جای خالی مسی در بارسلونا با هیچ کس پر نمی شود

داستان لیونل مسی و بارسلونا محدود به آمار و ارقام نجومی نمی شود، بلکه چیزی بیش از آن است: خاطرات...

"لحظات سختی وجود دارد، شکست های زیادی می خوری، اما روز بعد دوباره تمرین می کنی و بعد از آن بازی دیگر و شانس دیگری وجود دارد، اما این بار نه، این بار دیگر تکرار نمی شود." این ها جملات شماره 10 سابق بارسا بود. بله حقیقت دارد این بار دیگر همه چیز تمام شد.

در روزهای آتی بیشتر شاهد لحظات این چنینی هستیم. یاداوری های کوچک، لحظاتی که دردهای حاصل از باخت ما را به یاد مسی می اندازد. از روز یکشنبه در دیدار مقابل رئال سوسیداد، سختی ها و یادآوری ها آغاز می شود.

از سال 2005، این اولین بازی بارسا بدون حضور مسی  خواهد بود. او حتی نتوانست خداحافظی درخوری داشته باشد.

بعد از 18 ماه، 29803 هوادار بارسا می توانند دوباره قدم در نیوکمپ بگذارند، اما این ورزشگاه خالی تر از همیشه به نظر می رسد. همه لباس مسی را به تن می کنند، مسی را تشویق می کنند اما خبری از خود او نیست. او در هر جایی به چشم می خورد به جز زمین چمن.

لیونل مسی پس از 17 فصل، از تیم جدا شد و طوری همه چیز را ترک کرد که گویی فوتبال اسپانیایی را هم با خود برد. چگونه می توان با اعداد و ارقام این اتفاقات را محاسبه کرد، چگونه می توان جای خالی مسی را با عدد و رقم خاصی نشان داد؟

او 21 سال از عمرش را در بارسلونا سپری کرد، در همان زمان چارلی رکساچ با عجله قرارداد مسی را بر روی یک دستمال کاغذی نوشت چرا که به خوبی می دانست اگر مسی را از دست بدهند تا آخر عمر پشیمان خواهند شد.  

هرچند حالا هم به خاطر از دست دادنش پشیمان هستند. در آن سال بارسا تبدیل به باشگاه مسی شد، باشگاهی که نمی خواست ترکش کند اما حالا ناگزیر به ترک آن شد.

مسی گفت: این زندگی اوست. زندگی بسیاری دیگر هم هست؛ نسلی از هوادارانی که چیز دیگری جز او را نمی شناسند و نمی توانند رفتن او را تصور کنند.

برای درک قدمت حضور مسی در جمع کاتالان ها فقط تصور کنید وقتی او گلی را به ثمر رساند که او را به رکورد بیشترین تعداد گل برای یک باشگاه رساند، پاس گل را پدری گونزالس به او داد و زمانی که مسی اولین بازی خود را در ترکیب بارسا و در یک دیدار دوستانه در برابر پورتو انجام داد، پدری هنوز به دنیا نیامده بود.

برای سال های متمادی، مسی برای بسیاری از هواداران به معنای بارسلونا بود، با وجود استعدادهای درخشانی چون ژاوی، اینیستا و رونالدینیو، این مسی بود که بر سر زبان ها بود. گواردیولا یک بار در وصف او گفت: "من هرگز بازیکنی مثل او را ندیده بودم و نخواهم دید."

زمانی که مسی آخرین توپ طلای خود را دریافت کرد، ترسی وجودش را فرا گرفت. احساس کرد زمانی برایش نمانده است. کابوسی در انتظارش بود: بازنشستگی! بازنشستگی برای یک ورزشکار حکم مرگ پیش از موعد را دارد.

اما موضوع مهم این بود که او می خواست در باشگاهی که از 13 سالگی به آن پیوسته بود بماند و به آن وفادار باشد.

به هر حال نیازی نیست هوادار باشگاه بارسا باشید تا او جادوگر را در لباس پاریسن ژرمن ببینید و به نظرتان عجیب و غیر قابل باور باشد یا حتی احساس کنید که چیزی اشتباه است. شاید بیشتر به این خاطر است که مدت زمان زیادی را در بارسلونا سپری کرد، تعلق خاطر زیادی به باشگاه داشت و همیشه باعث شعف هواداران می شد.

