دایی:از برانکو بعید بود در دام عده‌ای بیفتد!

علی دایی درباره موضوعات مختلف صحبت کرد....

علی دایی درباره موضوعات مختلف صحبت کرد.

سرمربی تیم فوتبال سایپا صحبت‌های تازه‌ای را مطرح کرد.

به گزارش مدال، کیهان ورزشی نوشت: علی دایی را بی تردید می توان یکی از جذاب ترین و پرماجراترین چهره های  فوتبال ایران طی دو دهه اخیر دانست.

هر بار که گفتند کارش تمام است، بازهم بلند شد و جایگاه قبلی اش را پس گرفت. راز سکوت و صبرش در برابر آن هجمه ها را می توان در یک جمله جستجو کرد؛ جمله ای که در این مصاحبت بر زبان آورد:« اگر با مردم باشی هیچکس نمی تواند خرابت کند اما وای به روزی که از مردم فاصله بگیری و...»

داستان دایی در جامه در مربیگری نیز فراز و فرودهایی داشت، اما اینجا نیز همان کوه انگیزه را می بینیم که کنار خط طولی زمین، 90 دقیقه حرص می خورد، به هوا می پرد و فریاد می کشد. این همان دایی است که می شناختیم و می شناسیم و ...

رفتیم سراغ این «دایی آشنا» تا از او درباره خودش، افکارش، اهدافش و این فوتبال پر داستان بپرسیم.

تازه‌ترین صحبت‌های علی دایی را در زیر می خوانید:

* طی سالهایی که در عرصه مربیگری فعالیت می کنید تلاش تان بر این بوده که با کمترین نوسان کارتان را پیش ببرید و تا حد زیادی هم موفق عمل کرده اید؛ بفرمائید فلسفه کاری تان بر چه اصولی بنا شده است؟

- من کارم را دوست دارم و به این حرفه عشق می ورزم و دوست دارم تجربیاتی که در سالهای حضورم در فوتبال کسب کرده ام را به نسل جوانتر انتقال بدهم. از زمان حضورم در پرسپولیس و تیم ملی و قبل و بعد از آن در هر جا که بوده ام تمام تلاشم بر این بوده که به جوانها اعتماد کنم چون می دانم مسیر موفقیت در فوتبال از همین اعتماد آغاز می شود. سوال شما را در همین یک جمله که؛ فلسفه کاری من بر عشق و علاقه بنا شده است پاسخ می دهم. شاید اگر این وقتی که من در فوتبال می گذارم در کار و بیزینس خودم بگذارم ده‌ها برابر درآمد خواهم داشت اما همه چیز پول نیست. دلم می خواهد به فوتبال مملکتم خدمت کنم. کنار این زمین چمن بودن را با هزار پست و مقام و میزعوض نمی کنم.

* علی دایی در سالهای بازیگری به این معروف بود که از گل زدن سیر نمی شود و همیشه برای رسیدن به پله بالاتر دورخیز می کرد؛ در مربیگری هم شاید بتوان گفت همین خصیصه و تلفیق آن با روحیه مبارزه سبب شده این فعالیت را به حضور تمام وقت در بیزینس ترجیح بدهید.

-ببینید، شما در هر کاری دوست دارید به نتیجه برسید. هدف خیلی مهم است. همیشه سعی کردم هدف داشته باشم. شاید خیلی چیزها بتواند شما را ارضا کند مثلا اینکه شاگردتان به تیم ملی برسد و یا به فوتبال اروپا ترانسفر شود. اینها همه خوب است اما از همه مهمتر این است که آخر کار شما وجدان تان راحت باشد و نتیجه تلاش هایتان را بگیرید. متاسفانه در این چند سال آنقدر شرایط بد اقتصادی تیم هایی که من در آنها کار می کردم فشار آورده بود که کار فنی ام را در برخی مواقع فراموش کردم و به دنبال حل مشکلات جانبی رفتم. به جرات به شما می گویم که در این سالها حتی 50 درصد کار فنی ام را نتوانستم انجام دهم و در واقع در مسایل حاشیه ای تیم هایم گم شدم.

* به همان سرعتی که در سطح بازیگری پله های پیشرفت را سپری کردید، در مربیگری نیز گام های بلندی برداشتید؛ خیلی زود به به نیمکت تیم ملی و پرسپولیس رسیدید، خیلی ها معتقدند دورنمای شما بازگشت به همان دو نیمکت است؛ صادقانه بگوئید این را ذهن دارید که به تیم ملی و پرسپولیس برگردید؟

- نه، من که تیم ملی و پرسپولیس بودم و چیزی نیست که آرزوی آن را داشته باشم. البته خدمت به تیم ملی برای من همیشه افتخار است اما بنده به دنبال کارهای بزرگتر هستم. در این چند سال سعی کردم تیم هایم در لیگ قهرمانان آسیا شرکت کنند. ما با نفت تهران قهرمان جام حذفی شدیم و می توانستیم در آسیا باشیم اما این امکان را از ما گرفتند.

