مسیح؛ از دفاع پرسپولیس تا معماری در سیسیل

مسیح مسیح نیا بازیکن سابق پرسپولیس و تیم ملی ایران در دهه ۵۰ یکی از بازیکنانی بود که به دلیل تحصیل و شرایط شغلی اش فوتبال را در اوج جوانی کنار گذاشت....

به گزارش" ورزش سه" فوتبال ایران در دهه های گذشته صاحب بازیکنانی با کیفیت و البته تحصیلکرده بود. مسیح مسیح نیا یکی از این بازیکنان بود ، او در بانک ملی به عنوان یک مدافع جوان مطرح شد و در نوزده سالگی لباس پرسپولیس را به تن کرد. او دوسال در یکی از بهترین تیم های تاریخ این باشگاه حضور داشت و افتخاراتی را هم به دست آورد اما زمانی که در دانشگاه مهندسی راه و ساختمان مشهد قبول شد و با یکی از گران ترین قراردادهای فوتبال ایران به ابومسلم پیوست. این مدافع وسط بعد از ابومسلم یک فصل در سپاهان بود و سپس در سال ۱۳۵۷ برای ادامه تحصیل ایران را به مقصد ایتالیا ترک کرد. مسیح مسیح نیا بازیکن جوان و موفق پرسپولیس و تیم ملی در اوج جوانی فوتبال را کنار گذاشت و ۴۰ سال آینده را در کشور ایتالیا به تحصیل در رشته معماری و همچنین کار در این رشته مشغول بود. با این مدافع مطرح دهه پنجاه فوتبال ایران که ۴ دهه است از ایران دور است گفت و گویی انجام دادیم که در زیر می خوانید:


بیش از چهل سال است که از ایران به ایتالیا مهاجرت کرده اید. در این سال ها چه می کردید و آیا از فوتبال کاملا فاصله گرفتید؟


من یک شرکت ساختمانی دارم که در ایتالیا، قبرس، مالت و اسپانیا فعالیت می کند.  ارتباطم در این سال ها با فوتبال خیلی خیلی کم بوده است. گاهی در زمین های کوچک بازی می کنم اما دیگر ۶۵ سالم شده و باید بیشتر مراقب خودم باشم.


فوتبال ایران را دنبال می کنید؟


بعضی وقت ها بازی ها را می بینم. آخرین مسابقه ای که دیدم بازی پرسپولیس و استقلال بود که ۲-۲ مساوی شد.


دربی از نظرتان چطور بود؟


دیگر آن موقع ها گذشت که ما شش تا به تاج(استقلال ) می زدیم. 


-در آن بازی شش تایی های معروف ۵۲ حضور داشتید؟


بله من در آن بازی دفاع وسط بودم و کنار جعفر کاشانی بازی کردم. ۲۰ سالم بود و جوانترین عضو تیم بودم. 


-چرا از پرسپولیس جدا شدید؟


من از بانک ملی به پرسپولیس آمدم اما به خاطر دانشگاه باید به مشهد می رفتم و به همین خاطر در ابومسلم بازی کردم. 


-بعد از آن هم به ایتالیا رفتید؟


بله در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) به ایتالیا آمدم و اینجا دکترای معماری گرفتم. بعد از دو سال توانستم کار بزرگی در کمپانی لباس بنتون گرفتم و ساختمان های این برند را در سراسر اروپا طراحی کردم. 


-کاملا از فوتبال دور شدید؟


ما بدون فوتبال نمی توانیم زندگی کنیم. بعد از اینکه به ایتالیا آمدم دو سه سالی فوتبال بازی کردم و حتی به عضویت تیم پروجا درآمدم. اما آن زمان نسبت به حضور بازیکنان خارجی سخت گیری هایی وجود داشت و از طرفی شرایط کاری خیلی خوبی برایم پیش آمد و در نهایت باعث شد تمرکزم روی کارم باشد.


-آنجا ازدواج کردید؟


بله در ایتالیا با همسرم که یونانی است ازدواج کردم و صاحب دو دختر شدم که هر دو دکتر هستند.


-در تمام این سال ها به ایران نیامدید؟


نه من از چهل سال پیش که از ایران رفتم هنوز برنگشته ام. در اینجا فقط یکی دوبار با جواد الله وردی و مهدی حاج محمد که به اروپا آمده بودند دیدار داشتم و خبر زیادی از همبازیان قدیمی ام ندارم.


-جواد الله وردی می گفت که با او بچه محل بوده اید؟


بله جواد بچه محل مروی است و من بچه مسجد جامع. درواقع هر دو ما بچه ناف تهران هستیم. پدر و مادرم خیلی مخالف فوتبال بودند اما ساکم را از پنجره می انداختم توی کوچه و یواشکی به تمرین می رفتم. آن زمان در منطقه نیروی هوایی یک تیم محلی داشتیم که در آن بازی می کردم. شانزده سالم بود که به بانک ملی رفتم و از این تیم به تیم ملی جوانان رفتم و کاپیتان تیم جوانان ایران شدم. بعد از آن به پرسپولیس رفتم.


