شفر و کلید واژه ای که رنگ باخت؛ ...از یلدا تا دربی

هواداران استقلال تهران با سوالاتی مهم درباره شکست در دربی روبرو هستند....

هواداران استقلال تهران با سوالاتی مهم درباره شکست در دربی روبرو هستند.


به گزارش خبرنگار مدال، دقیقا یلدای سال 97 بود که برای انجام یک گفت و گوی تفصیلی برابر مرد آلمانی استقلال نشستیم. شفر آن شب با حرارت خاصی از برنامه های فنی خود برای استقلال سخن گفت. در لابلای صحبت‌هایش، به دفعات از این موضوع گفت که هواداران استقلال مجال بدهند تا وی نوع فوتبال تیمش را تغییر دهد . «فوتبال روی هوا» کلید واژه ای بود که او در آن مصاحبت بکار برد.
گاهی نیز با استفاده از همین موضوع به رقبای خود طعنه زد که به زعم او اگر امتیازاتی جمع کرده اند و مدعی قهرمانی هستند، آن جایگاه به سبب تکیه آنان بر فوتبال بلند و به اصطلاح عامیانه « بزن زیرش» بوده است و...
پس از آن گفت و گو، هر بار که مرد آلمانی در مصاحبه های خود و بویژه در کنفرانس های خبری فرصتی به دست می آورد، بر همین مسئله تاکید می کرد که صد البته به شکلی ماهرانه مخاطب سخنان طعنه آمیز او مربیانی چون امیر قلعه نویی و برانکو ایوانکوویچ و ... بودند.
داستان تاکید و تکیه شفر بر این موضوع، تا قبل از دربی اخیر ادامه داشت و استقلال در روزی که اشکالات فراوانی در شکل بازی خود داشت، تن به شکست داد و سیل انتقادات به سمت و سوی این تیم و سرمربی اش سرازیر شد.
شکست استقلال در دربی، تحت الشعاع یک اتفاق عجیب قرار گرفت و بحث به این سمت رفت که؛ اگر آن پنالتی سوخته  گل تبدیل می شد، دربی فرجام دیگری پیدا می کرد که البته بدیهی بود اگر فرشید اسماعیلی آن ضربه را به جای آسمان به تور دروازه پرسپولیس می دوخت شاید روند مسابقه تغییر می کرد و ...
اما فارغ از بحث پنالتی سوخته آبی پوشان و چرایی رفتارهای عجیب چند بازیکن این تیم به وقت پنالتی، که حواشی ریز و درشت و گاها ضد و نقیض گویی‌هایی را به دنبال داشت، این پرسش از سرمربی آلمانی مطرح است که؛ چرا در حساس ترین دیدار فصل تیمش، ناگهان همه ایده ها و برنامه هایش که با تکیه بر آنها به رقبا طعنه می زد بر باد رفت و استقلال برای جبران گل خورده، توپ را به آسمان ورزشگاه آزادی کشاند؟
این پرسش زمانی مهمتر و پررنگ تر جلوه می کند که یاد صحبت های ماههای گذشته شفر و آن کلید واژه می افتیم.
طی دو روز گذشته اغلب کارشناسان نیز با تعجب از این نوع فوتبال یاد کرده اند و سوال اغلب آنها این است که؛ با وجود مدافعان سر زن در ترکیب پرسپولیس، چرا شفر و همکارانش بر آن فوتبال بلند اصرار می ورزیدند؟
این موضوع را می توان از دو زاویه و با طرح دو فرضیه نگریست:
1-  وینفرد شفر در روزی حساس، از همان لحظه گل پرسپولیس، قدرت مدیریت فنی تیمش را از دست داد و آغاز این غفلت او وقتی بود که اجازه داد مردانش بی توجه به نام پنالتی زن اول تیم، دست به انتخاب پنالتی زن استقلال بزنند و ... عجیب تر آنکه روی نیمکت نیز همکارانش دست یاری به سوی او دراز نکردند! تکمیل کننده آن سو مدیریت در راستای شکل گیری پروسه شکست، وقتی بود که متوجه شد نوع فوتبال بازیکنانش نه با صحبت های قبلی او همخوانی دارد و نه ره به جایی می برد- که نبرد- اما اقدامی نکرد و مسخ بازی شد.
2-صحبت های قبلی شفر پیرامون تغییر شکل بازی استقلال و فوتبال مالکانه و روی زمین بجای « بزن زیرش» بیش از آنکه عمیق باشد، در وادی شعار طرح شده و وقتی عرصه بر او تنگ شده، خود نیز همان مسیری که تا قبل از دربی بر آن نقد داشت را دنبال کرده است..
شکست استقلال در دربی به تاریخ پیوست و واکنش باشگاه استقلال به این ناکامی، همان تصمیماتی بود که در نشست فوری هیات مدیره این باشگاه اتخاذ شد و ریشه در نگاه آنها به بی نظمی های چند بازیکنان و مسئول در زمین و بیرون زمین دربی داشت، اما آنچه مهمتر از آن حوادث حاشیه ای و علت العلل تسلیم شدن آبی ها برابر رقیب سنتی شان به نظر می رسد، اشکالات فنی و عدم تصمیم گیری کادر فنی استقلال در آن  بزنگاه حساس بود؛ نکاتی که مشخص نیست کجا و از سوی چه کسانی باید مورد بررسی قرار بگیرد. کمیته فنی باشگاه مدتهاست که وجود خارجی ندارد واز سوی دیگر بعید است اعضای هیات مدیره- به جز یک نفر- توانایی تحلیل درست فنی داشته باشند.
 سخنگوی کمیته فنی  نیز شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی- و نه در یک اتاق در بسته باشگاه- تحلیل فنی اش را ارائه کرد و عجیب تر آنکه، تحلیل وی بجای داشتن عمق و نشانه گرفتن «علت»، در حمله به «معلول»- بازیکنان – خلاصه می شد و ...!
*حمید ترابپور