توهم بزرگ‌بودن

سجاد بیات . روزنام ......

سجاد بیات . روزنامه نگار

به گزارش مدال به نقل از شرق-از همان روزهایی که دوستان رسانه ای کاپیتان، بدون توقف روی سطح فنی او مانور می دادند، باید حدس می زدیم او خیلی زود به جایگاهی می رسد که خودش را فراتر از اسطوره ها ببیند. از همان روزها باید حدس می زدیم پرچم دار بایکوت مراسم رژه المپیک، در اولین تجربه تاریخ والیبال در این رقابت ها، زیر بار مجیزگویی های باورنکردنی و تملق گویی های عجیب تر از آن، خیلی زود خواهد شکست و به این کاریکاتوری که امروز می بینیم تبدیل خواهد شد.سعید معروف که از همان روزهای ابتدایی چهره شدنش توجه زیادی به رفتارش نداشت، ماه هاست دیگر به مسائل فنی هم توجهی ندارد و آن بازیکنی که بود، نیست؛ اما مسئله اصلی، مسائل فنی این بازیکن نیست. هر ورزشکاری بالا و پایین دارد و باید انتظار داشت که افت کند؛ اما آن چیزی که نباید در یک ورزشکار افت کند، شخصیت اوست.این روزها که فدراسیون والیبال به عنوان یک فدراسیون یک رشته ورزشی به المپیک صعودکرده، فاصله گرفته است، انتظار بی جایی نیست اگر بخواهیم کاپیتان و «بزرگ تر» تیم ملی تلاش کند وضعیت عجیب تیم ملی را مدیریت و بازیکن ها را کنار هم جمع کند؛ اما سعید معروف که «توهم بزرگ بودن» در سراسر دوران بازی اش دیده شده، نه تنها عاملی برای آرامش این رشته توفان زده نیست، بلکه هیزم هم در آتش ناآرامی ها می ریزد.هنوز چند روز از درگیری بچگانه عادل غلامی و محمد موسوی نگذشته است؛ درگیری ای که در نهایت به اخراج طرف خوش کارنامه تر از تیم ملی تمام شد و کسی نفهمید چطور رفیق شفیق معروف که یک طرف درگیری بوده، هیچ بازخواستی نشد. فدراسیون والیبال آن قدر سریع عادل غلامی را از تیم ملی کنار گذاشت که کسی فکر نکرد این موضوع اگر در کمیته انضباطی فدراسیون بررسی شده، چرا طرف دیگر دعوا بدون سزا باقی مانده است؟ اگر پچ پچ های درگوشی این روزها که حکایت از تأثیر معروف در این پرونده و کمک او به محمد موسوی حقیقت داشته باشد، باید فاتحه کار را همین جا خواند.آنهایی که در یک دهه اخیر والیبال را دنبال کرده اند، خوب می دانند این اتفاق ها اصلا عجیب نیست؛ در این سال ها همیشه گروهی در تیم ملی ایزوله بوده اند و هیچ وقت کسی به آنها نگفته بالای چشم تان ابروست. اعضای همین گروه بودند که باعث خط خوردن یک جوان شایسته از فهرست المپیک شدند و اعضای همین گروه بودند که شب افتتاحیه المپیک، به خودشان اجازه دادند اولین رژه تاریخ والیبال ایران را در بزرگ ترین رویداد ورزشی جهان بایکوت کنند؛ اما اتفاقی که بعد از این درگیری و حکم فدراسیون افتاد، اوج ماجرا بود.سعیدخان معروف در پستی که با عکس شمایل مبارک خودشان منتشر کردند، خبرنگارها را حسابی نواختند و چیزهایی نوشتند که هر قلم سالمی از بازنشر آن حقیقتا شرم دارد. اینکه استاد فکر می کند والیبال نیاز به معلم اخلاق ندارد و کسی نباید درباره اخلاق در ورزش صحبت کند، از همان «توهم بزرگ بودن» او سرچشمه می گیرد و حرفی در آن نیست؛ اما توهین هایی که او در همان چند خط کرده، شایسته پیگیری جدی هستند؛ البته نه از طرف فدراسیون به خواب رفته والیبال!کاش آقای کاپیتان همان طور که خودش نوشته، جرئت داشته باشد و حرف هایی را که می گوید، بزند تا آنهایی که باید، نتوانند سرشان را بالا بگیرند.

 

تگ ها


اخبار روز المپیک