-به یکی از بهترین پرسپولیس های تاریخ رفتید؟


تیم خیلی خیلی خوب بود. مربی تیم آلن راجرز بود و یک تیم پراز بازیکنان بزرگ داشتیم. 


-قیافه  و استیل شما بیشتر از اینکه شبیه مدافعان وسط آن زمان باشد شبیه به هافبک ها و مهاجمان بود؟


من اتفاقات چند بازی از جمله مقابل تیم ملی پاکستان را برای پرسپولیس در خط حمله بازی کردم. نوع بازی ام طوری بود که تمیز به زمین می رفتم و تمیز هم بیرون می آمد. در سال ۱۹۷۷ تیم چلسی به ایران آمد و با پرسپولیس مقابل آن ها بازی کردیم. تیم چلسی از من خواست که برای آن ها بازی کنم اما نوزده سالم بود و سربازی نرفته بودم و به همین خاطر موافقت نکردند. 


-فوتبال آن زمان را بیشتر دوست داشتید یا الان؟


درمورد فوتبال ایران یک چیزی که اصلا دوست ندارم این است که همه چیز مادیات شده است. پول معیار همه ارزش ها به حساب می آید. احساسات و عواطف از بین رفته و عرق ملی و عرق باشگاهی و پیراهن دیده نمی شود و همه فقط راجع به پول حرف می زنند. من زمانی که بازی می کردم گرانترین بازیکن فوتبال ایران بودم. وقتی از ابومسلم به سپاهان رفتم برای هر بازی ۳۰ هزار تومان دستمرد می گرفتم و باور کنید این پول هرچه خرج می کردم تمام نمی شد.


-در روزنامه های قدیمی بحث هایی هم هست که شما به خاطر مسایل مالی از پرسپولیس رفتید؟


اصلا. من به خاطر پول از پرسپولیس نرفتم. ما در دانشگاه مشهد قبول شدم و با آقای عبدو صحبت کردم و رضایتنامه ام را گرفتم. آن تیم ابومسلم در آن فصل به مقام چهارمی لیگ رسید. بازیکنان این تیم در ماه ۲۰۰ تا ۳۰۰ تومان دریافتی داشتند و خیلی از آن ها را من خودم به ابومسلم آوردم؛ بازیکنانی مثل محمد پنجعلی و محمود ابراهیم زاده را خودم به تیم آوردم. تیم ابومسلم تیمی بود که با ماهی هفت هشت هزارتومان بسته شده بود اما تاج(استقلال) را مشهد بردیم و در تهران با این تیم مساوی کردیم. 


-فکر می کنید الان فوتبال ایران در چه نقطه ای است؟


الان فوتبال ایران از سطح اروپا عقب تر است، من زمانی در ایتالیا کار مربیگری هم کردم و در اینجا بازیکنان دوازده سیزده ساله کاملا وظایفشان و سیستم بازی را می شناسند اما باز هم باید بگویم که تکنیک و هوش ایرانی را کسی ندارد. ما در هر رشته ای بهترین ها را در دنیا داریم؛ در پزشکی ، مهندسی ، فیزیک و ...از بین ۲۰ آرشیتکت بزرگ می توانم بگویم چند نفر ایرانی هستند. 


-از کاری که انجام می دهید بگویید. گفتید یک شرکت ساختمانی دارید؟


بله من شرکت ساختمای با حدود ۷۰ کارمند دارم و در کشورهای مختلف فعالیت می کنیم. در حال حاضر مشغول ساخت یک هتل ۴۴ طبقه در کشور مالت هستم.


-شما در سیسیل زندگی می کنید. یک منطقه خاص در کشور ایتالیا و اروپا. آیا طرفدار تیم های این منطقه هستید؟


بله من در پالرمو زندگی می کنم اما طرفدار تیم پالرمو نیستم. به دلیل اینکه مدت کوتاهی با باشگاه میلان در زمان برلوسکونی کار کرده ام بیشتر طرفدار میلان هستم.


گفتید مدتی هم بعد از مهاجرت از ایران در پروجا بازی کردید؟


بله زمانی که پایولو روسی آنجا بود به پروجا رفتم و ۴ بازی هم انجام دادم اما شرایطی پیش آمد که نمی توانستم به فوتبال ادامه بدهم. از نظر کاری شغل بسیار خوب و بزرگی به من پیشنهاد شد و آنرا پذیرفتم. من بسیار معماری و ساختمان سازی را دوست دارم چرا که از هیچ یک چیز جالب می سازیم. معماری یک سلیقه است و من ایده هایم را می فروشم. 


-فکر می کنید چطور می شود برای تیم هایی مثل پرسپولیس در ایران ورزشگاه درست کرد؟


چیزی که من می دانم این باشگاه ها باید ورزشگاه های اختصاصی داشته باشند و این ورزشگاه نباید فقط مختص فوتبال باشد، باید والیبال ، بسکتبال و دیگر ورزش ها در آن انجام شود و برای جشن ها و کنسرت ها مورد استفاده قرار بگیرد. این کاری است که تمام تیم های اروپایی انجام می دهند.