شاید این جمله برای عده ای بحث برانگیز باشد اما لیونل مسی به مدت 15 سال بهترین فوتبالیست جهان بود. نه سه یا چهارسال یا هفت یا هشت سال: پانزده سال!!

در همان روزهای نخست، یوهان کرویف پیش بینی کرد مسی 5 یا 6 توپ طلا دریافت می کند، شاید در آن زمان حرف عجیبی بود اما حالا نه. او برنده ی شش توپ طلا شد و بین اولین و آخرین توپ طلای مسی 10 سال فاصله است؛ احتمالا این عدد به 12 هم می رسد.

او پیش از کسب اولین توپ طلای خود دوبار در بین سه فوتبالیست برتر جهان قرار گرفت و از همان آغاز فوتبال حرفه ای اش تا همین امروز همیشه جز بهترین های فوتبال دنیا بود. رونالدینیو برای معرفی مسی به دیگران اینگونه او را توصیف کرد: "او بهتر از من است" شاید برای بسیاری باور این جمله سخت بود اما او روی دست دینیو زد.

مسی در 13 سال گذشته 8 بار به عنوان بهترین بازیکن اسپانیا انتخاب شد. باوجودیکه این جایزه در سال قبل به لوئیس سوارز و سال پیش از آن به کریم بنزما اهدا شد اما همچنان باید اقرار کرد که مسی بهترین است. حتی بدترین آماری که به نسبت خود ثبت کرد، آماری شگفت انگیز هستند، او تنها بازیکنی است که همیشه استانداردهای خود را حفظ کرد.

مسی 672 گل به ثمر رساند و 306 پاس گل در بارسلونا داشت، اما می دانید نکته جالب چیست؟ او همیشه این روتین را تکرار می کرد. اگر هر بازیکن دیگری این آمار را ثبت می کرد شاید خارق العاده به نظر می رسید اما این ارقام برای طرفداران مسی دیگر تکراری بود و اگر چیزی غیر از آن بود باید تعجب می کردند. خورخه والدانو او را این گونه توصیف کرد: "مسی هر روز یک مارادونا است." اما او حتی از مارادونا هم بهتر است. لیونل اعجوبه در 13 فصل متوالی بیش از 20 گل در لیگ به ثمر رساند. این نشانه ای از تلاش بی وقفه این بازیکن و البته نبوغ فوتبالی اوست. مسی کیفیت و کمیت را تواما در بهترین سطح خود داشت. دیگر چه صفتی را می توان برای توصیف او به کار برد؟

یک بار از خواکین سانچز درباره مسی پرسیدند و او در حالی که می خندید گفت: من دیگر نمی دانم چه کلماتی برای بیان او به کار ببرم.

گورادیولا یک بار درباره او گفت: "سعی نکنید او را توصیف کنید، سعی نکنید درباره ی او چیزی بنویسید، فقط او را تماشا کنید."

چیزهای زیادی است که باید درباره مسی دید. داستان درباره اعداد و آمار نیست؛ درباره ی لحظه های به یاد ماندنی است. اگر بخواهیم منتخبی از بهترین لحظات مسی را تماشا کنیم چندین ساعت طول می کشد. یا اگر بخواهیم پای تلویزیون بنیشینیم و گلچینی از بهترین گل های او را تماشا کنیم زودتر از یک هفته از جای خود بلند نمی شویم. مسی در مسیر رشد و پیشرفت خود خاطرات زیادی را برای هواداران رقم زد.

می توانید بهترین و شاخص ترین خاطرات را گلچین کنید- مثلا هت تریکی که در سن 19 سالگی در الکلاسیکو به ثمر رساند، اولین گلی که به ال دیه گو تقدیم کرد، گلی که در فینال کوپا دل ری به اتلتیک بیلبائو به ثمر رساند یا گل هایی که در برنابئو زد- به هر حال هر لحظه به یاد ماندنی ای که به ثبت برسانید ممکن شخص دیگری با لیستی متفاوت به سراغتان بیاید و اتفاقا او هم گلچین دیدنی ای داشته باشد. گاهی شاید نبوغ و تکنیک یک بازیکن در گلزنی او خلاصه نشود، مثل دیدار بارسا در برابر رئال مادرید که با نتیجه 5-0 به پایان رسید و مسی هیچ یک از گل ها رابه ثمر نرساند، اما بازی چشم نوازی داشت. اگر حرفی از لحظه خاطره انگیز یا گل به یاد ماندنی نزنیم، برخی تصاویر خود گویای همه چیز هستند، مثل زمانی که مسی در بخش شمالی ورزشگاه سانتیاگو برنابئو پیراهنی را در دست داشت که به تماشاچیان نشان می داد. حتما یادتان هست که این صحنه مربوط به کدام دیدار الکلاسیکو است. هر لحظه و خاطره ای گلچینی از نگاه هواداری هستند از انبوهی از خاطرات انتخاب شدند.

