فصل خطیبی؛ از استراماچونی تا فرار با آمبولانس!

سرمربی آلومینیوم اراک در شرایطی که کمتر کسی تصورش را می‌کرد به تیم فوتبال آلومینیوم شهر اراک آمد تا این شهر را پس از گذشت ۳۱ سال به آرزویشان که همان حضور در بالاترین سطح فوتبال ایران بود برساند....

به گزارش "ورزش سه"، به‌واسطه رگ و ریشه اراکی‌ام همین چند ماه پیش بود که برای دیدار با خانواده پدری‌ام سفری چند روز به اراک داشتم. بعد از گذشت دو روز با خودم گفتم حالا که تا اینجا آمدم، شاید زمان مناسبی است تا سری هم به رسول خطیبی و چند تن از بازیکنان آلومینیوم بزنم و از حال و هوای این تیم گزارشی را تهیه کنم. این در شرایطی بود که سازمان لیگ برنامه ادامه مسابقات را که به علت شیوع ویروس کرونا به حالت تعلیق درآمده بود، اعلام کرد و خطیبی با فراخواندن تمامی بازیکنانش تمرینات این تیم را چند روزی آغاز کرده بود.


خاطرم است که در آن مقطع اراکی‌ها با پیروزی‌های متوالی در شرایط بسیار خوبی به سرمی بردند و در جایگاه سوم لیگ قرار داشتند و حالا یکی از مدعیان صعود به لیگ برتر محسوب می‌شدند. با او تماس گرفتم و مثل همیشه خوش‌برخورد، من را به هتل امیرکبیر شهر اراک دعوت کرد تا از نزدیک ملاقاتی را باهم داشته باشیم.


خودم را به هتل محل اقامت تیم فوتبال آلومینیوم رساندم. جایی که به‌نوعی یکی از بهترین هتل‌های شهر اراک به شمار می‌رود. در بدو ورود چند تن از بازیکنان آلومینیوم را مثل سجاد بیرانوند، میثم مجیدی، پیمان میری روی بالکن دیدم و بعد از دقایقی ، سروکله آقا رسول هم با یکی از دستیارانش پیدا شد تا به‌اتفاق همدیگر در لابی هتل باهم درخصوص شرایط این تیم پیش از شروع نوبت دوم تمرین، گپ کوتاهی بزنیم.


اولین چیزی که در وهله اول طی صحبت با وی متوجه شدم رضایت فوق‌العاده و آرامشی بود که به‌واسطه امکانات و شرایط مناسب آلومینیوم در این تیم احساس می‌کرد. همان چیزی که همواره در گفت‌وگوهای قبلی به دنبال تحقق آن بود.


 خاطرم است که خطیبی درباره حضورش در شهر اراک می‌گفت: "من تمام ایران را تجربه کردم، اما چقدر مردم این استان بی‌شیله پیاله‌اند و تا چه حد تیمشان را صادقانه و بدون هیچ چشمداشتی دوست دارند". آن روز خطیبی از من پرسید: "می‌دانی تعجبم از چه چیزی است"؟ به‌سرعت خودش جواب سؤالش را داد. " از زمانی که به اراک آمدم فقط تعجبم از این است که این شهر بااین‌همه امکانات و این‌همه علاقه‌مند به فوتبال چطور حدود ۳ دهه جایی در سطح اول فوتبال ایران نداشته است." باید با من به زمین چمن ورزشگاه اختصاصی ما بیایی و روی آن راه بروی. در کمتر جایی در ایران می‌توانی چنین چمنی پیدا کنید. چطور بااین‌همه سخت افزا مناسب اراک تابه‌حال تیمی را در لیگ برتر نداشته است؟ "


این دقیقاً همان سؤالی بود که همواره ذهن ما اراکی را هم در تمامی این سال‌ها به خودش مشغول کرده بود و هیچ‌وقت هم جوابی برای آن نداشتیم. به همین خاطر بخش زیادی از هواداران اراکی ضمن اینکه از تیمشان حمایت می‌کردند در پس ذهنشان باور زیادی به صعود به لیگ برتر نداشتند و می‌توان به‌نوعی گفت باور اینکه امسال پس از ۳۱ سال می‌توانند شاهد دیدار نماینده شهرشان با تیم‌هایی مثل استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور باشند کمی سخت بود اما درنهایت دیدیم که شب گذشته رؤیای مردم این شهر صنعتی تبدیل به حقیقت شد و اراک به لیگ برتر سلام کرد.


دیشب اراک تا خود صبح نخوابید. جشن صعود در شهر اراک تا ساعت‌های اولیه بامداد امروز(یکشنبه) ادامه داشت تا خانواده‌های اراکی در خودجوش‌ترین جشن ممکن، حضورشان در جمع ۱۶ تیم برتر ایران اعلام کنند. آن‌ها در فصل آینده قرار است طعم شیرین رقابت در بالاترین سطح فوتبال ایران را تجربه کنند و انصافاً حتی تصورش برای من هم لذت‌بخش است.