-دوست دارید که اگر بتوانید به فوتبال ایران کمک کنید؟


خیلی دوست دارم که  با پرسپولیس کار و به این باشگاه کمک کنم. می توانم برای این تیم از اروپا بازیکنان خوبی را پیدا کنم و کمک کنم که استعدادهای خوب ایرانی به ایتالیا و اروپا بروند. دوست دارم به این باشگاه مشاوره در زمینه های مختلف بدهم و کاری کنم که پرسپولیس بتواند با باشگاه های بزرگ ایتالیا مراوده داشته باشد. 


-شما در دربی معروف شهریور۵۲ حضور داشتید در حالی که دوست صمیمی و بچه محله تان جواد الله وردی در استقلال بود و بعد از بازی مورد اتهام قرار گرفت. نظرتان درباره این بازی چیست؟


وقتی دو تیم با هم بازی می کنند و یک تیم شش گل می زند ، مسیح مسیح نیا شش بر صفر برنده نشده بلکه تمام تیم بازی را برده است. نمی توانیم بگوییم جواد الله وردی خوب بازی نکرده پس دفاع های کناری استقلال و هافبک های این تیم هم خوب نبودند که این نتیجه رقم خورده است.


-شما با علی پروین هم همدوره بودید. نظرتان درباره او چیست؟


زمانی که پروین بازی می کرد ما معمولا با تیم محلی بچه های بازار با تیم غیاثی که محله پروین بود در زمین شماره ۸ جنوب تهران بازی می کردیم. علی آقا که تکنیک و فوتبالش قابل بحث نیست، بچه بازار تهران است اما از زمانی که به عنوان مربی کار کرد دیگر خبر ندارم. وقتی از ایران خارج شدم او هنوز بازی می کرد.


-خیلی زود فوتبال را کنار گذاشتید. چرا؟


من ۲۸ سالگی دیگر به طور کلی فوتبال بازی نکردم. من تا ۳۵ سالگی می توانستم فوتبال بازی کنم اما تا آخر عمر می توانم کار معماری و ساختمان سازی را انجام بدهم. 


-هرگز موقعیتی پیش نیامد که در فوتبال ایتالیا کار کنید؟


فوتبال در ایتالیا خیلی سخت است. اینجا شرایط خیلی از اسپانیا، آلمان و انگلستان سخت تر است چون مردم ایتالیا تشنه فوتبال هستند. اینجا اشتباهات فوتبالی را نمی بخشند و کسی اگر اشتباه کند زود او را کنار می گذارند. من به شخصه هرچه می خواستم از طریق ورزش به دست آوردم و در حال حاضر هم هیچ چیزی کم ندارم. ۲۷-۲۸ خانه و ساختمان، شغل خوب و خانواده ای عالی دارم. اما آنچه برای من کم است فضا و اتمسفری است که در ایران وجود داشت. جو و محید و بوی ایران را کم دارم. گرمی و میهمان دوستی ایرانی ها هیچ کشور دیگری ندارد. من این ها را کم دارم. شاید مش غلامحسین بقال هر روز بداخلاق بود اما عید که می شد لبخند می زد. می خواهم برای عید بعد از چهل سال به ایران بیایم، ابتدا می خواهم به بهشت زهرا و سرخاک پدر و مادرم بروم. میروم خواهر و برادرها و بچه ها و نوه هایشان را می بینیم. به سراغ دوستانم و به خصوص جواد الله وردی که خیلی دلم برایش تنگ شده خواهم رفت. من آن زمان با ابراهیم آشتیانی، جعفر کاشانی و محراب شاهرخی رابطه ام با فاصله و در حد سلام و علیک بود اما با جواد دوستان صمیمی بودیم. شب های اردوی تیم ملی آنقدر با هم می گفتیم و می خندیدیم که در نهایت صبح خواب آلود به سرتمرین می رفتیم.  ما باهم در دبیرستان بودیم و تیم مدرسه را قهرمان آموزشگاه ها کردیم و به مدرسه شهریه که نمی دادیم پول هم می گرفتیم. آنقدر قوی بودیم که صبح ها در مدرسه و دانشگاه و بعدازظهر برای پرسپولیس بازی می کردیم.


-پس این احتمال هست که بعد از چهل سال نوروز امسال به ایران بیایید؟


اگر خدا بخواهد پاسپورتم را تمدید کرده و برای عید نوروز به ایران می آیم.


-شما بعد از دوران فوتبالتان و خارج از ایران ازدواج کردید. آیا فرزندانتان می دانند که بازیکن بزرگ و در سطح ملی بوده اید؟


دخترهایم خیلی دوست دارند فیلم های بازی هایم را ببینند که متاسفانه به آن ها دسترسی ندارم. به دخترهایم قول داده ام که اگر به ایران بیایم بتوانم برخی از فیلم های بازی هایم را پیدا کرده و برایشان ببرم.

تگ ها


پیشکسوتان پرسپولیس پرسپولیس تهران