فرار از آخرالزمان؛ بدو گرت بیل، بدو...

جمله زیدان کوتاه بود: «گرت بیل این فصل با ما می‌ماند.» جمله‌ای کوتاه برای اعلام صلح و برافراشته شدن پرچم سفید....

جمله زیدان کوتاه بود: «گرت بیل این فصل با ما می‌ماند.» جمله‌ای کوتاه برای اعلام صلح و برافراشته شدن پرچم سفید.

جمله زیدان کوتاه بود: «گرت بیل این فصل با ما می‌ماند.» جمله‌ای کوتاه برای اعلام صلح و برافراشته شدن پرچم سفید. گرت بیل تمام تابستان مشغول جنگیدن با سرمربی رئال، هواداران این تیم و البته هم‌تیمی‌هایش بود. سر از چین در آورد، وارد لیست مازاد زیدان شد و تقریبا تمام بازیکنان تیم علیه‌اش جبهه گرفتند. حل شدن تمام این مشکلات در 90دقیقه به چیزی شبیه معجزه می‌ماند. شبیه بیرون آمدن غول از چراغ جادو و برآورده کردن رویاها.

ورزشگاه بالایدوس بهترین جای ممکن بود تا گرت بیل تمام مشکلاتش را غیب کند. پیش از شروع مسابقه با سلتاویگو او تنها یک بازیکن اجباری بود که زیدان به خاطر مصدومیت آزار و آسانسیو مجبور شده بود به او بازی دهد، اما در دقیقه 75 وقتی بیل از زمین مسابقه بیرون آمد، قهرمانی بود که زیدان به سمتش رفت و با او دست داد تا بابت عملکرد بی‌نظیرش از او تقدیر کند. دیشب شب مهاجم ولزی بود تا با آن صورت استخوانی، چهره سرد و نگاه یخی تمام کسانی را که در چندماه اخیر از او انتقاد کرده بودند، به چالش بکشد. بعد از مدت‌ها همان استارت‌های تماشایی را از او ببینیم و یادمان نرود او چه قابلیت‌هایی دارد؛ و اینکه گرت بیل هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شود. انگار که فیلم «بدو لولا.. بدو» را بارها تماشا کرده و بهتر از هر کسی می‌داند فردا روز دیگری است و می‌تواند هر چیزی را که دیروز از دست داده، دوباره به دست بیاورد؛ فقط باید این‌بار سریع‌تر بدود. تندتر از دیروز تا وقایع اطرافش را عوض کند و دنیایش را به سمتی که خوشبختی در آن اردو زده، هدایت کند. گرت بیل حداقل تا هفته دیگر که دوباره باید مانند لولا دویدن را آغاز کند تا سرنوشتش را تغییر دهد، در امان است. تا هفته بعد که دوباره او را با استارت‌ها و حرکات‌های عمقی‌اش قضاوت کنیم، در بخش قشنگ جهان زندگی می‌کند؛ دنیای بدون زیدانی که او را تحقیر کند، هوادارانی که با سوت‌هایشان به او اعتراض کنند و همتیمی‌هایی که به او اعتنایی ندارند.

بیشتر بخوانید: 

آن‌هایی که ماندند و رستگار شدند؛ به مناسبت حاشیه‌های گرت بیل