فلسفه فوتبالی ویلموتس/ ویدیو

مارک ویلموتس، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال بلژیک به تهران آمد تا هدایت تیم ملی فوتبال ایران را به عهده بگیرد....

فلسفه فوتبال ویلموتس بیش از آن که مبتنی بر نتیجه گیری باشد برپایه تاثیرگذاری بنا شده است. ویلموتس دوست داشته در هر جایی که کار می‌کند ثمره‌ای به جا بگذارد. او پس از جدایی از هر تیم اثرات خوبی از خود به جا گذاشته. شاید به همین دلیل است که او را معمار نسل طلایی فوتبال بلژیک می‌دانند.
از این رو میتوان امیدوار بود او در کنار هدایت تیم ملی ، معمار نسل آینده فوتبال ایران نیز لقب گیرد.. در نگاه اول انتخاب ویلموتس می تواند بسیار خوب باشد اما به راستی میتوان امیدوار بود هنگامی که او کارش را شروع کرد تسلیم فضای نتیجه گرایی فوتبال ایران نشود؟
در فضای افکار عمومی کشور ما همه دنبال پیروزی و برد هستند. اما پیروزی در یک بازی و ساختن یک بازی با هم متفاوت است. وقتی شما بازی را می‌سازید در نهایت برنده خواهید شد اما برای ساختن بازی نیازمند زمان هستید. در حالی که افکار عمومی و فضایی که در فوتبال ایران حاکم است زمان کافی را در اختیار شما قرار نمی‌دهد بنابراین وقتی مربی مثل کی‌روش به ایران می‌آید فضا را ارزیابی می‌کند و در راهی که ما می‌خواهیم حرکت می‌کند. شاید در نهایت راهی که ما می‌خواهیم نتیجه‌اش ساختن یک تیم برای آینده نباشد اما ما می‌گوئیم می‌خواهیم در جام ملت‌های آسیا قهرمان بشویم یا می‌گوئیم تیم ملی باید به جام جهانی برود؟ این یک واقعیت است که از روش‌های متعددی می‌توان استفاده کرد و تیم را به جام جهانی برد و یا در بازی‌های مختلف به پیروزی رسید اما ساختن بازی روش خودش را دارد.
 اگر منصفانه بخواهیم نگاه کنیم، کی‌روش نیز این خصوصیت را اما او درگیر همین دام بزرگ شد. نتیجه گرایی در فوتبال ایران.
 کی‌روش مسیرش را به راهی برد که ما می‌خواستیم و به همین خاطر توانست هشت سال در فوتبال ما کار کند.اما ویلموتس چطور؟ ایا می توان امیدوار بود که از ویلموتس به گونه ای استفاده شود که در آینده، تیم بسیار قدرتمندی داشته باشیم ؟
در همین ابتدای کار برخی فضایی را ایجاد کرده اند برای مقایسه کی روش و ویلموتس.به هرحال مرد بلژیکی جانشین مرد پرتغالی شده و این قیاس طبیعی است.اما واقعیت این است که مربیان را نباید با یکدیگر مقایسه کرد. هر مربی شیوه و سبک کاری متفاوتی دارد. این قباس بین کی‌روش و ویلموتس بی تردید برای فوتبال ما بسیار خطرناک است.
باید به این نگاه تحلیلی و جهانی برسیم که هر مربی سبک و شیوه کاری خودش را دارد. در حوزه‌های مدیریتی و فنی هر کسی راه خودش را می‌رود. آن چیزی که باید مورد ارزیابی قرار بگیرد نتیجه‌ای است که مربیان در انتها به دست می‌آورند.قیاس هر مربی با یکدیگر و مقایسه شیوه کاری آن ها  فوتبال ما را به نتیجه نمی رساند.ویلموتس نیاز به زمان دارد و اگر می‌خواهیم فوتبال ما با این مرد بلژیکی نتیجه بگیرد باید 3 تا 4 سال به او زمان داد و بعد کارش را به قضاوت نشست.
 امکان دارد در این میان گروهی طرفدار سبک کاری کی‌روش باشند یا گروهی کار مربی دیگری را بپسندند. از این نوع کشمکش‌ها در فوتبال همیشه وجود دارد اما باید بپذیریم که این جدال به ضرر فوتبال مااست.پرداختن به این سوال که کی روش بزرگ تر است یا ویلموتس آزار دهنده است.چرا که فوتبال ما به جای این که درگیر اسم ها باشد،باید به دنبال برنامه ریزی بزرگ و مناسب باشد چرا که بزرگترین مربیان دنیا هم بدون برنامه به جایی نخواهند رسید.
اتفاقی که همیشه در حد حرف باقیمانده و هیچگاه ساز و کار اجرایی به خود نگرفته است.نتیجه اش هم می شود این که تیم های باشگاهی و ملی  ما در آسیا سال‌هاست به قهرمانی نرسیده‌اید.
چرا؟فقط کافی است ضربات ایستگاهی را از فوتبال ما حذف کنید تا ببینید چه بر سر تیم های باشگاهی ما خواهد آمد. فوتبال ما نیاز به دگرگونی تاکتیکی دارد و این دگرگونی تاکتیکی نیازمند پرداخت غرامت است.
شاید چشم بستن بر روی نتیجه یکی از ان ها باشد.
پس به جای این که هر روز و هر ساعت به دنبال این باشیم تا ثابت کنیم کی روش بزرگ تر از ویلموتس بوده با برعکس،بهتر است صبر کنیم و برنامه درستی پیشه کنیم. چرا که با این روش قطعاً در آینده می‌توانیم برداشت خوبی از فوتبال داشته باشیم و فریادهایمان در خیابان بعد از هر پیروزی برایمان هر روز تکرار شود نه این که در دفتر خاطراتمان حک شود.
باز هم می گوییم تا زمانی که فضای افکار عمومی به سمت نتیجه گرایی سوق دارد همین آش است و همین کاسه.