تیم امید مثل بازی «پک‌من» مربیان را می‌بلعد!

از محمد مایلی کهن، محمد خاکپور، فرهاد مجیدی، حمید استیلی، کرانچار و غیره تا برانکو، قلعه نوعی و علی دایی موفقیت، برنامه ریزی می‌خواهد....

تیم امید مثل بازی «پک‌من» مربیان را می‌بلعد!

شاید باید بنویسیم تیم امید مثل بچه های طلاق می ماند، اما واقعیت اینست که تیم امید وضعیتش از بچه های طلاق بدتر است، چون پدر و مادر تیم امید از هم طلاق نمی گیرند، بلکه با طلاق عاطفی کنار هم می مانند و به جنگ با هم ادامه می دهند و تیم امید که بین آنها یعنی بین کمیته ملی المپیک و فدراسیون –دست به دست می شود حتی توجه کافی و وافی یکی از والدین را هم نخواهد داشت. 

بچه ناتنی طلاق!
این تیم به بچه ناتنی می ماند که پدر و مادر ناتنی او را به چشم اضافه ای می بینند که فقط باید از جلوی راه آنها برداشته شود. بیش از 40 سال است که تیم امید ایران به المپیک نرفته است. دلیلش این نیست که ما مربی و بازیکن مستعد نداریم بلکه دلیلش اینست که تیم امید بی صاحب است و کسی به آن فکر نمی کند . از محمد مایلی کهن ها بگیرید تا مجیدی ها و خاکپور ها و ... همه آمده و رفته اند و نتیجه ای هم حاصل نشده است. 
به همین چند ماه اخیر نگاه کنید، تیم امید را از کرانچار گرفتند و مدتی بی مربی بود. بعد آن را به فرهاد مجیدی دادند که کلا پنج بازی سرمربی استقلال بوده و تا قبل از آن سر کوچه محله اشان هم مربیگری نکرده بود. 
پس از آن تیم را از فرهاد گرفتند و به حمید استیلی دادند که کارنامه اش پر از شکست بود و فاجعه! تصور کنید تیم امید را همین امروز به برانکو بدهیم، به امیر قلعه نوعی بدهیم، به یک مربی صاحب سبک حتی به علی دایی که متخصص جوانگرایی است بدهیم و زمان و برنامه را ردیف کنیم. نتیجه چه می شود؟
حالا نتیجه چیست؟ از کرانچار این تیم را گرفتیم و به فرهاد دادیم و به فرهاد هم حتی فرصت ندادیم که برنامه ریزی کند و فکر کند و بازیکنش را خودش دعوت کند و حالا آن را به استیلی داده ایم آن هم در حالی که گروهی بسیار سخت در پیش داریم و صعودمان کار راحتی نیست. 
تیم امید را مثل چوب امدادی به یکدیگر سپرده ایم، مثل توپ ماهوتی در هفت سنگ آن را به هم پاس می دهیم تا یکی را بسوزانیم. 
 

تیم امید مثل پاک من مربیانمان را می خورد!
مثل چوب الک دولک آن را پرتاب می کنیم، مثل بازی کامپیوتری پک‌من رهایش کرده ایم تا مربیانمان را یکی یکی بخورد! مثل کمبت به او ضربات مرگبار کامپیوتری می زنیم. 
کاش تیم امید یک متولی داشت، یک متولی برای همه فصول که خودش تصمیم بگیرد و آن را اجرایی کند و تمام. حالا چند ماه دیگر را هم تیم امید از دست داده است. استیلی هم خودش مانده و حوضش! 
مردم عاشق تیم امید هستند، مردم این تیم را شاید از تیم بزرگسالان هم بیشتر دوست داشته باشند اما با این وجود به عشق آنها کسی اهمیتی نمی دهد. شاید همین مطلب را هم فدراسیون فوتبال برای کمیته المپیک بفرستد و کمیته المپیک برای فدراسیون فوتبال! 
نه از این تیم چیزی در نمی آید، بدون برنامه ریزی بلند مدت و تکیه بر کارنامه خوب و بازی های تدارکاتی قوی و حمایت باشگاه ها مگر می شود که بشود؟ نه نمی شود که بشود!

بیشتر بخوانید:

پشت پرده اختلاف استیلی و مجیدی از زبان ماجدی

تگ ها


تیم امید ایران تیم فوتبال امید ایران تیم ملی امید ایران سرمربی تیم امید فرهاد مجیدی تیم امید فوتبال