صدای تیشه فرهاد از بیستون نمی‌آید

افسون حضرتی به گزار ......

افسون حضرتی

به گزارش مدال به نقل از آی اسپورت- سوز سردی از گوشه پنجره به درون اتاق می وزد. با اینکه زمستان و سرما هنوز لشگرکشی شان را آغاز نکرده اند اما سرما کمی تا مغز استخوان نفوذ می کند. به جشن تولد شب گذشته فکر می کنم.

به بادکنک های زرد و آبی جشن تولد که هنوز بر پنجره خانه ویران شده خودنمایی می کنند، به دورهمی های خانوادگی فکر می کنم که صدای خنده به پایان نرسیده به فریاد و ناله بدل شده، به بچه های مدرسه فکر می کنم که برای امروز صبح نقشه ها داشتند، اما معلوم نیست کدامشان صبح امروز را دیده باشند. در کنار آوار غمی که روی سینه مردم سنگینی می کند، دیگر مهم نیست تیم ملی رکوردهایش را حفظ کرده یا نه؟ چه اهمیتی دارد که فلان سلبریتی تسلیتش را با چه واژه هایی انتخاب کرده باشد؟ چه فرقی می کند که چند بازیکن استقلال یا پرسپولیس در ترکیب تیم ملی ثابت بوده اند؟ چقدر صعود ایتالیا به جام جهانی روسیه اهمیت دارد؟

آنهایی که نیستند منتظر حداقل ها بودند. کمتر از 24 ساعت زمان لازم داشتند تا از نتیجه بازی تیم ملی مقابل ونزوئلا مطلع شوند، کمتر از یک شبانه روز احتیاج بود تا بدانند در برنامه پیامکی نود برنده شده اند یا نه؟ 20 روز زمان می خواستند تا از قرعه کشی جام جهانی و وضعیت ایران و همگروهی هایش خبردار شوند. اما قهر طبیعت و ضعف ساختمان سازی آبکی تمام این خواسته ها را به تلی از خاک و آوار بدل کرد و رفت.

امشب فوتبال هیچ طعمی نداشت. مزه فوتبال امشب به خاک و خون و اشک و ناله و زخم آغشته شده بود. امشب کمتر کسی تمرکزش را روی فوتبال خرج کرده است. امشب سرمای هوا بیشتر احساس می شود. هستند کسانی که تا دیشب برای خود «کیا و بیایی» داشته اند، اما الان چشم انتظار دست یاری هستند. غم و اندوه چادر خود را بر سر کرمانشاه و سرپل ذهاب، ازگله، اسلام آباد غرب و قصرشیرین کشیده است. پنجره را نمی بندم، بگذار سوز سرما بر جان و تن ما هم بنشیند، بگذار این درد در استخوان های ما هم فرو روداز بیستون صدای تیشه فرهاد نمی آید! شاید فرهاد بر ویرانه های شهر خون گریه می کند ...

 

تگ ها


اخبار روز فوتبال