مظاهری: قهرمانی تراکتور را عقب می‌اندازند!

رشید مظاهری سنگربان تیم فوتبال تراکتور در گفت‌و‌گویی به اتفاقات این روزهای فوتبال ایران اشاره کرده است....

رشید مظاهری سنگربان تیم فوتبال تراکتور در گفت‌و‌گویی به اتفاقات این روزهای فوتبال ایران اشاره کرده است.

شاید تاکنون جالب‌ترین اظهارنظر درباره تعویق احتمالی لیگ نوزدهم از آن گلر تراکتور باشد. مظاهری می گوید با تعویق لیگ فقط مدتی قهرمانی تراکتور به عقب خواهد افتاد.

به گزارش مدال، رشید مظاهری در مصاحبه ای درباره موضوعات مختلف صحبت کرده که بخش هایی از مصاحبه وی را می خوانید:

شاید خیلی ذوق زده شدم که به تراکتور آمدم
نمی دانم، شاید خیلی از این که به تراکتور آمده ام ذوق زده ام اما باور کنید اگر حتی یک روز هم اینجا باشید آنقدر که می بینید همه به دنبال موفقیت این تیم هستند، می روید نگاهی به برنامه هایتان می اندازید و یک بار دیگر همه چیز را چک می کنید. الان شرایط من به همین ترتیب است. من از تیمی آمدم که هوادار زیادی نداشت اما این جا وفور هوادار است و به همین دلیل باید حواس بیشتری روی تمرینات، آماده سازی، بازی ها و ... بگذارم. آنجا من نظرات زیادی از هواداران نمی گرفتم چرا که تعدادشان آنقدری نبود اما الان هر حرکتی از در کوچه و خیابان مورد بررسی قرار می گیرند و وقتی دیده می شوید به شما منتقل می شود.

لیگ به تعویق بیفتد قهرمانی ما را به تعویق می اندازد
شنیده ام ممکن است آغاز لیگ نوزدهم به تعویق بیفتد. فکر می کنم اگه این اتفاق بیفتد فقط قهرمانی تراکتوری ها را به عقب می اندازد! اگر لیگ مانند همیشه آغاز شود در اردیبهشت سال آینده به پایان می رسد اما وقتی با تعویق آغاز شود ما باید یک ماه دیرتر جام قهرمانی لیگ برتر را بالای سر ببریم و جشن قهرمانی به پا کنیم.

اینجا تبریز است، همه به دنبال قهرمانی هستند
اینکه من از قهرمانی حرف می زنم شاید خیلی ها بگویند فقط دارم کری می خوانم اما از همه آنها می خواهم یک بار به تبریز بیایند و شرایط منحصر به فرد اینجا را ببینند. اینجا از مدیر، بازیکن، مربی تا مغازه دار و فروشنده و کارمند و بازاری و ... با امید قهرمانی روزشان را سر می کنند. دنیزلی آمده تا با حضورش در ایران یک افتخار به کارنامه اش اضافه کند. بازیکنان و تیم هم در انتظار آغاز بازی ها هستند تا بتوانند اولین قهرمانی تراکتور را رقم بزنند. اینجا، یعنی تبریز، همه به دنبال قهرمانی هستند. اینجا عزم همه جزم قهرمانی است. از تدارکات تا مدیریت.

