فوتبال ما دلال‌گرايي است نه جوان‌گرايي

سيد مجتبي سيدي در چهار ت ......

سيد مجتبي سيدي

در چهار تيم بزرگ ايران بازي كردم و عملكردم در همه آن ها خوب بود

اگر سيد جلال حسيني را از پرسپوليس مي گرفتند، اين تيم چند گل مي خورد؟

مي گويند جوان گرايي مي كنيم اما در حال حاضر دلال گرايي مي كنند

به مجيد جلالي گفتم اگر به من اعتقاد داري، چرا اجازه نمي دهي بازي كنم؟

به گزارش مدال به نقل از قانون-سیدمهدی سیدصالحی، بیشترین دوران حرفه ای فوتبال خود را در سپاهان اصفهان سپري كرد و پس از آن حضور در تیم های پیکان، استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی، سایپا، استقلال خوزستان و گسترش فولاد را به كارنامه خود اضافه كرد. سيد صالحي پيش از ليگ هفدهم تصميم گرفت كفش هايش را بياويزد تا بيش از اين مجبور نباشد از اين تيم به آن تيم برود. مهاجم پيشين سرخابي ها از برخي که به او لقب «مارکوپولو» داده اند، گله کرد و بزرگ ترین اشتباه دوران فوتبالش را جدایی از تراکتورسازی تبریز دانست. گفت وگوي اين بازيكن را با «قانون» در ادامه پي مي گيريم.

در نهايت تصميم به بازنشستگي گرفتي. چه شد كه از فوتبال خداحافظي كردي؟

بعد از اینکه یک فصل بیرون ماندم و دیدم تیمی سراغم نمی آید، تصمیم گرفتم که دیگر ادامه ندهم. به هرحال همه می دانند که در چهار تیم بزرگ ایران(پرسپولیس، استقلال، سپاهان و تراکتورسازی) بازی کردم. وقتی با این رزومه دیده نشدم و کسی سراغم نیامد، شرایط را ایده آل ندیدم و بهتر بود که برخلاف میل باطنی ام، بروم.

یعنی در این مدت هیچ پیشنهادی از لیگ یک نيز نداشتی؟

از لیگ یک که پیشنهادات زیادي داشتم اما شرایط روحی ام به لیگ یک نمی خورد. نمی خواهم به کسانی که در این لیگ زحمت می کشند، بی احترامی کنم. چون فوتبالیستی بودم که در هر تیمی عملکردم قابل دفاع است، بهتر است بگويم كه نمی خواستم لیگ یک بروم. من از اينكه سال ها در تیم های بزرگ ایران بازی کردم و دیده نشدم، بسيار ناراحتم.

هنوز می توانستی بازی کنی؟

چرا نتوانم؟ بعضی بازیکنان هستند که دیگر بدن شان به اصطلاح «نمی کشد»، توان تمرین ندارند و تصمیم می گیرند، خداحافظی کنند اما شرایط من خوب بود. من از این ناراحت می شوم که می گویند فلانی 35، 36 سال سن دارد. مگر مهدي رجب زاده و سيد جلال حسینی با این سن و سال بهترین های لیگ برتر ايران نیستند؟ مگر اعداد فوتبال بازی می کنند؟ فوتباليست ها بعد از 30سالگی پخته تر می شوند. فوتبال به آمادگی بدنی و درست زندگی کردن است. شما فصل پیش سید جلال را از پرسپولیس حذف مي كرديد، متوجه مي شديد که دوباره کمترین گل خورده و بهترین خط دفاع را داشتند یا خير.

حال كه خداحافظي كردي شايد بهتر بتواني به اين سوال پاسخ بدهي. آيا فوتباليست ها دو بار مي ميرند؟ يك بار پس از خداحافظي از فوتبال و يك بار با مرگ طبيعي.

اين جمله معروف، عین واقعیت است. فوتبال تمام زندگی من است. من جزو بازیکنانی هستم که فوتبال را با عشق بازی می کردم نه به خاطر پول. برخی به بهانه جوان گرایی، این عشق را از ما گرفتند.

به هر حال تيم ها براي موفقيت در آينده نياز به جوان گرايي دارند.