* اما همواره نام تان به عنوان آلترناتیو مربیان تیم ملی و پرسپولیس مطرح بوده است.

- این لطف مردم است ولی من همیشه به دنبال سالم کار کردن هستم. همیشه تلاش کرده ام از راههایی که دور از اعتقاداتم است به نیمکتی نرسم. مطمئنا هر چه خدا بخواهد همان می شود. همه ما آرزوهای بزرگی داریم و برای رسیدن به آنها تلاش می کنیم و من هم آرزوهای بزرگی دارم.

* آیا برای کار در خارج از کشور هم پیشنهادی داشته اید؟

- بله، البته پیشنهاد مستقیم نبوده که به مذاکره نهایی برسد. دو سه تیم از جنوب شرق آسیا بودند اما نهایی نشد.

* برای فعالیت بیرون ایران برنامه ای دارید؟

-مطمئنا دوست دارم این تجربه را کسب کنم. تنها راهی که آدم می تواند در سطح بین المللی دیده شود همان لیگ قهرمانان آسیا است که متاسفانه در هر تیم بودم نشد تا در این رقابت ها کار کنم. فکر کنم به جز یک مورد دیگر مربیگری در این رقابت ها را تجربه نکردم.

*علی دایی چگونه آن روحیه معروف دوران بازیگری اش یعنی جنگندگی را به بازیکنانش منتقل می کند؟

- این سوال را باید از بچه های تیمم بپرسید اما من معتقدم کار اصلی ما اینجا انتقال تجربیات مان به جوانها است. من هم تلاش می کنم به روشهای مختلف این کار را انجام دهم. یکبار با جدیت، یکبار با شوخی و ...

*شما بعنوان یکی از معتبرترین فوتبالیست های ایرانی، راه مربیگری را برگزیدید و به سمت کرسی های اجرایی نرفتید؛ فقط علاقه در کار بود، یا مسائل دیگری هم دخیل بود؟

-مطمئنا فقط علاقه بود. من اگر اراده می کردم تا به سمت کرسی های اجرایی بروم خیلی راحت تر از بسیاری ازآقایان می توانستم به آن مسئولیت ها برسم ولی من آدم پشت میزبشینی نیستم. من در شرکت خودم هم تا به حال پشت میز نشسته ام. نمی توانم و دوست ندارم.

* در آینده چطور؟

- شاید درآینده اتفاقات دیگری رخ بدهد اما هنوز فکر پشت میز نشستن ندارم.

* هنوزهم به اتفاقات زمان حضورتان در تیم ملی و آن برکناری فکر می کنید؟ به نظر می رسد هنوز دلخور هستید از خیلی ها.

-من اصلا به این چیزها فکر نمی کنم. قسمت و خواست خدا بوده است. من از گذشته درس گرفتم. الان باتجربه تر هستم. من هر گز نگفته ام که قبول تیم ملی در آن مقطع اشتباه بوده است چون کارم را درست انجام دادم. آدم هایی که بتوانند من را درست حمایت کنند نبودند. آدم هایی بودند که میزشان را از خدمت کردن بیشتر دوست داشتند و علی دایی هم باید قربانی برنامه های آنها می شد.

* واکنش شما بعد از هجمه ای که آن روزها شد همیشه مثال زدنی بوده است؛ مثل برخی امروزی ها در دنیای مجازی برای کسی خط و نشان نکشیدید و همه چیز را به گذر زمان سپردید.

- من اعتقاد دارم اگر کارتان را درست انجام دهید همانطور که شما گفتید گذر زمان حقانیت تان را ثابت می کند. درباره من گذر زمان خیلی چیزها را به مردم نشان داد. هر کسی به شکلی رفتار می کند اما من با تجربه ای  که الان دارم معتقدم در برابر آن هجمه ها باید سکوت کرد. نباید از روی عصبانیت حرفی را بزنیم که بعدها علیه خودمان استفاده شود و جایگاه مان را بین مردم از دست بدهیم.

* بی جهت نیست که می گویند گذر زمان دادگاه بی رحمی است.

