سولشائر یونایتد را به عصر فرگی برمی‌گرداند؟

با توجه به نمایش درخشان شیاطین سرخ در بازی هفته نخست، این سوال در ذهن فوتبال‌دوستان نقش بسته که آیا اوله‌گونار سولشائر می‌تواند منچستریونایتد را به دوران پر از موفقیت سر الکس فرگوسن برگرداند یا خیر؟...

با توجه به نمایش درخشان شیاطین سرخ در بازی هفته نخست، این سوال در ذهن فوتبال‌دوستان نقش بسته که آیا اوله‌گونار سولشائر می‌تواند منچستریونایتد را به دوران پر از موفقیت سر الکس فرگوسن برگرداند یا خیر؟

به گزارش مدال؛ هواداران منچستریونایتد در سال‌های اخیر دلایل زیادی برای انتقاد و اعتراض به تیم محبوب خود داشته‌اند اما در یک باشگاه هیچ چیزی همچون بی‌روحی، یکنواختی و بی‌انگیزگی نمی‌تواند روح و قلب باشگاه را مورد هجوم قرار دهد و تضعیف کند. اتفاقی که در سالیان اخیر و تحت هدایت مربی‌های مختلف برای این تیم پرافتخار و پرهوادار رخ داده و قلب دوست‌داران خود را به درد آورده است.

کافی‌ست در منچستر قدم بزنید و با طرفداران سرخ‌های شهر هم‌کلام شوید تا نامی آشنا بر لب‌هایشان جاری شود: «سر الکس فرگوسن»؛ سرمربی موفقی که نامش مترادف است با افتخار و جام‌های متوالی و تاریخی. روش‌های مربیگری فرگی شامل چهار رکن اساسی میشد: «ممارست»، «قدرت»، «زیرکی» و «غیر قابل پیش‌بینی بودن». اما اگر سرعت رسیدن سه مربی قبلی تیم یعنی «ژوزه مورینیو»، «لوئی فان‌خال» و «دیوید مویس» به درب خروجی «اولدترافورد» را اندازه بگیرید، متوجه خواهید شد که به طرز غم‌انگیزی بر خلاف «سر الکس» از آنها حمایت بسیار کمی انجام شده است، روندی که البته امیدواریم برای «اوله‌گونار سولشائر» شکسته شود.

برتری یکشنبه هفته گذشته در برابر چلسی یادآور خاطرات شیرین گذشته برای شیاطین سرخ بود؛ یادآور روزهایی که با بدگمانی، شک و تردید به واژه «ریسک» و «جسارت» نگاه نمیشد، روزهایی که تک‌تک بازیکنان با تمام وجود به فرمان‌های مربیشان از صمیم قلب باور داشتند و آن را تنها راه موفقیت می‌دیدند، یک موفقیت تضمین شده. یکشنبه نمایشی را شاهد بودیم که طعم شیرین سال‌های دور را باز هم به شیاطین سرخ چشاند، آنهم بعد از چند فصل نمایش کُند، کسل‌کننده و یکنواخت. به همین جهت نیز بود که تمام سکوهای اولدترافورد همانند گذشته به لرزه درآمد، گویی خونی تازه در رگ‌های «تئاتر رویاها» تزریق شده است.

البته همگان بر روی این موضوع هم‌نظر هستند که نباید با یک برد هیجان‌زده شد. در واقع همه می‌دانند که یک 90 دقیقه خوب در مصاف با آبی‌های لندن به هیچ عنوان نمی‌تواند تضمین‌کننده این امر باشد که ضعف‌های شیاطین سرخ برطرف و درب‌های بهشت برین به رویشان گشوده شده است. شاید برای هوادارن منچستریونایتد که در حاضر از این برد شیرین سرمست هستند، تقابل امروز با وولورهمپتون یک نقطه حیاتی باشد، تیمی که فصل گذشته 2 بار مقابلشان زانو زدند و امروز می‌خواهند انتقامی سخت از گرگ‌های «نونو اسپریتو» بگیرند، آنهم در حالی که در جدال امروزشان به احتمال بسیار زیاد دیگر از ضعف و اشتباهات بچگانه همانند آنچه دفاع آبی‌های استمفوردبریج به نمایش گذشت خبری نخواهد بود.

اولدترافورد عاشق فوتبال سریع و تهاجمی‌ست و «اوله‌گونار سولشائر» هم تمام تفکر و تمرکز خود را به ساخت یک ماشین جنگیِ تهاجمی و سریع معطوف کرده. این ماجرا زمانی جالب‌تر می‌شود که بدانید کلِ زمان مالکیت توپ سرخ‌پوشان شهر منچستر پیش از به ثمر رساندن هر یک از چهار گلش مقابل چلسی، کمتر از 16 ثانیه بوده؛ در صحنه گل چهارم از پاس «اسکات مک‌تومینای» به «پل پوگبا» و سپس پیدا کردن و رساندن توپ به «دنیل جمیز»، به طور کل 4 پاس و 9 لمس توپ اتفاق افتاد و کل فرایند ضد حمله فقط و فقط 14.6 ثانیه زمان برد! در صحنه گل دوم هم از زمان بازپس‌گیری و تقه‌ای که «هری مگوایر» به توپ زد تا زمان به ثمر رساندن گل توسط «آنتونی مارسیال» تنها 15.9 ثانیه طول کشید.