درست است اما الان بيشتر دلال گرایی است تا جوان گرایی. شما ببینید من در هرتیمی بودم، بهترین عملکرد را داشتم ولی با این رزومه و توان فنی یک فصل بیرون نشستم. من برای بازی کردن دست به هرکاری نزدم. از سال 90 به بعد به هر تیمی رفتم، بهترین عملکرد را داشتم. در چهار تیم بزرگ ایران بازیکن سایه نبودم و همیشه تاثیرم را داشتم. برخی جوان گرایی ها تیم ها را بدبخت می کند. به عنوان مثال سپاهان چه نیازی به جوان گرایی داشت که عبدا... ویسی انجام داد؟ به چه قیمتی؟ جوان گرایی به قیمت اینکه سه بازیکن خودت را بیاوری؟ جوان گرایی باید در کنار بازیکن باتجربه صورت بگیرد. چه زماني در لیگ برتر دیده بودید که تیم قهرمان با تیم چهارم 20 امتیاز اختلاف داشته باشد؟ پرسپولیس پارسال با شایستگی قهرمان شد. اما بقیه تیم ها بسيار ضعيف تر بودند. سطح لیگ سال گذشته پایین بود. بازیکنی مثل فرشاد احمدزاده در تراکتور به پختگی رسید یا مسلمان در ذوب آهن. مسلماني كه در دوره قبلي در پرسپوليس بود با محسن مسلماني كه فصل قبل به ميدان رفت، متفاوت نبود؟ آن موقع مسلمان باید مقابل هافبک های قدرتمندی بازی می کرد ولی الان چی. هرپاسی که می دهد، دیده می شود. البته برانکو نشان داد که تیم روی کاکل یک بازیکن نمی چرخد و تیمش یکدست بود. بازیکن جوان اگر زود به چیزی برسد، بسيار زود از دست می دهد. براي مثال احسان پهلوان در ذوب آهن آب دیده شد و در حال حاضر یکی از بهترین بازیکنان ایران است.

شاید به دليل تیم عوض کردن های زیاد است که دیده نشدی و به شما برخی القاب را دادند؟

من راضی نیستم که چنین حرف هایی را پشت سرم بزنند. هفت سال در سپاهان بودم و بهترین روزهای زندگی فوتبالی ام در این باشگاه رقم خورد ولی وقتی مرا نمی خواهند، باید التماس کنم؟ سپاهان من را نخواست و به پیکان رفتم و پس از آن راهي استقلال شدم. متاسفانه در پايان فصل، رباط صلیبی پاره کردم و وقتی بازگشتم در 10 بازی 9 گل زدم و به همراه مجیدی بهترین گلزن تیم بودیم. قراردادم تمام شد و باشگاه یک کلمه با من درباره تمدید قراردادم حرفی نزد. استقلالی ها بدانند که بیش از 20 بار به باشگاه رفتم ولی کسی مایل نبود قرارداد امضا کند. تا زمانی که رفتم سپاهان به من زنگ زدند که برگرد. من باید دیگر برای ماندن چکار می کردم؟

در پرسپولیس و تراکتورسازی نيز کسی مایل به تمدید قراردادت نبود؟

بزرگ ترین اشتباه زندگی فوتبالی ام، جدایی از تراکتورسازي بود. اگر زمان به عقب باز مي گشت هیچ وقت از تراکتورسازي جدا نمي شدم. آن ها می خواستند قراردادم را تمدید کنند اما من به خاطر برخی شرایط و مشكلاتم در زندگی شخصی، تمدید نکردم. در پرسپولیس نيز بسيار خوب بازی کردم و عملکرد ايده آلي داشتم. در 25 بازی، هفت گل زدم و سه، چهار پاس گل دادم. بهترین گلزن پرسپولیس بودم و بعد از دو، سه فصل همراه اين تيم نایب قهرمان ایران شدم. علی دایی برای سال دوم من را نخواست. وقتی مربی بازیکن را نخواهد، دیگر باید چه کار کنی؟ باید دنبال تیم دیگری باشی.

من «مارکوپولو» نبودم و دوست نداشتم این قدر زیاد تیم عوض کنم. وقتی از شرایط تیمی که در آن بازی می کنی، راضی باشی آدم دنبال عوض کردن تیم نمی رود. ولي متاسفانه عده اي از هواداران مي گويند فلانی «مارکوپولو» است.

در نهايت به سایپا رفتي كه بسياري معتقدند بدترين انتخابت بود.

رفتن به سایپا و 13هفته ای که در اين تیم بودم، بدترین روزهای زندگی دوران فوتبالم را رقم زد. می خواستم به تراكتورسازي بروم اما مجيد جلالی با من صحبت کرد و راضي شدم كه به سایپا بروم. از هفته سوم تا سیزدهم یا بازی نمی کردم یا پنج دقیقه در بازي بودم.

سوال من از سرمربي سايپا اين است كه اگر به من اعتقاد نداشتی، چرا اجازه ندادی به تیم دیگری بروم؟ اگر بازیکن خوبی نبودم که در پرسپولیس و استقلال نمي توانستم خودم را با شرایط وفق دهم. فرداي بازي ها در هفته دوازدهم یا سیزدهم، وقتی سایپا از استقلال خوزستان دو بر یک باخت، جلالی من را صدا زد و گفت که سید تو بازیکن بزرگی هستی و می توانی در تیم دیگری بدرخشی. به او گفتم اگر به این حرفت اعتقاد داری، پس چرا در همین سایپا به من بازی نمی دهی؟ گفت نمی توانم.