- من می گویم دادگاه عادلی است. شاید من علی دایی در مقطعی در دادگاهی محکوم شوم اما گذر زمان ثابت کند که آن محکومیت درست نبوده است. من در زندگی ام از این گذر زمان ها زیاد دیده ام. بعد از جام جهانی 2006، بعد از برکناری از تیم ملی و ... اما چون همیشه سعی کردم با مردم صادق باشم و به آنها دروغ نگویم. اگر شما با مردم باشی هیچکس نمی تواند خرابت کند اما وای به روزی که از مردم فاصله بگیری.

* این کلید واژه «مردم» را خیلی از اهالی فوتبال بکار می برند اما همین مردم از فوتبال ایران، آن لذتی که انتظار دارند را نمی برند؛ دلیلش را چه می دانید؟

- بازهم تنها چیزی که مردم با وجود همه مشکلات شان از آن لذت می برند فوتبال است؛ تیم ملی و استقلال و پرسپولیس است اما درباره صحبت شما باید بگویم متاسفانه حاشیه های این فوتبال خیلی زیاد شده است. ما در این فوتبال هیچ چیزی نداریم و با «هیچ» کار می کنیم. این فوتبال را از نظر امکانات فقط می توان با افغانستان مقایسه کرد. شما به من بگوئید این فوتبال در حد کدام کشورامکانات دارد؟ ما حتی 5 درصد امکاناتی که لازمه پیشرفت است را نداریم. ما تا وقتی فوتبال مان را به بخش خصوصی ندهیم چیزی درست نمی شود. الان بخش خصوصی حضور کمرنگی در این فوتبال دارد. یک کارهایی هم می کنیم که آنها فرار کنند. یک جاهایی هم بخش خصوصی با اهداف و برنامه های دیگری وارد فوتبال شده اند. شما یکجا به من نشان بدهید که بخش خصوصی آمده باشد و مثلا یک استادیوم، یک کمپ و یا یک مدرسه فوتبال مثل اروپا ساخته باشد. ما مدیریت لازم را در فوتبال مان نداریم.

* به نظر می رسد که در ایران، مسئولان و تصمیم سازان، فوتبال و کارکردهای آن را جدی نمی گیرند.

- فوتبال خیلی کارها را می تواند در این کشور انجام دهد. فوتبال سیاسی نیست اما خیلی کارها که سیاستمداران ما نمی توانند انجام دهند را فوتبال می تواند انجام دهد. شاید ما میلیاردها دلار در بخش های دیگر خرج کنیم اما حاصل آن در همین آسیا مثلا به اندازه یک قهرمانی تیم ملی فوتبال در جام ملتها نباشد. متاسفانه به این چیزها فکر نمی کنیم. تا الان هیچ رییس جمهوری را ندیده ایم که به فوتبال این نگاه را داشته باشد. آنقدر مشغله داشته اند که اصلا فوتبال را یادشان رفته است در حالیکه اگر همین فوتبال را جدی بگیرند و آن را سروسامان بدهند خیلی از مشکلات دیگر در جامعه حل می شود. شما به همین قطر نگاه کنید. آنها قهرمان شدند. برای بازیکن تیم ملی قطر چه کار کردند؟ تا آخر عمر بی نیاز شد. شما می دانید این کار چه انگیزه ای به جوانان آن کشور می دهد تا جذب فوتبال شوند؟ اما اینجا چکار می کنیم؟ با قهرمانان خود چه رفتاری داریم؟ اینجا جنگ است، وزنه بردار می گوید چرا به فوتبالیست ها بیشتر از ما پاداش داده اید؟ دوومیدانی کار یک حرف دیگر می زند و ...آخر این چه مقایسه ای است؟ همه ورزش می کنیم و همه عزیز هستند اما در دنیا برخی رشته های بیشتر پول می گیرند. در آمریکا بسکتبالیست ها و ورزشکاران فوتبال آمریکایی دریافتی بیشتری دارند. در اروپا فوتبالیست ها بیشترین پول را می گیرند. اینها در همه جای دنیا حل شده است. تازه دریافتی فوتبالیست ما در برابر پولی که همین کشورهای عربی به بازیکنان خود می دهند ناچیز است.

* ریشه این جنگ هم در همان سومدیریت هاست؛ شاید اگر مثلا به بهداد سلیمی به عنوان قویترین مرد جهان بیشتر رسیدگی شود اینگونه به بازیکنان تیم ملی حمله نکند.

- خب اینکه به وزنه بردار ما توجه نمی شود تقصیر فوتبال است؟ شما شنید جایی یک وزنه بردار بیشتر از یک فوتبالیست بگیرد؟

* قطعا نه؛ حتی حسین رضازاده همشهری شما در روزهای اوجش به اندازه یک فوتبالیست سطح اول کشور قرارداد نمی بست.

