ماریو بودیمیر؛ نقش مکملی برای مرد سیندرلایی

این داستان تکراری همه ما ایرانیهاست. اینکه مرغ همسایه برایمان غاز ......

این داستان تکراری همه ما ایرانیهاست. اینکه مرغ همسایه برایمان غاز ...

این داستان تکراری همه ما ایرانی‌هاست. اینکه مرغ همسایه برایمان غاز می‌شود. وقتی خرید جدید استقلال، آیاندا پاتوسی با پاس‌گل‌ها و ارسال‌هایش ستاره آبی‌ها شد، سرخ‌ها دنبال یک قربانی ‌گشتند. و چه کسی بهتر از ماریو بودیمیر 33ساله که سبک ساکن بازی‌اش روی اعصاب هواداران راه می‌رفت و حتی شایعه شده بود بازیکنان پرسپولیس هم دل خوشی از او ندارند و  ساکن بودنش را به بی‌مسئولیتی‌اش گره می‌زدند.

بازیکنی که اگر امشب روبه‌روی الاهلی فرصت بازی پیدا کند، دهمین بازی‌اش در لباس پرسپولیس را تجربه خواهد کرد. آمارها هیچ وقت دروغ نمی‌گویند؛ 9مسابقه و تنها یک گل زده طبیعتا دستاورد قابل‌دفاعی برای یک مهاجم نوک نیست. اما اگر ماموریت برانکو به او چیز دیگری جز گلزنی باشد، داستان فرق می‌کند. مهاجم بلندقدی که می‌تواند مدافعان حریف را درگیر کند و به سمت مرکز زمین بکشاند تا وینگرهای سرعتی فرصت حمله از کناره‌ها را داشته باشند. بودیمیر وظیفه دارد با استفاده از قدرت فیزیکی‌اش، توپ را پشت محوطه جریمه بگیرد، چندمتری با آن حرکت کند و دقیقا در لحظه‌ای که خط دفاع حریف به سمت داخل محوطه جریمه جمع می‌شود، پاس کلیدی‌اش را بدهد.

ماریو بودیمیر به خاطر پایین بودن آمار گل‌ها و پاس‌گل‌هایش هنوز هم در بعضی رسانه‌ها و فضای مجازی محاکمه می‌شود، اما کدام‌یکی از این قاضی‌های فضای مجازی متوجه این شده که وقتی ماریو بودیمیر در زمین حضور دارد، علی علیپور شعاع حرکتی بزرگ‌تری دارد و موقعیت‌های بیشتری نصیبش می‌شود.

او همین ماموریت را در کرواسی هم داشت؛ وقتی چندماه قبل همراه دیناموزاگرب در پلی‌آف لیگ قهرمانان اروپا برابر آستانه قزاقستان و یانگ‌بویز سوئیس قرار می‌گرفت و با درگیر کردن مدافعان حریف، بازیکنان کناری را در موقعیت بهتری قرار می‌داد. همه ما در اینکه ماریو بودیمیر را دوست داشته باشیم یا نه، مختار هستیم؛ اما نباید او را به خاطر تعداد گل‌هایی که در پرسپولیس می‌زند، قضاوت کنیم. که اگر برانکو چنین هدفی داشت، در باید شاهد سانتر از کناره‌ها روی سر بودیمیر بودیم که در آن تبحر خاصی دارد. اما مقصد هیچ‌کدام از ارسال‌های بازیکنان پرسپولیس روی سر بودیمیر نیست. کارگردان پرسپولیس تصمیم گرفته به جای اینکه مهاجم کروات را تبدیل به نقش اول فیلمش کند، هنرپیشه نقش مکمل را به او بسپارد. بازیگری پر از میمیک‌های ریز و دیالوگ‌های تاثیرگذار. نقش مکملی مثل «پل جیامانتی» در مرد سیندرلایی، که اگر فداکاری و جنگندگی‌اش نبود، راسل کرو هیچ‌وقت روی رینگ بوکس چیزی را فتح نمی‌کرد.