تبر به درخت افتاده یا خوشحالی از یک پارادایم‌شیفت؟

آن چه که امروز پیش روی ماست، چکیده‌ای از هشت‌سال تفکر کارلوس کی روش، زمام دار فوتبال ملی ما است. یک بار چهارمی و یک بار سومی در گروهمان در جام جهانی، و همچنین دو بار حذف در جام ملت های آسیا در دو مرحله یک‌چهارم و نیمه‌نهایی...

آن چه که امروز پیش روی ماست، چکیده‌ای از هشت‌سال تفکر کارلوس کی روش، زمام دار فوتبال ملی ما است. یک بار چهارمی و یک بار سومی در گروهمان در جام جهانی، و همچنین دو بار حذف در جام ملت های آسیا در دو مرحله یک‌چهارم و نیمه‌نهایی

مدال - خلاصه اخبار فوتبال ایران در روز سه شنبه، نهم بهمن ماه 1397 این جمله است؛ باختیم، حذف شدیم و حسرت جام آسیایی برای ما دست‌کم 47 ساله شد. سرمربی تیم ملی پس از هشت سال تغییر، و فوتبال ما نوعی از پوست‌اندازی را تجربه خواهد کرد.
آن چه که امروز پیش روی ماست، چکیده‌ای از هشت‌سال تفکر کارلوس کی روش، زمام دار فوتبال ملی ما است. یک بار چهارمی و یک بار سومی در گروهمان در جام جهانی، و همچنین دو بار حذف در جام ملت های آسیا در دو مرحله یک‌چهارم و نیمه‌نهایی، کارنامه عینی و خروجی کار سرمربی پرتغالی دوره اخیر فوتبال ایران بوده است. دوره ای که شاید بعدها از آن به عنوان پارادایم کی‌روش در فوتبال ایران یاد شود. اما آیا حضور کی‌روش در ایران به همین کارنامه خلاصه می‌شود؟

اولین اقدام عملی کارلوس کی‌روش برای ساماندهی آن چه که به دنبالش بود، مبارزه با بازیکن‌سالاری، این مشکل قدیمی و ریشه دار فوتبال ایران بود. اولین قربانی هم سید مهدی رحمتی بود. قرار بود سرنوشت دروازه‌بان استقلال، آینه عبرتی برای جوانان فوتبال ایران باشد که شرط پوشیدن پیراهن تیم ملی، چون و چرا نکردن در تصمیمات نفر اول کادر فنی است. الگویی که در سال هشتم شکسته شد و اتفاقی که عینا باعث دورشدن مهدی رحمتی از دروازه تیم ملی شد، در مورد سردار آزمون مصداق نداشت.

در این دوره هشت ساله، نظم و انضباط فردی بازیکنان، احترام به حریف و بهترین بازیکن تیم ملی را تیم‌ملی دانستن، آموزه کی‌روش برای بازیکنان بود. آزمون سردار از این آموزه اما هیچوقت بدینگونه نبود. هنگامی که بازیکن از حمایت بی‌چون‌وچرای سرمربی اطلاع حاصل می‌کند، با یک انتقاد خداحافظی می‌کند، با یک ناز بازمی‌گردد و با انتقاد مجدد، شادی گل خود را منصه متلک می‌کند.طی هشت سال، معضل بازیکن‌سالاری در لیگ داخلی ما به وضوح حل شد، اما با طی شدن مسیری معکوس، این معضل به تیم ملی کشیده شد. این دوگانگی‌ها، ما را به نکته بعدی پارادایم هشت‌ساله کی روش خواهد رساند.