-همین را می گویم. در دنیا بحثی بنام اسپانسرینگ داریم. ورزشکاران در رشته های مختلف از طریق اسپانسر کسب درآمد می کنند اما ما نداریم چون سیستم درستی نداریم. شما ببخشید، عذرمی خواهم، آیا دیده اید بعد از قهرمانی وزنه بردار ما و یا کشتی گیر ما مردم به خیابان ها بریزند و شادی بکنند؟ پس ورزشی که می تواند شادی را به جامعه بدهد فوتبال است. والیبال ما رفت لیگ جهانی و آن نمایش های خوب را داشت اما آیا مردم به خیابان ها ریختند؟ داستان فوتبال با همه رشته ها فرق دارد. این را باید یادمان باشد.

* شما در زمره حامیان کارلوس کی روش در تیم ملی ایران بودید؛ می توان گفت نمی خواستید همان رفتاری که با خودتان شد با این مربی هم بشود؟

- من از کی روش حمایت نکردم؛ از تیم ملی کشورم حمایت کردم. الان تنها دلخوشی مردم ما همین فوتبال وهمین تیم ملی است. پس من وظیفه دارم هر کسی که بالای سر این تیم است را حمایتش کنم. شاید در خیلی چیزها با کی روش هم عقیده نباشم اما نباید توانایی او را نادیده بگیرم.

* درباره کارکرد کارلوس کی روش زیاد صحبت شده و برخی حامی و برخی منتقد او بودند اما شما بعد از جام ملت ها پیکان نقد خود را متوجه فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و جوانان نمودید.

- متاسفانه همه این مشکلات ریشه در عدم استقلال فدراسیون فوتبال ما دارد.چرا باید وزارت ورزش دخالت کند؟ به آنها چه ربطی دارد؟ وزارت فقط می تواند نظارت داشته باشد؛ آنهم در نه مستقیما بر کار تیم ملی بلکه بر کار فدراسیون فوتبال. من مزه تلخ این دخالت ها را چشیده ام و می دانم چه آسیبی به فوتبال ملی وارد می کند. شما باور می کنید آن زمان آنقدراینها گستاخ شده بودند که می خواستند در بحث فنی تیم ملی هم دخالت کنند؟

* علی آبادی؟

-بله، رییس وقت سازمان تربیت بدنی. همین آقا یک روز کاغذی را آورده بود که در آن مسایل فنی نوشته شده بود. آقای کفاشیان هم بود و خیلی اصرار کردند تا من جواب شان را دادم.دیدم یک کاغذ دست شان است که نکات فنی در آن نوشته شده است. من دستخط را می شناختم چون آنالیزور خود من در سایپا که برکنارش کرده بودم آن متن را برایشان نوشته بود. تا دیدم گفتم آقای علی آبادی اول از همه اینکه مسایل فنی به شما ارتباطی ندارد. دوم هم اینکه کسی که این متن را برای شما نوشته آنالیزور خود من در سایپا بود و چون کارش را درست انجام نمی داد اخراجش کردم. مثلا من با ابومسلم بازی داشتم و او در آنالیزش بازیکن سپاهان را آورده بود. بعد هم همان آنالیزوردر فدراسیون پست گرفت و در تیم های ملی پایه مشغول به کار شد. شما ببین چقدر خنده دار است این اتفاقات. بعد شما از ساختار می گوئید. رییس ورزش مملکت از روی کاغذ برای من مسایل فنی را می خواند!

*واکنش شما چه بود؟

-هیچی، اصلا نماندم؛ بلند شدم و رفتم.

* یکی از مشکلات همین است که افراد در جایگاه خودشان قرار ندارند.

-آفرین. ما جایگاههای خودمان را گم کرده ایم. شما فکر می کنید مثلا در کشوری مثل آلمان، نفر اول ورزش می رود به یک نفر می گوید برای من نکات فنی را روی کاغذ بنویس تا برای سرمربی تیم ملی بخوانم؟ اصلا آنجا به خودشان چنین اجازه ای را نمی دهند. اینجا ولی تا دل تان بخواهد افراد در کار همدیگر دخالت می کنند. آنهم با کمترین تخصص و شناخت.

