ملاقات با افسانه زنده؛ببر در نود سالگی

یک روز پیش از آنکه به ۹۰ سالگی برسد، غافلگیر شد....

شاهین نصیرایی یار جوانش و فامیل نزدیکش وقتی متوجه نیت حسن رنگرز مدیرکل ورزش و جوانان مازندران برای برگزاری جشن تولد نخستین طلایی تاریخ ورزش ایران در المپیک ها شد، هماهنگی را انجام داد.‌ فرشید قدیمی رئیس اداره ورزش و جوانان قائمشهر هم تدارکات را انجام داد. محصول کار دلی این سه کشتی گیر که برای نیاک بزرگشان همت کردند، همین یک جمله بس بود از زبان ببر: غافلگیرم کردین، ممنونم که به یادم بودین، چشم بهم زدم باغم پر شد از لطف شما. قدردان هستم.

یکی از چشمانش پلک های افتاده ای دارد.‌ دو سالی است که بیماری اذیتش می کند ولی همچنان شیک پوش است و خوب صحبت می کند هر چند دیر شنو شده و آهسته راه می رود.
برای او که تاریخ سازی در ورزش ایران جادوانه اش کرده، حال بهتری را تصور می کردیم که نصیرایی می گوید: پزشکان می گویند باید استراحت بیشتری کند.‌ قبلا هر جا که دعوت می شد می رفت، می گفت بد است مردم بخواهند و نباشم ولی الان دیگه اجازه نمی دهیم. تازه کرونا هم هست که هفته پیش واکسن زدیم و همراه با حاج خانم مرتب استراحت دارند.

مراسم را مختصر گرفته اند تا زیاد به جهان پهلوان سخت نگذرد. همه مراعات می کنند.‌ کمتر می پرسند و بیشتر در سکوت و با تحسین نگاهش می کنند. خودش هم خاطره می گوید، از شکست دادن بالاوادزه که هنوز در روسیه نقل می شود. دور تا دور اتاق نشیمن پر شده از تصاویر و مدال ها و هدایایی که از گوش تا گوش دنیا آورده. قدمت آنها مثل مدالش در المپیک ملبورن بیش از ۶۰ سال است.
همسرش با لبخند همراهی می کند. کنار پهلوان می نشیند.


عکس هایی از چند فیلم معدود که بازی کرده هم روی دیوار است، همان ها که پول گرفت تا جاده قدم بابل به آمل موسوم به جاده حبیبی را بسازد. 
محمد نصیری هرکول جیبی وزنه برداری و علی اکبر حیدری هم از تهران آمده اند، دو المپینی پرافتخار با وجد با حبیبی دیدار می کنند. اکبر جیرسرایی رئیس کمیته پیشکسوتان فدراسیون کشتی هم هست. حبیبی سرش را مرتب به نشانه رضایت تکان می دهد و هر که در صحن خانه هست، پس از رخصت کنارش با احتیاط و احترام می نشیند و عکس می گیرد.


صالحی امیری از تلفن رنگرز پشت خط می آید. رئیس کمیته ملی المپیک تبریک می گوید و قول می دهد که زود نزدش بیاید. علیرضا دبیر هم به حبیبی تلفنی تبریک می گوید. رئیس فدراسیون کشتی می خواهد تا حبیبی برای المپیکی ها دعا کند. سرش را بالا می برد و خطاب به رنگرز می گوید: دو ماه دیگر المپیک است؟!


تا بگوئید المپیک، فاتح ملبورن انگار نه انگار سه طلای جهانی هم دارد و می گوید:یک مدال المپیک، ۱۰ تا مدال جهانی است.
عسکری محمدیان رئیس هیات کشتی مازندران با حبیبی صحبت می کند و گزارش می دهد که ممکن است مازندران ۴ تا ۵ کشتی گیر در تیم شش نفری آزاد در المپیک  داشته باشد. جهان پهلوان راضیست و می گوید:کشتی مال مازندران است دیگر.

وقت بریدن کیک تولد است. فشفشه زده اند.‌ چهره اش شیرین تر می شود. بعد هم دو فوت برای شمع های شروع ۹۰ سالگی. رنگرز می خواهد تا برای مردم دعا کند:خدا کند آرامش به زندگی همه برگردد. انشالله کشتی حق خودش را بگیرد و در المپیک با مدال های زیاد حاضر شویم.
سردیس برنزی را هم تقدیمش می کنند، این یکی انصافا شبیه است و پهلوان خودش تایید می کند.

عمارت کم کم خالی می شود. میهمانان رفته اند. به نظاره شان می ایستد. تا آخرین لحظه مراقب است که هیچ دستی به نشانه خداحافظی روی هوا بی جواب نماند.


هیچ رقابت بین المللی به نامش نهادینه نشده و هیچ مکان و فضایی به یادش ثبت نگشته است.‌ مردی که روس های پرمدعا در کشتی از او به عنوان نابغه یاد می کنند و در تالار مشاهیر فیلا نامش هست، افسانه ای زنده است.


امروز پنج خرداد قدم گشایی پهلوان به دهمین دهه از زندگی اش است، کاش از این نمایه بزرگ برای کشتی ایران توان بهره برداری درست پیش از دیر شدن را داشته باشیم.
سرت سلامت ببر مازندران.

محمدحسن عبدالهاشمپور

بیشتر بخوانید:

دبیر ۱۱۴ میلیارد خواست، ۳۰ میلیارد گرفت!

بنا: حاضرم شاگردانم مدال بگیرند و من پاداش نگیرم

 

 

تگ ها


کشتی امامعلی حبیبی کشتی