غلبه سفيدی‌ها بر سياهی‌ها

فينال جام حذفي است. بايد ببري تا ......

فينال جام حذفي است. بايد ببري تا قهرمان شوي. اين همه راه تا خرمشهر رفتي كه جام بالاي سر ببري اما پولي در بساط نيست و همه چيز درهم و برهم است و تو...در اتوبوس نمي داني به بچه هايت چه بگويي. چگونه آنها را مهياي يك مسابقه سخت كني. بازيكناني كه تا به حال كمترين دريافتي را داشتند و توپ شان حسابي پر است و تو ماندي كه...

به گزارش مدال به نقل از  خبرورزشی،زودتر از همه وارد رختكن مي شوي. با ماژيك كنار وايت برد مي ايستي تا حريف را آناليز كني. با صداي بلند همه را به سكوت دعوت مي كني و مي خواهي نظم، ديسيپلين و اهميت بازي را يادآوري كني ولي همه چيز به هم ريخته است. تصور مي كني كسي صدايت را نمي شنود. يكي از بازيكنان تيم قبل از سفر پايش را گرفت تا بازي نكند و مصدوم نشود از بس كه به فكر فصل بعدش بود! همه را مي داني اما چه برخوردي مي تواني بكني؟ باز هم تو و...

غرق در همين گرفتاري ها، بي برنامگي ها، كشمكش ها و آشفتگي ها حرف هايت را به بازيكنان مي زني. مي روي، مي آيي، داد مي زني و بعد آرام و نرم مي شوي. دوستانه تر حرف مي زني اما خودت هم مي داني حواس اين بچه ها جاي ديگري است و تو...

حكايت غريبي است. بعد از شروع بازي جلوي آيينه در رختكن خودت را برانداز مي كني. سفيدي «مو»ها بر سياهي «مو»ها غلبه كرده و جواني و غرور جاي خود را به تجربه و تواضع داده است ولي باز مي خندي! حكايت عجيبي است گذر ايام و حكايت علي دايي!

***

سه شنبه به خود علي دايي هم در حين مصاحبه گفتم كه اين همه تغيير باوركردني نيست اما گفت: «به هر حال سن و سالم بالا رفته است. الان حوصله حرف و حديث و يكسري حاشيه ها و درگيري را ندارم. دوره اين حرف ها تمام شده است. زمانه، زمانه ديگري است. از دشمني با علي كريمي و ديگران چه چيزي عايد من مي شود؟!»

آيا اين علي دايي است؟! همان مردي كه به خاطر يك مصاحبه علي پروين و درگيري لفظي برادرانش در استاديوم آزادي زمين و زمان را به هم دوخت؟

نه، باورش سخت است اما حقيقت دارد.

علي دايي را سال هاست مي شناسم ولي اعتراف مي كنم سه شنبه گذشته او را جور ديگري يافتم. خوب براندازش كردم و متوجه شدم عالم مربيگري دايي را عوض كرده است. مي دانيد چرا؟

جدا از بالا رفتن سن و سال، يكي ديگر از دلايل تغيير مشخص شهريار تفاوت دوران بازي و مربيگري است. ديگر علي دايي نمي تواند همان جايي بايستد كه مي خواهد!

يك زماني مي توانست به تنهايي بدرخشد، گل بزند و دهان همه منتقدان را ببندد اما امروز ممكن است كارش لنگ يك بازيكن جوان باشد! بي تعارف علي دايي امروز و علي دايي مربي بيش از دوران بازي زمين خوردن و افتادن را تجربه كرده تا به افتادگي برسد.

مگر عمر آدمي چند 10 سال است؟ مگر چقدر مي توان دعوا كرد و دشمن ساخت؟

همه چيز خيلي زود مي گذرد. همه آن خاطرات غرورانگيز كه مثل صفحات كتاب ورق مي خورد و تو مي ماني و...

علي دايي امروز وقت خود را صرف مطالعه، آموختن و سر و كله زدن با شاگردان خود مي كند. شاگرداني كه با دقت رفتار، گفتار و حتي پندار سرمربي خود را دنبال مي كنند. اگر نيك باشد خوشا به حال استاد! اين تعبير نگارنده از علي دايي مدل جديد بود كه بايد به فال نيك گرفت. 

 

تگ ها


اخبار روز فوتبال