به عشق دنیزلی بارها جلوی من خم و راست شدند!
امسال شانس این را داریم تا با یک مربی بزرگ و کارنامه دار به نام مصطفی دنیزلی کار کنیم. شما باید زیر نظر او تمرین کنید تا بفهمید من چه بگویم. دنیزلی از نظر مدیریتی بسیار بسیار قوی است و امکان ندارد با دیسیپلین او حاشیه ای در تیم به وجود بیاید. او همانطور که می خواهد تیم را جلو ببرد و در نهایت به هدفش می رسد و برای من بسیار جالب است محبوبیت بسیار بسیار بالای او تنها در تبریز نیز و در ترکیه باید ببینید برای او چه می کنند. یک خاطره جالب بگویم که در اردوی اخیر، سه ساعت در اختیار خودمان بودیم تا خریدی بکنیم. چون زمان کمی داشتیم پیراهن تراکتور بر تن من بود و باور کنید هرکسی من را در مغازه های مختلف می دید  و پی به تراکتوری بودن من می برد فورا به من احترام می گذاشت. آنقدر در همان چند ساعت جلوی من  خم و راست شدند که نگو! آنها به عشق دنیزلی بازیکنان تیمش را هم قبول داشتند و تاجایی که ممکن بود به او احترام می گذااشتند.

نه مردم و نه مربیان؛ هیچکدام شمشیر دو لبه ندارند
مهم ترین نکته در تیم هایی با این شرایط تحت فشار قرار گرفتن است که آسیب های روانی در پی دارد اما همه چیز در تیم ما به شیوه ای کاملا متفاوت در پیش است. همه شهر امید قهرمانی دارند اما کسی تیم را تحت فشار نمی گذارد. دنیزلی به عنوان سکان دار تیم خوب می داند تحت فشار قراردادن تیم برای قهرمانی، تیغی دو لبه است و ممکن است به خودمان آسیب بزند. جالب است که مردم هم این موضوع را درک می کنند. همه آنهایی که می بینیم تشنه قهرمانی تراکتور هستند وقتی ما را می بیینند می گویند چه باید بکنیم تا تیم قهرمان شود که طبیعتا حمایت مهمترین اسلحه آنها برای این کار است.

در ترکیه ما را متعجب کردند
برای من که از یک تیم کم طرفدار به تراکتور آمدم دیدن برخی چیزها عجیب است. هیچ جا ندیده بودم که مثلا در خارج از ایران هم تشویق شویم. در ترکیه بسیاری از هواداران تراکتور می آمدند و پشت فنس های کمپ می ایستادند و تمرینات را تماشا می کردند و یا تیم را تشویق می کردند. این موضوع با آن تعداد تماشاگر واقعا برای من باور کردنی نبود. مردم تبریز که تراکتور برای شان شده نان شب و همین باعث می شود مراقب همه رفتارهای خودمان باشیم.

در این تراکتور اصلا بعید نیست منم گلزنی کنم
خداراشکر شرایط تیم جوری مدیریت می شود که شما برای دفاع از دروازه فقط به سراغ گلر و یا مدافع نمی روید و تمام بازیکنان همکاری می کنند. وقتی حریف حمله می کند تمام بازیکنان با وظایفی که دارند سعی در خنثی کردن حمله آنها دارند و برعکس در زمان حمله ما هم همین اتفاق می افتد. با این حساب اصلا تعجب نکنید اگر دیدید من هم یکی از گلزنان تیم شوم!

امسال اعتماد کسب می کنم و سپس دنبال پیراهن مقدس می روم
من از همان ابتدای فوتبال در تیم های سپاسی و تیم امید تا ذوب آهن همیشه پیراهن شماره 12 را به تن می کردم اما امسال به من گفتند این پیراهن برای هواداران در بایگانی است و به همین دلیل من هم با احترام به همه آنها و ایده خوبشان پیراهن شماره یک را به تن خواهم کرد. امسال از جان برای تیمم مایه مل  گذارم تا در صورتی توانستم اعتماد هواداران را به دست بیاورم از فصل آینده با اجازه آنها مقدس ترین پیراهن باشگاه را به تن کنم.