به گل چهارم برگردیم؛ جایی که «دنیل جیمز» پس از یک استارت هیجان‌انگیزِ 30 یاردی تور دروازه چلسی را به لرزه درآورد تا تمام فوتبال‌دوستان بفهمند چرا هم‌تیمی‌هایش او را «Flash» یا همان «صاعقه» خطاب می‌کنند. حال به نظر می‌رسد چالشی که وینگر جوان ولزی با آن مواجه شده این‌ست که یاد بگیرد در روند رو به رشد خود، ممارست بیشتری به خرج دهد و همواره این امر را مد نظر داشته باشد که باشگاه به یک «سون هیونگ مین» احتیاج دارد نه «آدام ترائوره»؛ به بازیکنی که خود را وقف تیم کند نه تیم را فدای خود.
نکته کنایه‌آمیز اینجاست که فقط یک سال پیش «دارن وِی» مربی باشگاه «یئویل تاون» سعی داشت این بازیکن را از «سوانسی» به صورت قرضی به لیگ دست دو منتقل کند و او را با عبارت «قایق تندرویِ بدون راننده» توصیف کرده بود. اما حالا اشتیاق مثال‌زدنی و فوق‌العاده جیمز در امر یادگیری و تمرین، او را به بالاترین سطح در فوتبال انگلیس و تیم بزرگ و پرافتخاری همچون منچستریونایتد رسانده است.

«مارکوس رشفورد» هم در صحنه گل سوم به وضوح نشان داد که ممارست در تمرین و هماهنگی اعصاب درونی و عضلات چه قدرت ویرانگری را می‌تواند خلق کند. «آرن فن‌بیساکا» آنچنان سریع بود که به نظر می‌رسید در حال اسکیت‌سواری است نه بازی فوتبال؛ چه در زمان دفاع و مواجه با «راس بارکلی» و چه در زمان حمله او همچون طوفان در زمین به حرکت درمی‌آمد. از طرفی دیگر «هری مگوایر» و «ویکتور لیندلوف» نیز از سرعت بسیار بالایی بهره می‌بردند تا حدی که در پیش‌فصل رکوردی بهتر از «پل پوگبا» ستاره نامدار و فرانسوی شیاطین سرخ به ثبت رساندند. ضمن اینکه مگوایر در امر پیشبینی حرکات حریف و بازی‌خوانی نیز بسیار موفق ظاهر شد به صورتی که در بسیاری از مواقع اصلاً نیازی جهت استفاده از سرعت بالای خود احساس نکرد. «جانی اوانز» هم‌تیمی سابق هری در لسترسیتی می‌گوید: «او حرکات انفجاری زیادی در طول بازی انجام می‌دهد که بسیاری از آنها حتی از دید تماشاگران حاضر در ورزشگاه نیز دور می‌ماند. او یک غول است که برای حضور در قلب خط دفاعی منچستریونایتد ساخته شده.»

با نگاهی اجمالی به دیدار یونایتد و چلسی به خوبی درک می‌کنید که مگوایر در کنار فن‌بیساکا به طرز بی‌نقصی به سرخ‌پوشان شهر منچستر استحکام داده بودند، امری که برای سرمربی نروژی شیاطین‌سرخ بسیار حیاتی بود. نکته جالب دیگر به تغییر تاکتیک هوشمندانه سولشائر در بین دو نیمه مربوط میشد؛ جایی که یونایتد عملِ پرسینگ و تحت فشار قرار دادن بازیکنان آبی‌پوش را از زمین حریف متوقف کرد و در عوض در بلوک‌های کوچک در میانه میدان به دفاع پرداخت به طوری که چلسی فقط یکبار توانست به نیمه زمین یونایتد وارد شود! میانگین تعداد پاس‌های چلسی قبل از لو رفتن توپ در نیمه نخست 7.71 بود که با تغییر تاکتیک سولشائر این عدد به 11.23 در نیمه دوم افزایش یافت. او به دفاع چلسی اجازه بازی‌سازی داد و و تله خود را در وسط زمین پهن کرد، تاکتیکی که تحققش بدون یکپارچگی و ممارست در کار تیمی امکان‌پذیر نبود.

به همین دلیل است که اکنون کارشناسان فوتبال انگلیس به استثنای «ژوزه مورینیو» معتقدند که یونایتد در صورت تداوم این روند و تکرار چنین تاکتیک‌هایی و البته اتکا به نیروهای جوان، با انگیزه و غیرقابل پیشبینیِ خود، می‌تواند یکی از مدعیان قهرمانی در این فصل باشد. هر چند شاید این امر در نگاه اول با توجه به قدرت و بازیکنان حاضر در تیم‌هایی همچون لیورپول، منچسترسیتی و تاتنهام کمی دور از انتظار به نظر برسد اما توجه به نحوه قهرمان شدن «لسترسیتی» و ترکیب آن زمانِ روباه‌ها، می‌تواند شما را به این نتیجه برساند که قهرمانی برای شیاطین‌سرخ به هیچ عنوان دور از دسترس نیست. کسی چه می‌داند؛ شاید زمان تکرار موفقیت‌های یونایتد از راه رسیده باشد، آنهم به دست تعویض طلایی فرگی.

بیشتر بخوانید:

اینتر دست از سر یونایتد بر نمی‌دارد؛ کونته به دنبال جذب ستاره نامدار