فابرگاس؛ شاید دوباره ببینمت ای لندن

دل‌نوشته‌ای در وصف فابرگاس...
دل‌نوشته‌ای در وصف فابرگاس

دست هایش را بالا گرفته، برهم می زند، طرفداران را سپاس گفته و طرفداران با تشویق ها و صدای گرمشان او را ستایش می کردند، رابطه عاشقانه بین او و جامه آبی پوشان، بین فابرگاس و طرفداران چلسی، چِکه شدن اشک ها بر روی چمن تا سکو ها، آن جا استمفوردبریج بود و یک صدایی دیگر آرام و آرام به گوش می رسید، پس فابرگاس دست هایش را بر گوش گرفت، تا از صدای (تو به پایان راه خواهی رسید) در امان باشد، صدایی که فقط گوش های او توان شنیدنش را داشت، گوش های فابرگاس...

می دانی سسک، تو برای طرفداران آرسنال چیز دیگری بودی، چندها خاطره بودی، خاطره چیز عجیبی‌ست؛ گاه مثل شعبده‌باز از کلاه، عکس‌هایی فوری را بیرون می‌کشد که خیال می‌کردی تا ابد فراموش‌شان کرده‌ای.
خداحافظی تو برای طرفداران آرسنال طعم دیگری داشت، تو به بارسلونا رفتی برای فتح جام ها، اما حال که باری دیگر لندن را ترک می کنی، می گویند به پایان راه رسیدی، دیگر توپ ها در جست و جو تو نیستند و برایت نغمه بی وفایی خواندند.
آدام بیت از نقل و قول گفته، از تحسین بزرگان بر وصف فابرگاس، از تمجید ونگر که او را پلاتینی و اسکولز خوانده تا استاد خطاب شدند توسط مورینیو، به راستی که گوآردیولا چه زیبا گفته بود که زمانی توپ زیر پای توست، قطعا بهترین بازیکن دنیا تو هستی، فقط تو آقای فابرگاس!

همه چیز را چشیده، از محبوب بودن تا منفور شدن و برعکس این را هم درک کرده کرده، جام ها را فتح کرده و مدال های زیادی را بر گردن آویخته، پیراهن های ملی و باشگاهی همیشه به تن او آمده و برایش افتخار ها داشته، بر خلاف بسیاری از بزرگان که در پیراهن باشگاهی موفق و در دوران ملی ناکام ماندند، اما سسک چنان از خود نشان داده که بی ادعا همیشه مهره کلیدی ترکیب ها بوده؛ همیشه و همیشه.

می گویند، باران ها و برف ها، طلوع و غروب خورشید فقط توسط خدا فرمان خواهند بُرد، می گویند تمامی گل ها توسط فابرگاس دستور خواهند بُرد. اوست که حکم گل را صادر می کند، آن توپ گِرد را پاس می دهد، تا دیگری آن را به تور بچسباند.

او قدم زنان یا ایستاده، دویده یا دراز کشیده، زمین یا هوا، در همه حالت بهترین بوده، وظیفه اش را به بهترین نحو انجام داده، تعداد پاس گل هایش عدد ۱۱۱ را نشان می دهد، یعنی بیش از هر بازیکنی دیگر که حال در لیگ جزیزه به میدان می رود.

بدون شک جزو بهترین هافبک های تاریخ لیگ جزیره و تاریخ بوده است.
تعریفش از خود هر کسی را محو خودش می کند.

من نه هیچوقت سریع‌ترین بودم، نه قوی‌ترین و نه منعطف‌ترین. اما رسیدن به این رکورد پاس گل یکی از غرورآمیزترین دستاوردهای فوتبال من است، چون وظیفه من این بود و وظیفه‌ام را خوب انجام دادم». در این باره هم هیچ شک و تردیدی وجود ندارد و نخواهد داشت.
فابرگاس در موناکو، آهسته و آهسته غروب کن.

نویسنده؛ ابوالفضل کریم آبادی (صدر)