زندگی من یک چهارچوب دارد و آن خانواده ام است
خانواده برای من از هر چیزی مهم تر است و به همین دلیل از همان روز اول که پا گذاشتم به تبریز با همسر  و پسرانم بودم. هر چند باید شرایط را ابتدا مهیا می کردم و بعدا آنها از می خواستم بیایند اما من خودخواهی کردم و آنها هم به من لطف کردند. فقط خدا می داند وقتی همسر و فرزندانم در همان شهری که من هستم باشند چه اعتماد به نفسی می گیرم. بهرحال زندگی من یک چارچوب محکم به نام خانواده دارد که همین باعث می شود تمام تمرکز و فکر و ذکر به کارم باشد به تمرین و تمرین و تمرین که در نهایت موفقیت و اعتماد کادرفنی و بازیکنان و هواداران را برایم در پی داشته باشد.

به ویلموتس گفتم سرباز وطن هستم اما خانواده ام هم واقعا برایم مهم هستند

نام دو فرزندم را تقریبا همیشه روی دستکش هایم می دهم حک کنند تا همیشه آنها را در کنار خودم در زمین حس کنم. آنها به همراه همسرم بهترین های من هستند که همیشه در اولویت زندگی من قرار دارند. این کاملا مشخص است که همه هواداران تیم هم وقتی من را با خانواده ام می بینند به من لطف بیشتری می کنند. پای پسرم دچار مشکل شده بود و به همین دلیل نمی توانستیم در اردوی تیم ملی نیز حضور پیدا کنم این را به ویلموتس هم گفتم که درست است که اگر دعوت شوم مثل یک سرباز می آیم اما اولویت اولم همسرم و سپس فرزندانم هستند و اگر آنها سلامت باشند من بهترین عملکرد را خواهم داشت و جالب بود که او هم از من حمایت کرد و خداراشکر در همان مقطع بدون مشکلی پای پسرم را تیغ جراحان سپردم.

فکر کردم جایگاهم را از دست دادم اما ویلموتس خیالم را راحت کرد
راستش را بخواهید بعد از اردوی اول ویلموتس حرف و حدیث هایی دور و ورم ایجاد شد که رشید با نیامدن به اردو نام خود را خط زد اما وقتی دیدم در اردوی بعدی دعوت شدم و البته در دیدار تدارکاتی که داشتیم بازوبند را به بازو بستم فهمیدم ویلموتس از جمله مربیان صادق است که بازیکنان می توانند روی حرف او حساب کنند. شاید ترسیدم که جایگاهم را از دست داده باشم اما وقتی دیدم نامم میان دعوت شدگان است فهمیدم سرمربی تیم ملی روی حرفش می ایستد و این برای من به عنوان یک بازیکن یعنی فوق العاده.

آن تکه پارچه یعنی افتخار
کاری به این ندارم که در چه دیداری بازوبندی کاپیتانی تیم ملی را به بازو بستم. مهم این است که آن بازوبند بر بازوهای بزرگان تاریخ فوتبال ایران بسته شده و معلوم است که افتخار می کنم وقتی می بینم به عنوان کاپیتان تیم ملی حتی در دیداری تدارکاتی به میدان می آیم. این باعث افتخار من است و خداوند را بابت همه لطف هایش سپاسگذارم.

شرایط را برای پسرم تشریح می کنم تا روزی جو گیر نشود
در پایان باید از همه کسانی که باعث شدند تا من در تیم ملی و تراکتور با اعتماد به نفس و خیالت راحت کارم را انجام دهم ممنونم. از هواداران تراکتور سپاسگذارم که محبت فوق العاده ای به من دارند و این لطف آنها همیشه شامل حامل من شده است. باور کنید وقتی با پسر بزرگم بیرون می روم و او لطف مردم را نسبت به من می بیند، شب با او کلی صحبت می کنم تا شرایط را درک کند و لطف مردم تبریز را خوب بفهمد و دلیل آن را هم بداند تا وقتی سن او بالاتر رفت خدای نکرده جو گیر نشود و دقیقا بفهمد چطور باید در این شرایط زندگی کند.

اخبار مرتبط:

ادعای عجیب درباره خرید جدید تراکتور

عجیب‌ترین تصمیم دنیزلی؛ کاپیتان تراکتور در پست جدید