روایت درخشان از روز پرالتهاب جانشینی علی دایی

سرمربی اسبق پرسپولیس بعد از سال ها دوباره از روزی صحبت کرد که هنوز از یاد هواداران این تیم نرفته است....

به گزارش "ورزش سه"، شکست سه بر یک مقابل تراکتور در آخرین روزهای تابستان سال ۱۳۹۳ اتفاقات عجیبی را اردوی سرخ پوشان پایتخت به همراه داشت. شایعه برکناری علی دایی، اتفاقی بود که ابتدا کمتر کسی تصور به حقیقت تبدیل شدن آن را داشت. حمیدرضا سیاسی که به قصد کمک های مالی در هیئت مدیره پرسپولیس حضور یافته بود پس از حضور به جای علیرضا رحیمی در پست مدیرعاملی، یکی از جنجالی ترین تصمیمات خود را اتخاذ کرده و اقدام به برکناری علی دایی و انتخاب حمید درخشان به عنوان جانشین او کرد.

روز نوزدهم شهریور ماه ۱۳۹۳ را هواداران پرسپولیس فراموش نمی کنند. روزی که تیم  دو سرمربی داشت؛ علی دایی به همراه کادر خود در کارگران حضور یافت اما همزمان شاهد حضور حمید درخشان به عنوان سرمربی جدیدی که مدیرعامل جدید آن را انتخاب کرده بود، بودیم؛ آن روز جنجال های زیادی به پا شد. از دو روز قبل خبر اخراج دایی منتشر شده بود اما او به همراه دستیارانش در محل تمرین حاضر بود و صدها هوادار و حامی او هم در ورزشگاه حضور یافته بودند.

در چنین شرایطی و در حالی که می رفت اوضاع وخیم تر شود؛ علی دایی از هواداران و حامیان خود خواست تا دست به کار غیر منطقی نزده و از ایجاد جنجال خودداری کنند. در این بین اما یکی از لحظه های مهمی که همواره در یاد پرسپولیسی ها مانده لحظه ای است که علی دایی دستش را روی دهان افشین پیروانی گذاشته که مشخصا دارد با صدای بلند علیه هیات مدیره و رئیس هیات مدیره پرسپولیس فریاد می زند. فریادی که البته در میان سر و صدای لیدرها و تماشاگران و بازیکنان از بین رفت تا حمید درخشان کارش را در پرسپولیس شروع کند.


سیاسی سال ها بعد در مورد فرایند برکناری دایی گفته بود: هیات مدیره به اینجا رسید که آمدن آقای حمید درخشان بجای آقای دایی می تواند آن شوک باشد. این نظر هیات مدیره بود؛ نظر آقای دکتر زادمهر، آقای دکتر طاهری، آقای کاشانی و کلانی که البته این دو بزرگوار مشاور بودند نیز همین بود. این هیچ ربطی به خوب بودن و بد بودن علی دایی نداشت.

حمید درخشان که میهمان ورزش سه بود بعد از سال ها بار دیگر از این ماجرا صحبت کرده و به شرح اتفاقاتی پرداخت که خیلی ها از آن به عنوان یکی از روزهای تلخ تاریخ باشگاه پرسپولیس یاد می کنند:

به من گفتند تیم مربی ندارد و سر تمرین حاضر شو

سوال من این است که مگر من خودم آمدم؟ من خودم نیامدم برای تیم بود. به من گفتند که سه روز قبل نامه ای را به ایشان (علی دایی) داده اند که بیاید و تسویه حساب بکند. من هم که نمی دانستم؛ هیات مدیره پرسپولیس آمد و به من گفت که این قضیه اتفاق افتاده و الان تیم مربی ندارد و باید سر تمرین بروید.


هواداران پرسپولیس در این روز با حمایت از علی دایی و شعار علیه مدیران باشگاه مخالفت خود را نسبت به این تصمیم اعلام کردند.

اگر از آنجا برمی گشتم اعضای هیات مدیره خراب می شدند

من آمدم سر تمرین و دیدم که ایشان آنجا هستند. من حتی به احترام ایشان در چمن هم حضور نیافتم و سریع از کنار به رختکن رفتم. من اگر از آنجا برمی گشتم اعضای هیات مدیره خراب می شدند. از آن ور هم که رفتم در رختکن نشستم آنها از ایشان خواستند که محترمانه بیاید و معارفه انجام شود که نیامد.

من چه گناهی داشتم؟

به نظر شما من چه گناهی داشتم؟ در آن شرایط و مقطعی که دیگران تصمیم گرفته بودند. رئیس هیات مدیره و کسی که بودجه و پول پرسپولیس را می داد من را دعوت کرده بود آنجا و با احترام می خواست از ایشان یاد کرده و حق و حقوق شان را بدهد این جنجال داشت؟

در دنیای فوتبال حرفه ای باید به زور بروی؟

مگر زمان آقای کرانچار نبود که ایشان تشریف آوردند. ایشان سر تمرین بود که آقای دایی آمد و معرفی شد. مگر در دنیای فوتبال حرفه ای باید به زور بروی؟ من امروز موفق نبودم می روم و شما می آیید. با احترام می روم. مگر سند پرسپولیس به نام من است؟ من یک مربی ام و می آیم، نتیجه نمی گیریم و شما را به جای من انتخاب می کنند.

سند پرسپولیس به نام علی دایی نخورده بود!

آقای دایی به نظر من یک بازیکن قابل احترام و اسطوره فوتبال ماست. در هر شرایطی باید به ایشان احترام گذاشت. متقابلا این ایشان هم باید به همه مخصوصا بزرگترها احترام بگذارد. این قانون فوتبال است. من وقتی به شما احترام می گذارم باید متقابلا احترام ببینم. من ایشان را دوست دارم و به ایشان احترام گذاشتم. تازه ایشان در پرسپولیس شاگرد من هم بود. بعضی جاها می گویند چرا جای ایشان آمدی مگر ایشان به نام پرسپولیس سند زده بود؟

تگ ها


علی دایی پرسپولیس تهران حمید درخشان