سرخی روبرتو: گومز آشپز ما بود/ من مسی نیستم!

سرخی روبرتو معتقد است هیچ نکته منفی در تیم بارسلونا وجود ندارد و همه چیز برای بازی کردن و یک زندگی نرمال فراهم است...
سرخی روبرتو معتقد است هیچ نکته منفی در تیم بارسلونا وجود ندارد و همه چیز برای بازی کردن و یک زندگی نرمال فراهم است

هافبک بلوگرانا درباره فوتبال بازی کردن و اتفاقاتی که برایش از نوجوانی رخ داده موضوعات جالبی را عنوان کرده است.

به گزارش مدال، روبرتو در مصاحبه با شبکه TV3 از زندگی خصوصی‌اش گفته است. وی می‌گوید:
- "مادرم ALS دارد. این موقعیت و شرایط سختی است که دیدت را نسبت به زندگی عوض می کند.تا از نزدیک این موضوع را لمس و حس نکنی درکش نمی کنی. این یک بیماریِ دژنراتیو است و خوشبختانه پایدار است. مهم ترین چیز سلامتی افرادی است که بهت نزدیکند."
- "درخانه پدر و مادرم همیشه به من می گفتند که مهم ترین چیز درس خوندن است. من بیزینس را شروع کردم اما فوتبال جدی شد و من درس خوندن را تعطیل کردم."
- "می دیدم که اگه به درس خوندن ادامه بدهم فوتبال را ول می کنم. دانش آموز خوبی بودم؟ بله. بهتر از منم بودند ولی من شاگرد بده نبودم. ۱۴ سالم بود که به بارسا آمدم، ولی از ۱۶ سالگی وارد لاماسیا شدم چون پدر و مادرم می خواستند که راهنمایی را در رِئوس تمام کنم."
- "در ۱۸ سالگی با مارک مونیسا، سرجی گومز و بعد مائورو ایکاردی که به ما اضافه شد، هم اتاقی بودم، با یه ایگوانا (یک نوع مارمولک بزرگ).... آشپز ما سرجی گومز بود."
- "سخت ترین قسمت زندگی در لاماسیا دیدن دوستایی که در باشگاه نمی مانند و تو این را در ذهنت داری که دیدگاهت را از دست ندهد. من روابط دوستانه ی خیلی خوبی داشتم و خیلی ها سال قبل به عروسیم در اسرائیل آمدند."
- "هیچ چیزِ منفی ای در مورد بازی کردن در بارسا وجود ندارد، حتی مشهور بودن، من یک زندگی نرمال دارم و مردم هم با احترام هستند وقتی که نزدیکم می شوند. البته که من لئو نیستم، کسی که نمی تواند خانه را ترک کند."
- "برد ۶-۱ مقابل psg بهترین لحظه ی من در بارسا بود. من گل های زیادی نمی زنم و بارها از اول دیدمش چون باورم نمی شد، خیلی بد شد که ما چمپیونزلیگ را نگرفتیم. بذار ببینیم که امسال می توانیم ببریمش یا نه."
- "مادرید در مورد من سوال کرده بود وقتی که من در ناستیک بودم وقتی بچه بودم، اما چند روز بعد بارسا با پدرم صحبت کرد و ما تصمیم گرفتیم به آنجا برویم. پدرمادرم هیجان زده بودند، گرچه پدرم اهل مادرید بود. رفتن به بارسلونا رویایی بود که تبدیل به حقیقت شد."