راز جدایی خطیر/ استراماچونی هم دخیل بود

درست در روزهایی که خطیر در زوریخ برای گرفتن پول استقلال از فیفا می‌کوشید، استراماچونی توانست جلسه‌ای دو نفره با فتحی داشته باشد، جلسه‌ای که استراماچونی را با تعجب مواجه کرد....

درست در روزهایی که خطیر در زوریخ برای گرفتن پول استقلال از فیفا می‌کوشید، استراماچونی توانست جلسه‌ای دو نفره با فتحی داشته باشد، جلسه‌ای که استراماچونی را با تعجب مواجه کرد.

به گزارش خبرنگار مدال، علی خطیر تصورش را هم نمی کرد که استعفای تاکتیکی وی با موافقت امیر حسین فتحی مواجه شود. او که تازه از زوریخ برگشته بود در معادلاتش استراماچونی را پشت سر خود می دید و بر این باور بود که با حمایت او دوباره به پست خودش بر می گردد و بازیکن گیری را از کانال خودش ادامه خواهد داد. اما اینبار نه استراماچونی، نه اعضای هیات مدیره و نه فتحی پشت او نبودند و استعفایی که قرار بود خیلی زود با مخالفت مواجه شود، با موافقت فتحی و اعضای هیات مدیره و حتی استراماچونی تبدیل شد به خداحافظی علی خطیر که انصافا قواعد بین المللی را خوب بلد بود اما اسیر بی اعصاب بودن، درگیری های مختلف و زیاد و البته کار کردن با یکی دو ایجنت خاص که تولید تهمت و شائبه کرد شده بود. 
درگیری با دو سوم اعضای باشگاه از کمیته فنی که متولی خرید بازیکن در دوران پسا شفر بودند و به کار گرفته نشدند بگیرید تا دعوا با حسین حسینی و وریا غفوری که تا آستانه جدایی این دو بازیکن رفت  و درگیری خونین با علیرضا حقیقی و دلال خواندن شفر و پسرش بدون مدرک و دعواهای دامنه دار با شفر که در نهایت منجر به برکناری او و آمدن مجیدی شد و اختلاف های فراوان با فرهاد مجیدی و درگیری های بعضا غیر عرف با سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال و ... منجر به این شد که تلاش های مثبت این معاون تحت تاثیر قرار بگیرد. 
درست در روزهایی که خطیر در زوریخ برای گرفتن پول استقلال از فیفا می کوشید، استراماچونی توانست جلسه ای دو نفره با فتحی داشته باشد، جلسه ای که استراماچونی را با تعجب مواجه کرد. در آن جلسه فتحی پیشنهاد خرید غلامی را داد، استرا اما گفت مگر خطیر «اسپورت منیجر» نیست؟ فتحی گفت نه او معاون من است. 
اسپورت منیجر پستی است مدرن در فوتبال دنیا که یک باشگاه با انتخاب آن اختیارات مربی را برای خرید و فروش و اخراج بازیکن محدود می کند، «اسپورت منیجر» یکی مثل بکن بائر است، مثل ناصر حجازی و منصور پورحیدری. یعنی مربی بازیکنی که کاملا فنی است و کل لیگ را سالهای پی در پی در نظر دارد و می تواند به هنگام تعویض مربی تیم را برای آن مربی ببندد و مربی نمی تواند روی حرف او حرفی بزند. 
این کار در باشگاه های خصوصی انجام می شود تا سرمایه های باشگاه از نظر بازیکن و مربی و پول با تغییر مربیان دستخوش نابودی قرار نگیرد. 
استراماچونی پس از شنیدن این موضوع که خطیر معاون بوده سوال های بیشتری می پرسد. یکی از سوالها در مورد احسان حاج صفی بود. :«آیا قرار نیست مدافع چپ تیم ملی ایران یعنی احسان حاج صفی را بگیریم؟» پاسخ فتحی منفی بود چون برای این خرید باید سیصد هزار دلار برای فسخ قرارداد حاج صفی به تراکتور سازی بدهند و همین مقدار هم به خود بازیکن. استرا اما می گوید من چند روز است که منتظر او یا بازیکنی در حد او هستم.
استرا به سهرابیان اشاره می کند و می گوید قرار بود یک مدافع چپ فوق العاده خریداری شود این آن چیزی بود که به من گفته شده. 
ادامه بحث حتی به انتخاب مدیر رسانه هم می کشد و ایجنتی به نام سینا! استراماچونی حتی از تبلیغات رسانه ای برای خرید یک بازیکن برزیلی به نام فرناندو کانسین هم شاکی است و می گوید این بازیکن را نخواسته است اما نمی داند چرا اینهمه روی او در رسانه ها تبلیغ می شود! پرسش او اینست که چرا این اخبار با وجود مخالفت وی از باشگاه به رسانه ها می رسد؟ آیا می خواهند وی را در عمل انجام شده قرار دهند؟
استراماچونی دلگیر می شود و از دفتر فتحی بیرون می رود. فتحی هم دلگیر می شود او در مورد برکناری شفر در عمل انجام شده قرار گرفته بود، او پس از بازی با پدیده اعلام کرد برکناری شفر شایعه رسانه هاست اما واقعا شفر برکنار شده بود و فتحی فردا با عمل انجام شده مواجه شد حتی بعد ها معلوم شد برخی بازیکنان قبل از بازی با پدیده هم می دانستند که شفر اگر ببازد می رود و فرهاد جانشین او خواهد شد!
حالا غلامی خریداری شده و در نهایت خطیر نیز دلگیر می شود و استعفا می دهد و این دلگیری های سه جانبه به هیات مدیره می کشد، هیات مدیره ای که به دلیل برخی حواشی تولید شده از خطیر راضی نیست. حالا فتحی و استراماچونی هم راضی نیستند. پیشتر وزارت ورزش هم از خطیر راضی نبوده و برخی بازیکنان و اعضای کمیته فنی هم از خطیر رضایت ندارند. 
در واقع خطیر دیگر کسی را پشت خود نمی بیند. استراماچونی فردای آن روز به استقبال غلامی که خرید خطیر نیست و خرید فتحی است می رود و با او عکس می گیرد و این آغازِ پایانِ خطیر در استقلال است که در برخی موارد عالی بود و در پاره ای مواقع بسیار بد!
حالا استقلال تیمی بسته که هیچ عضو فنی آن را نبسته است . نه کمیته فنی ، نه مربی مثل فرهاد مجیدی و نه استراماچونی که بازیکنان ایرانی را نمی شناسد و نه اسپورت منیجر! تیم بسته شده اما فنی بسته نشده است و برای هماهنگ شدنش باید چشم امید به سازندگی استرا داشته باشد و شانس و تصادف. 
پاتوسی رفته در حالی که پول صیاد منش و مجید حسینی و تیام و ... به گفته مسئولان قرار بوده به استقلال برسد. از سوی دیگر خروج بیش از 15 بازیکن از استقلال که در بسیاری موارد دلیلش عدم پرداخت حقوق کامل سال قبل بوده استقلال را دچار انقلاب کرده است. انقلابی که می تواند بسیار بد یا بسیار خوب باشد اما قطعا از روی علم و اصول بسته نشده است. 
حالا شاید فتحی بتواند باشگاه را تا حدودی دوباره متحد کند و کمیته فنی را برگرداند و یا اعضای هیات مدیره را آرام کند اما به هر حال استقلالی که توسط اعضای فنی بسته نشده برای موفقیت باید شانس هم بیاورد و البته شب و روز کار کند.

بیشتر بخوانید:

دلایل جدایی خطیر از استقلال چه بود؟!/مشکلات خانوادگی یا...