الان هم به وزارت ورزش ربطی ندارد که درباره کی روش حرف بزند و یا یکی از اعضای آن برای تیم ملی گزینه اسم ببرد. چرا باید خودشان را بندازند جلو؟ فدراسیون فوتبال پس چکاره است؟ یک بار در دوره وزیر قبلی گفتم و در برنامه نود هم صحبت کردم، این آقا(مازیار ناظمی) به هر قیمتی می خواهد باشد. آخر شما به من بگوئید این فرد و افراد شبیه ایشان کجای فوتبال این مملکت بوده اند؟ مشکل ساختاری فقط در فوتبال نیست و جاهای دیگر هم هست. یکبارهمین آقا گفته بود چرا دایی 600،500 میلیون خرج صبای قم کرده است! آخر پسر خوب، چرا حرفهایی می زنی که نه منطقی پشت آن است و نه سندی دارید. اگر هم من کمکی کرده باشم برای این بوده که امثال شماها وظایف خود را به درستی انجام نداده اید. الان هم وظیفه اینها نیست برای تیم ملی گزینه سرمربیگری معرفی کنند. این همه سال گذشته و شماها نتوانستید حق پخش تلویزیونی را بگیرید و به فوتبال بدهید. شما وظایف دیگری دارید. شما باید زیرساخت ها را برای باشگاهها فراهم کنید تا باشگاهها روی پای خود بایستند. آنوقت این کارها را انجام نمی دهند و دنبال این هستند که بگویند کی روش خوب نبود و کی روش فلان بود و ...شما یک جای دنیا به من نشان بدهید که وزیر ورزش درباره سرمربی تیم ملی نظر بدهد یا تصمیم بگیرد.

* وزرای ورزش کشورهای دیگر حتی در جوامع به آن صورت شناخته شده نیستند.

- آفرین، آفرین. تمام شد رفت. مشکل فوتبال ما و مشکل ورزش ما کی روش و کی روش ها نیستند. این مسایل است که گفتم. در هیچ جایی شما سرمربی تیم ملی را در کنار وزیرورزش نمی بینید؛ نهایتا در کنار رییس فدراسیون دیده می شود. این همان بحث جایگاههاست.

* قطعا کی روش هم خیلی زود این موضوعات را متوجه شد و تصمیم گرفت مسیر خودش و تیم ملی را تغییر دهد؛ به زعم ما کی روش و تیم ملی در این سالها برای خودشان یک مسیر را می رفتند و فوتبال ما مسیر دیگر؛ این را قبول دارید؟

- ببینید، این حداقل موفقیتی هم که کسب کردیم و دو بار مستقیم رفتیم جام جهانی به خاطر مدیریت کی روش بود وگرنه آنهم به دست نمی آمد.

* البته محصول این دو گانگی اختلافات داخلی هم بود؛ نمونه اش اختلافات عمیق کی روش و برانکو و متعاقب آن قرار گرفتن برخی پرسپولیسی ها مقابل تیم ملی.

- تیم ملی به پرسپولیس ربطی ندارد. تیم ملی برای مردم است. پرچم سه رنگ ایران روی پیراهن آن نقش بسته است. من فکر نمی کنم حتی پرسپولیسی ها هم از شکست تیم ملی خوشحال شده باشند؛ اصلا دوست ندارم فکرش را بکنم.

* شما با برانکو سابقه همکاری داشته اید؛ کی روش را هم که بارها از نزدیک ملاقات کرده اید؛ در آن دعوای پر دامنه چه کسی مقصر بود؟

- همیشه یک عده فرصت طلب شیطنت می کنند اما از آقای برانکو با آن تجربه بعید بود در دام آنها بیفتد و اسیر شیطنت ها شود. من آقای برانکو را خیلی خوب می شناسم. آدم صبور و مثبتی است اما عده ای عمدا این دو نفر را رودرروی هم قرار دادند.

* برگردیم به بازی های جام ملت های آسیا و گل اول ژاپن؛ از دید بسیاری آن اشتباه بچه گانه گویای بسیاری از مشکلات ساختاری، فرهنگی و در نهایت فنی فوتبال ما بود.

- متاسفانه یکی از مشکلات ما این است که خیلی عصبانی هستیم. در کل جامعه آن عصبانیت دیده می شود و در فوتبال هم این عصبانیت زیاد دیده می شود.یکی از دلایلش همین داوری هاست. سطح داوری بسیار پایین آمده است. البته به جز چند داور که خیلی خوب قضاوت می کنند. این چند نفر حتی اگر اشتباه هم سوت بزنند من مربی و بازیکنانم احساس آرامش و امنیت داریم. وقتی جامعه ما پرخاشگر و عصبی می شود خب بازیکن تیم ملی هم به تبعیت از همان جامعه ممکن است در یک بازی بزرگ اشتباه کند و بجای دنبال کردن توپ سراغ داور برود.