجم بی اخلاقی ها و بد اخلاقی ها در لیگ برتر هجدهم با سرعتی فزاینده بالا می رود و با سرعتی بی بدیل از همین آغاز ماجرا شروع شده است. 
در هفته اول هواداران استقلال شعارهای خود را علیه وزیر ورزش روی سکو رها کردند. در هفته های بعدی بازیکن پرسپولیس با بازیکن حریف درگیر شد و با لگو او را زد و روی سکو ها هم شعارهای قومی قبیله ای در اهواز سر داده شد و یک سرباز نیروی انتظامی مصدوم و به بیمارستان منتقل شد و باقی سرباز ها سعی کردند کودکان را از میان حملات وحشیانه پرتاب سنگ نجات دهند. 
پس از این اتفاق سکو های آزادی ملتهب بود. هواداران تراکتور سازی به سهم ده درصدی خود قائل نبودند و برای به دست آوردن سهم غیر قانونی و بیشتر درگیر شدند و فنس ها را شکستند و برخی از آنها هم پرچم های عجیب در دست داشتند. درون زمین هم از تاتو های منشوری گرفته تا شوخی های منشوری دیده شده است در دیدار پرسپولیس و فولاد هم یک لیدر برای آرام کردن مردم به درون تونل سقوط کرد.  حتی در یکی از دیدار ها برای اولین بار شعارهای سیاسی هم سر داده شد و البته چشم یک هوادار استقلال هم مجددا آسیب دید. این حجم از ناهنجاری تا کنون دیده نشده بود که حالا دیده شد. 
این حجم از خروج از قاعدگی  تا کنون سابقه نداشت اما مسبوق شد به سابقه. در واقع نگرانی ها به اوج رسیده است و برخی حتی می پرسند لیگی که با اینهمه درگیری شروع شده اصلا به انتها می رسد یا نه؟

دیدگاه های مختلف تنها برای دیدن و اجرا نشدن
دیدگاه ها مختلف است. برخی کمیته انضباطی را محکوم می کنند در حالی که این کمیته و آن کمیته اخلاق در همین سه هفته چندین بازیکن را محروم کرده و استقلال اهواز را هم از داشتن تماشاگر محروم کرده در حالی که حتی لیگ کلا با محرومیت صنعت نفت شروع شد.
این حکم محرومیت ها به نظر می رسد اصلا نتیجه نمی دهد و شاید هم نتیجه معکوس در عالم لج بازی دارد. برخی دیگر معتقدند که تا بانوان به ورزشگاه ها نیایند اتفاقات همانطور که از سماور تا خاور بزرگتر و بی شرمانه تر شده بودند همچنان روند صعودی خود را در پیش خواهند گرفت. 
برخی دیگر لیدرها و بوقچی ها را مسئول می دانند تا جایی که در هفته اول لیدرهای استقلال بابت شعارهای هواداران استقلال محکوم شدند و در هفته سوم لیدر پرسپولیس به نوعی عامل اغتشاشات اهواز معرفی شد. اما نکته مهم اینست: هر کس هر عقیده ای هم که دارد فرقی ندارد همه فقط تماشاگر اتفاقات فوتبال هستند و هیچکس از نه راهکارهایش حرفی می زند و نه ایده ای عملیاتی برای مقابله با چنین اتفاقات عجیبی دارد. 

این جنگ است یا مسابقه فوتبال؟
فرقی ندارد هر چه هست اوضاع خراب است و به نظر نمی رسد که سازمان لیگ، فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش هم هیچ ایده ای ندارند. آنها سالهاست که هیچ ایده ای ندارند و تنها مسکنی هستند که التهاب های بزرگ شونده را دست به دست به مدیران بعدی می سپارند و تمام. 
فوتبال برشی از جامعه است، تحریم های دشمنان برخی را خسته کرده و برخی دیگر هم به دلیل تلاش روزانه خسته هستند. عده ای هم که اصلا حاضر نیستند بدون خانواده خود به ورزشگاه ها بیایند در نتیجه ورزشگاه افتاده دست برخی تماشاگرانی که یا خسته اند یا عصبی. 
از سرویس های بهداشتی گرفته تا درون زمین هیچ چیز نه درست است و نه در دست تعمیر. سالهاست که فدراسیون فوتبال می گوید باید زیر ساخت ها را برای حضور خانم ها در استادیوم ها آماده کنیم اما دریغ از یک حرکت واقعی. 
ندیدن نیازها و مطالبات در فوتبال در حال منحرف کردن این ورزش از روح پهلوانی و مردی و مردانگی است که این اصلا اتفاق خوبی نیست. 
این اتفاق ها در حالی رخ می دهد که بازی های لیگ برتر به صورت مستقیم پخش می شوند و در سراسر دنیا دیده می شوند. با کم کردن صدا و یا تصویر نگرفتن از اتفاقات عجیب هم نمی توان این موضوع را برطرف کرد چون در دنیای کنونی و در عصر ارتباطات هم فیلم و هم عکس دیده می شوند و به این ترتیب پنهان کردن اتفاقات ممکن نیست. 

اینگونه به جنگ میزبانی با عربستان می رویم؟
با این وضعیت نه می توانیم و نه انصاف است که در جنگ میزبانی ما دعوا را از امثال عربستان ببریم این که هیچ، مهمتر از آن اینست که بچه های ما در استادیوم ها اصلا در امان نیستند و هر لحظه ممکن است سنگ یا صندلی به سرشان برخورد کند و خدای نکرده اتفاقی برای آنها رخ دهد. 
باید دید در نهایت چه اتفاقی رخ می دهد و کار به کجا می رسد آیا اصالتا کسی این پروسه را مدیریت می کند و آیا از جامعه شناسان برای کاهش دادن مسائل ناهنجار در استادیوم ها کمک گرفته می شود یا اینکه جامعه شناسان را داریم تنها برای مصاحبه بعد از اتفاقات عجیب برای باز و بسته کردن پرونده؟