اما کلیدواژه این جشن تاریخی چه نامی می‌توانست جز رسول خطیبی باشد؟ کسی که پیش از همه این صعود را باور کرده بود و در تمام این مدت سعی کرد که ذهنیتش را به تک‌تک بازیکنانش القا کند، حتی آن روزی که در اراک در فاصله ۵ هفته مانده به پایان لیگ در میان بهت همگان مغلوب آرمان گهر شدند تا با توجه به شکست هفته قبل مقابل هوادار، دوباره همان ذهنیت منفی در ذهن بازیکنان و هوادارانشان تشدید شود که این بار هم نشد.


اگر کمی واقع‌گرا باشیم باید بپذیریم که اراکی‌ها زمانی حکم صعود به لیگ برتر را گرفتند که توانستند در کرمان و در فینال سوری لیگ یک، در هفته ۳۳ با یک گل از سد مس کرمان نزدیک‌ترین رقیبشان در جدول رده‌بندی عبور کنند تا به نحوی ثابت شود که تیم شایسته‌تری برای صعود به لیگ برتر هستند، هرچند که مسی‌ها برای صعود فقط و فقط به یک گل احتیاج داشتند. (شاگردان مجتبی حسنی تنها با یک گل تفاضل کمتر از راه‌یابی به لیگ برتر جا ماندند). همین امر باعث شده بود که شب گذشته شاهد اوج حساسیت در دو شهر اراک و تبریز باشیم. کافی بود به چهره رسول خطیبی در دقایق پایانی دیدار شب گذشته نگاه می‌کردید تا میزان فشار و استرس را کاملاً با تمام وجودتان حس کنید. بی‌جهت نبود که او پس از پایان بازی با آمبولانس از ورزشگاه خارج شد. درنهایت تبریزی‌ها به فرزندشان خیانت نکردند، آن‌ها در شرایطی که در ۷ بازی اخیرشان ۳۰ گل دریافت کرده بودند، جانانه برای سربلندی رسول جنگیدند تا این فصل فوتبالی به بهترین شکل برای این سرمربی به پایان برسد.


فصلی که در معیت ماشین‌سازی در ناباورانه‌ترین اتفاق ممکن در هفته اول لیگ برتر و در روز رونمایی از استقلال ایتالیایی با شکست دادن این تیم آغاز شد، و در ادامه با متوقف کردن پرسپولیس در روز اهدای جام سوپر جام به این تیم در ورزشگاه آزادی ادامه یافت، تا به تراکتور برسد و این تیم را هم با دو گل از پیش رو بردارد. علاوه بر این سپاهان را در نقش‌جهان متوقف کند و در روزهای پایانی‌اش در ماشین‌سازی یک با دیگر این بار استقلال را در آزادی از پیش رو بردارد.
درحالی‌که همه‌چیز بر وفق مراد خطیبی بود و در شرایطی که کسی تصورش را هم نمی‌کرد، عطای حضور در ماشین‌سازی را که با خون و دل به بهترین وجه ممکن از پایه ساخته بود به لقایش ببخشید و این تیم را که در جایگاه هشتم جدول رده‌بندی بود تحویل داد تا مأموریت جدیدی را در لیگ دسته پایین‌تر تجربه کند.


برای اینکه متوجه شویم او در ماشین‌سازی دست به چه‌کار بزرگی زده، کافی است به نتایج این تیم بعد از خروج او و جایگاه فعلی این تیم در جدول رده‌بندی توجه کنید.


به‌هرحال رسول خطیبی تا عمر دارد هرگز این فصل فرسایشی را در کارنامه مربی‌گری‌اش فراموش نخواهد کرد. فصلی که از ابتدا تا انتهایش مملو بود از نتایجی درخشانی که او به همراه دو تیم ماشین‌سازی تبریز و آلومینیوم اراک به دست آورد.


حالا باید منظر بمانیم و ببینیم او که به‌احتمال بسیار زیاد در اراک ماندگار خواهد شد چه تیمی را برای اولین حضور یک تیم از استان مرکزی در لیگ برتر به جنگ رقبای سرسختش خواهد فرستاد. البته شاید به نظر برسد تا آن زمان فرصت زیادی باقی‌مانده است ولی او به‌خوبی می‌داند که فرصت وقت تلف کردن ندارد، چراکه برای موفقیت در لیگ برترباید بتوانید داستانی متفاوت از لیگ یک را روایت کنید.


کیاوش عزیزی

تگ ها


رسول خطیبی دسته یک آلومینیوم اراک