هر چقدر در پیش بینی دیدارهای مسی قهار باشیم، باز هم او می تواند با جادویش ما را انگشت به دهان کند.

هر حرکتی که با توپ انجام می دهد، دیدی وسیعی که نسبت به هم تیمی ها و رقبایش دارد، حتی طرز نگاه نگاهی که به توپ زیر پایش دارد متفاوت است، طوری به توپ نگاه می کند که گویی یک سگ وفادار در کنار صاحبش قدم می زند.

مسی بارها تماشاگران را شوکه کرد، هر کسی بارها با دیدن اعجاب مسی این جمله را تکرار کرد: "خدای من صحنه را دیدی؟"

بله دیدیم بارها دیدیم. در طی سال ها رشد و پیشرفت، حس موفقیت در او بیشتر و بیشتر شد. او همیشه تلاشگر بود و این بخشی از وجودش بود. 

این حسی نیست که تنها در وجود طرفداران باشد. در روز فینال کوپا دل ری، بازیکنان بارسا نه تنها با جام قهرمانی، که یک به یک صف بستند تا با کاپیتانشان هم عکس یادگاری بگیرند.

کلمات و عبارات زیادی برای توصیف او وجود دارد- خورخه سمپائولی در وصف مسی گفت: مقایسه هر بازیکنی با مسی مانند این است که یک پلیس معمولی را در کنار بتمن قرار دهیم – اما لحظاتی وجود داشت که هیچ کلامی در وصفش نبود، لحظاتی که در سکوت تماشا می کردیم و بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر قرار می گرفتیم و گاهی حس می کردیم این دوره دوره ی مسی است که رو به پایان است.

حتی طرفداران تیم مخالف هم مسی را تحسین می کردند. هوادران رئال بتیس در ورزشگاه بنیتو ویلامارین نام او را صدا می زدند، آن ها با وجودیکه گلزنی مسی باعث شکست تیمشان شده بود، او را تشویق کردند. او نه تنها به بارسا که به نوعی به همه تعلق داشت. هواداران رئال اویدو برای همیشه از اینکه مسی را در ورزشکار تارتیره ندیدند حسرت می خورند.

زمانی که لیونل مسی در ورزشگاه متروپولیتانو، گل دیرهنگام پیروزی بخش تیمش را در شب پیش از دریافت ششمین توپ طلایش به ثمر رساند، مانند لوک اسکای واکر بود که به Death Star حمله کرد.  دیه گو سیموئنه از روی خط کناره ی زمین همه چیز را نظاره گر بود، بازیکنانش را مامور مهارمسی کرده بود اما به خوبی می دانست که آن ها شانسی ندارند.

او می دانست که مسی مهارناشدنی است: "تمام کاری که می توانید بکنید تحسین کردن است" سیمئونه هم مانند بسیاری دیگر به تحسین مسی پرداخت.

رفتنش با سکوت بود. حالا او تنها می رود، تمام آن احساسات و شور و شعف و خاطرات را پشت سر می گذارد، بدون آنکه داستانش را به تمام برساند. "رفتنم را اینگونه تصور نمی کردم. دلم می خواست این خداحافظی در کنار مردم باشد، تا بتوانم برای آخرین بار تحسین کردنشان و ایستاده تشویق کردنشان را ببینم و آن شور و اشتیاق را در دورنم حس کنم و با طرفداران شادی پس از گلم را جشن بگیرم. در این یک سال و نیم دلم برای تمام این لحظات تنگ شد. اگر بخواهم خداحافظی دل خواهم را تصور کنم، ورزشگاهی پر از تماشاگر است که با تمامی آن ها خداحافظی می کنم."

منبع: سایت theguardian

تگ ها


مقاله لیونل مسی مسی بارسلونا پاریسن ژرمن فوتبال