چه شد كه به استقلال خوزستان پيوستي؟

چند پیشنهاد خوب داشتم اما ویسی به دليل آنكه یکی از قدیمی های سپاهان بود و به خاطر رفاقتی که با او داشتم قبول کردم و به اين تيم رفتم. اگر فراموش نكرده باشيد سال قبل باعث شده بود پيكان سقوط كند و استقلال خوزستان نيز در حال سقوط بود. خیلی زحمت کشیدیم و تیم در لیگ برتر حفظ شد. وقتی به اين تيم رفتم، در 13 بازی، هشت گل زدم و در نیم فصل دوم جزو بهترین گلزنان شدم.

پس از جدايي از اين تيم، ويسي حتي يك تماس با من نگرفت درحالي كه حضور من در استقلال خوزستان رفاقتي بود. من عقده بازی کردن نداشتم ولی انتظارم اين بود که او حق رفاقت را ادا کند که نکرد. اگر می خواستم التماس کسی را بکنم که اين فصل نيز بازی می کردم. در نهايت یک نیم فصل بیرون بودم.

خنده دار است كه چرا با آن عملكرد بايد بيرون مي نشستم و تيم نداشتم. نیم فصل دوم به گسترش فولاد تبريز رفتم. روش کمالوند این بود که مهاجم هدف قربانی شود تا بقیه استفاده کنند. در آن فصل یک موقعیت گل داشتم و یک گل زدم ولی چهار، پنج پاس گل دادم.

به نظر مي رسد با دلخوری از فوتبال خداحافظی کردی؟

دوست نداشتم این گونه از فوتبال بروم. بازیکنی که در فوتبال ایران با تعصب و عشق به پیراهن بازی کند، نابود مي شود. هرچقدر در این فوتبال زرنگ بازی دربیاوری و در اصطلاح «از کار فرار كني»، بهتر است. البته مرام و مکتبم همین است و نمی توانستم راه دیگری بروم. اگر قرار بود باج بدهم، الان در بهترین تیم بودم ولی دستم را روي زانوی خودم گذاشتم و بلند شدم. دستم را جلوی کسی دراز نکردم و خدا را از این بابت شکر می کنم.

آيا از اين اتفاقات ناراحت هستي؟

ناراحتی من مهم نيست. یک تشکر جانانه از صاحب پناه(مدیرعامل اسبق پیکان) و علی اصغرمدیرروستا باید داشته باشم که در حقم مردانگی کردند. مدیرروستا مرا احیا کرد چون بعد از جدایی از سپاهان شرایط بدی داشتم. نمی دانم چرا در فوتبال ما از امثال مدیرروستا يا صاحب پناه استفاده نمي كنند.

با توجه به اينكه تجربه بازي در استقلال و پرسپوليس را داشتي، طرفدار كدام يك از اين دو تيم هستي؟

همیشه گفته ام كه سرخابی ام. همه دیدند که در هرتیمی بودم، به پيراهن آن ها تعصب داشتم. رنگ برای من مهم نبود و با صداقت بازی کردم. به عشق پیراهنی که بر تن داشتم بازی کردم و کم نگذاشتم.

فکر می کنی در فوتبال به خواسته ات رسیدی؟

راضی ام به رضای خدا. ممكن بود شرايط بهتري رقم بخورد اما نشد. شايد لیاقت و توانایی ام همین بوده است و قسمت نبوده بيش از اين پيشرفت كنم. هرچند كه اجازه اين كار را نيز ندادند. خواست خدا همین قدر بود. امیدوارم در مربی گری بتوانم به مراحل بالاتر برسم.

پس تصميم گرفتي مربي گري كني.

بله برنامه ام اين است كه در كلاس هاي مربي گري حاضر بشوم.

زيباترين گلي كه زدي كدام بود؟

گلی که در لیگ قهرمانان آسیا سال 2007 با پیراهن سپاهان به الشباب عربستان زدم، بهترین گل عمرم بود. روز اول عید بود و چسبید.

بهترین مهاجمی که کنارش بازی کردی؟

محمود کریمی، فوق العاده بود.

گل زدن به کدام دروازه بان برايت سخت بود؟

محمد محمدی و رحمان احمدی.

نكته اي مانده كه بخواهيد به صحبت هاي تان اضافه كنيد؟

خير، فقط تشکر ویژه اي دارم از همه هواداران چهار تیم بزرگ ایران که همیشه در گرما و سرما حمایتم کردند. اگر حرفی زدم یا بد بازی کردم، مرا ببخشند.

دست تک تک آن ها را می بوسم. از مربیانی که از اول فوتبالم برای من زحمت کشیدند تشکر می کنم. حسن صالحی نژاد، علی نقیان،مجید اسدی، محمدعلی یحیوی، از کاظمی و بوناچیچ و مدیرروستا که به من همیشه محبت کردند و تاثیرگذار بودند و درس های زیادی به من آموختند، تشکر می کنم و امیدوارم در عرصه مربی گری آن ها را سرلوحه كارم قرار بدهم.

 

تگ ها


اخبار روز فوتبال