«پرچم صلح را بالا ببریم» یا «الان وقت وفاق و همدلی است»، جملات کلیدی کی روش پیش از بازی‌های مهم تیم ملی بود. بازیافتن وفاقی که هر از چندی با بگومگوهای داخلی با مسئولان و پیشکسوتان فوتبال دستخوش تغییر می‌شد، خواسته همیشگی کی‌روش پیش از مسابقات سهل و یا سخت تیم ملی ایران بود. اما با تمام شدن این دوره هشت‌ساله دیگر می‌توان با چراغ روشن به سراغ این بگومگوها رفت. در چهار تورنمنت مهم برگزار شده در این پارادایم هشت‌ساله و البته دیگر بازی‌های کلیدی تیم ملی، می‌توان به نمونه‌های فراوانی اشاره کرد که نفر اول کادر فنی تیم ملی، بدون پیش‌زمینه جدید، بدون مطرح‌شدن انتقادی از سوی منتقدان، به یکباره و ناگهان مسائلی را مطرح می‌کرد که آرامش از فوتبال ایران گرفته می‌شد. آخرین نمونه آن نیز صحبت‌های بی‌مقدمه و به یک‌باره‌ی او راجع به وزارت ورزش‌وجوانان و ارجاع وزیر به سخنان رهبر انقلاب، نه بعد از شکست، نه بعد از یک اتفاق غیر منتظره، که پس از پیروزی ایران در یکی از مسابقات دور گروهی همین جام ملت‌ها بود. به عینه معلوم بود که این دوگانگی در گفتار و رفتار کی‌روش، شمشیر منتقدان را برنده تر و تنور جنگ‌های روانی و حاشیه‌های تیم ملی را افروخته‌تر می‌کند.

یکی از تاکیدات همیشگی کارلوس کی روش، استفاده از سخت افزار معقول و متناسب برای هرچه بیشتر کردن آمادگی جسمانی بازیکنان و ملی‌پوشان بود. سخنانی به جا و فشارهایی لازم، که ماحصل آن مرکز پک و تجهیز ایفمارک بود. مراکزی که پس از اتمام پارادایم کی‌روش در فلسفه فوتبال ایران، برای مطلق مفهوم ورزش و ورزشکاران مختلف به یادگار باقی می‌ماند. صحبت از نقش مشخص کی‌روش در راه اندازی و افزایش کیفیت سخت افزاری مراکز مهم ورزشی، بحث را به درازا خواهد کشاند، اما آنچه که مورد انتقاد منتقدان واقع می‌شد، شکل و شیوه برخورد نفر اول کادر فنی تیم ملی با ایشان بود. هنگامی که سرمربیان تیم‌های باشگاهی و رده‌های ملی احساس می‌کنند که میان یک دعوای کودکانه و «این برای من است، آن برای تو» گیرکرده اند، انتظار بگومگوها و مصاحبه‌های مملو از گلایه را کشیدن پربیراه هم نخواهد بود.

احترام به رقیب، همیشه در رفتار و گفتار نفر اول کادر فنی تیم ملی دیده می‌شد. اما این احترام تا زمانی نمود مشخص داشت که رقیب، رقیب تیم ملی باشد، نه رقیب کی‌روش. هر زمان که نفر اول کادر فنی تیم ملی ایران در هشت سال گذشته، خطری هر چند کوچک را متوجه جایگاه خود می‌دید، کت سرمربیگری را در می‌آورد، کت مدیریتی خود را به تن می‌کرد و به دوست و دشمن می‌تاخت و با ادبیاتی گزنده و مملو از مار و عقرب و کروکودیل، استراتژی‌های مدیریتی خود را برای جنگ‌های بیرون زمین به کار می‌بست. در حالی که همگان از او انتظار اندازه‌زدن کت قهرمانی را داشتند. بی احترامی به رقیب خارج از زمین فوتبال، سازوکاری است که ممکن است یک یا دو بار جواب دهد. اما اگر هشت سال علی‌الدوام تکرار شود، دلگزا، خسته کننده، فرساینده و حوصله سربر خواهد بود.

خلاصه اخبار فوتبال ایران در روز سه شنبه، نهم بهمن ماه 1397 این جمله بود؛ باختیم، حذف شدیم و حسرت جام آسیایی برای ما دستکم 47 ساله شد. امروز حاصل هشت‌سال کار کی روش را در دست خود گرفته و به آن نگاه می‌کنیم و اگر بخواهیم از چارچوب منطق و عقلانیت خارج نشویم، باید محاسن و معایب او را به صورت توامان در نظر گرفته و تبرهای تیزمان را برای درخت افتاده درنیاوریم. هر شخصی با هر کارنامه ای در جایگاه نفر اول کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران تکیه بزند، باید بدانیم که راه موفقیت، درس گرفتن از اشتباهات گذشته و تکرار نکردن آن است. این درسی است که پیش از بازیکنان ملی پوش و باشگاهی، پیش از پیشکسوتان و پیش از منتقدان، باید مسئولین فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران بیاموزند.

* حمیدجعفری