دیوار نوشته‌ای که علیمنصور را پیر کرد/ شکست دوم بدون چاقوی جراحی!

سر و صورت علیرضا منصوریان سفید شده بود، او وقت نداشت با تیغ ریش هایش را بتراشد بس که غصه خورده بود....

دیوار نوشته‌ای که علیمنصور را پیر کرد/ شکست دوم بدون چاقوی جراحی!

محمد سررشته داری

علی علی علیمنصور، علی منصور ..... تو تک ستاره فوتبال مایی .... 
روزی روزگاری همین علیرضا منصوریان یک استادیوم به پایش بلند می شدند. روزی روزگاری او یکی از دو محبوبترین بازیکنان ایران بود. روزی روزگاری منصوریان که مصاحبه می کرد «از 5 کیلومتری باشگاه پرسپولیس هم رد نمی شود» بلوایی بر پا میشد جلوی کیوسک ها. 
او کاپیتان محبوب استقلال بود و در تمام اتفاقات مهم این باشگاه رد پای او دیده می شد، اثر انگشتش همه جا بود. او را روی دست از آزادی تا خانه می بردند. سر و سینه اش همیشه بالا بود، شوت هایش مرگ آور، دریبل هایش تحقیر کننده و ...
منصوریان حالا شاید به صورت رسمی از ذوب آهن اخراج نشده باشد اما واقعیت این است که او یک شکست خورده محسوب می شود، در اثر برخی اشتباهاتش شکست خورده محسوب می شود. همان دست اشتباهاتی که در تهران و استقلال هم داشت و نمی خواهیم در این مقال به آن ورود کنیم. نمی خواهیم بگوییم نزدیکی زیاد به برخی لیدرها چه با آن عظمت و محبوبیت کرد، نمی خواهیم بگوییم املت درست کردن سر تمرین با لیدرها چگونه ارزش منصوریان را جلوی بازیکنانش پایین آورد. اصلا نمی خواهیم بگوییم حضور برخی یکه بزن ها در تمرین استقلال چقدر چشم جامعه را از تعجب گرد کرد، نمی خواهیم بگوییم نمایش های کنار زمین چقدر از عاشقان منصوریان کاست، نمی خواهیم بگوییم او عیب را می دانست اما جرات جراحی و کندن آن بازیکنان معیوب را از استقلال نداشت.
هر چه هست، هر چه بود، علی منصوریان دومین ضربه سنگین زندگی حرفه ای اش در فوتبال را هم در یافت کرد، اینبار در اصفهان. 

 

 

دیوار نوشته‌ای که علیمنصور را پیر کرد/ شکست دوم بدون چاقوی جراحی!

 

دیوار نوشت حیا کن و رها کن برای مرد محبوب
دو ، سه سال قبل همین موقع ها بود( اندکی زودتر ) که در خیابان های سعادت آباد نزدیک باشگاه استقلال و البته فست فود منصوریان شعار حیا کن و رها کن روی دیوار نوشته می شد. منصوریان دیوار نوشت ها را که می دید سر تکان می داد. روزی که بر کنار شد، پسر تمیز و خوش تیپ استقلال موهای سر و صورتش را نتراشیده بود، آنها که او را دیده بودند اظهار تعجب کرده بودند که سر و صورتش از ریش سفید شده است. البته مدت ها از خانه بیرون نیامد و بعد هم یک راست به آلمان برای سفر رفت تا بتواند خودش را پیدا کند اما مطمئنم هنوز هم آن دیوار نوشت روی کرکره فست فودش را به یاد دارد و از آن رنج می کشد. 
فرق است از آسمان ها به زمین بیایی و به جای پرواز روی دست ها، روی زمین قدم بزنی و گاهی حتی فکر کنی که زیر پاهای همان نفرات در حال له شدن هستی. 


شکست دوم بدون چاقوی جراحی
علیمنصوردر اصفهان هم شکست خورد در حالی که آنجا هم شروع خوبی داشت اما ظاهرا در نقل و انتقالات بازی را باخت. هر چه هست  این مایه دلگیری است که مردی با این محبوبیت و حتی با این همه کار بلدی کار از دستش در برود آن هم برای دومین بار در سطح بالا. 
منصوریان توانایی فنی بالایی دارد، توان نشان دادن این دانش را هم داردبهتر از همه دیگران هم دارد. ولی مغلوب حاشیه ها می شود آنجا که باید چاقوی جراحی را در دست بگیرد و جراحی کند آنچه را که در حال تبدیل شدن به غده سرطانی است. او در کنار همه توانایی هایش باید دکتر جراح شود و معایب را حذف کند البته اگر دیر نشده باشد.

بیشتر بخوانید:

علیرضا منصوریان برکنار شد؟

تگ ها


علیرضا منصوریان ذوب آهن برکناری منصوریان محمد سررشته‌داری یادداشت اختصاصی لیگ برتر خلیج فارس فوتبال