دو خروج از مربیگری در سه ماه/ فرهاد مجیدی تک تیرانداز!

فرهاد مجیدی بیدار شد، چشم هایش را مالید و همان اول صبح دید که برخی رسانه ها علیه او موضوع گرفته اند در حالی که می تواند و می توانست با آنها مقابله کند!...

فرهاد مجیدی بیدار شد، چشم هایش را مالید و همان اول صبح دید که برخی رسانه ها علیه او موضوع گرفته اند در حالی که می تواند و می توانست با آنها مقابله کند!

وسط دعواهای فرهاد مجیدی و حمید استیلی ، فرهاد بازی را برد. نه از این جهت که سرمربی امید ماند، نه نماند که ماندنش هم شاید با گروه بسیار سختی که بین ما و المپیک قراردارد به صلاحش نبود. مجیدی که دوبار هم استقلال را رها کرده و در میانه های فصل رفته بود اینبار هم وسط کار تیم امید را زمین گذاشت و رفت اما قطعا بزرگترین درس زندگی اش در مربی گری را گرفت و دقیقا به همین دلیل است که می گوییم او بازی را برد چون این درس از همه درس هایی که در اسپانیا و لندن و تهران آموخته بود مهمتر و بزرگتر بود. 

ارتش تک نفره مجیدی
فرهاد فهمید برای مربیگری و برای جنگیدن نباید تنها باشد . 
او – فرهاد مجیدی- روزی از خواب بیدار شد و بسیاری از سایت ها و خبرگزاری ها را علیه خودش دید. چشمهایش را مالید و دوباره نگاه کرد، مطلب اول بسیاری از رسانه ها تحلیلی بود علیه فرهاد مجیدی! تصادفی بودن این موضوع محال ممکن است و حتما پشت آن اتاق فکری وجود داشته است. 
فرهاد همانجا و همان روز فهمید جنگ را باخته و البته شاید از آن استقبال هم کرد چون با آن گروه بندی سخت ممکن بود سرنوشتی مقل خاکپور پیدا کند و برود و از فوتبال دور شود. 
فرهاد در استقلال هم تنها بود، او بعد از 5 بازی هیچ حامی در رسانه ها نداشت و هیچکس به این فکر نمی کرد که از مجیدی به عنوان یک مربی جوان و آینده دار و محبوب روی سکو ها دفاع کند و او را روی نیمکت علیرغم نظر مدیران این باشگاه نگه دارد. 
هیچ قلمی در حمایت از فرهاد به چرخش در نیامد جز قلم خودش در اینستاگرام که ارزش رسمی ندارد و بیشتر برای هواداران خودش جالب است تا برای مسئولان. فرهاد در عرض سه ماه دو خروج از سرمربیگری را تجربه کرد، چیزی که کمتر کسی با آن مواجه می شود، مخصوصا در قامت محبوبیتی که فرهاد دارد!

فرهاد جا پای ناصر و منصور می گذارد
فرهاد مجیدی همانجا متوجه شد برای ماندن در فوتبال ایران نباید تنها باشد. شاید او هنوز این قائله را در عمل قبول نکرده باشد اما ته قلبش می فهمد که دوست رسانه ای زیادی ندارد و بسیار در این زمینه منزوی است. فرهاد سرباز مکتب حجازی بود و کیست که نداند رسانه ای های زیادی گرداگرد ناصر خان بودند و از او مراقبت می کردند. 
منصورخان هم رسانه ای نبود اما رابطه اش با رسانه ای ها با وجود همه سخت گیری های قانونی اش در قامت سرپرست و مدیر فنی تیم، همیشه خوب بود و غوطه ور در احترام متقابل!
فرهاد اما برای تماس تلفن خانه اش را به یکی دو نفر می دهد و هیچ تیم رسانه ای و اتاق فکری ندارد به جز یک نفر که بیش از آنکه رسانه ای باشد، با نفوذ است و تفکر رسانه و اتاق فکر رسانه را نمی شناسد!
مجیدی تنهاست، او مثل یک تک تیر انداز است در حالی که می تواند یک ارتش داشته باشد. او سربازی تنهاست در حالی که بقیه گروهان و تیم و گردان دارند!
این بزرگترین درس برای مجیدی بود، کسی که می تواند پا جای پای بزرگان بگذارد، بزرگانی مثل ناصر و منصور! مجیدی باید ارتش خود را در فوتبال ایران بسازد و برای کسانی که می خواهند کمکش کنند، راه را باز کند.

بیشتر بخوانید:

دایی: این فوتبال جای کریمی و مجیدی نیست/بازی های تیم ویلموتس را ندیدم

تگ ها


استعفای فرهاد مجیدی فرهاد مجیدی فرهاد مجیدی تیم امید فرهاد مجیدی تیم ملی فوتبال