میلیچ: لیگ برتر ایران بازیکن تاپ ندارد

هافبک کروات استقلال به انتقاد از مدیریت این باشگاه پرداخته و دلیل تصمیم اخیر خود را توجهی مدیرعامل به قراردادش دانست....

به گزارش مدال و به نقل از ورزش سه، هرویه میلیچ پس از حضور فرهاد مجیدی در راس کادر فنی استقلال به ایران برگشت اما با وجود حضور در تمرینات، طی هفته های اخیر در بازی های تیمش حضور پیدا نکرد تا مشخص شود از آبی ها دلخور است. پس از اینکه مذاکرات مدیریت باشگاه استقلال با میلیچ به نتیجه خاصی نرسید، این بازیکن بامداد روز هفدهم تیر ماه ۱۴۰۰ تهران را به مقصد زاگرب ترک کرد؛ از شکایت به فیفا به عنوان تصمیم نهایی هافبک کروات آبی ها یاد می شود که گفته می شود حدود ۱۱ ماه از مطالباتش را دریافت نکرده است.

هرویه میلیچ، امشب ارتباط تصویری با برنامه فوتبال برتر داشت و از تصمیم جنجالی اخیر خود و دلایل آن صحبت کرد:

همیشه به ایتالیا علاقه مند بودم

این پیراهن پشت سر من، اولین پیراهن من در تیم ملی است. دو مسابقه بود؛ یکی مقابل استکاتلند که نیمکت نشین بودم و دیگری مقابل پرتغال که نود دقیقه بازی کردم. یورو ۲۰۲۰ را تقریبا دنبال کردم و خوشحالم از اینکه ایتالیا قهرمان شد؛ آنها استحقاق این اتفاق را داشتند. در مورد کرواسی هم باید بگویم که بازیکنان خیلی خوبی داشتیم؛ خیلی از بازیکنانمان عوض شدند. با کیه زا در فیورنتینا هم تیمی بودم و با آنها در طول مسابقات در ارتباط بودم. من به بازی های تیم ایتالیا که تیم دوم من هست همیشه علاقه مند بودم.

بعضی ها دوست نداشتند بازیکنی مثل من در استقلال باشد


من آدم خیلی صادقی هستم. خیلی راحت خودم را با استقلال منطبق کردم؛ نمی توانم بگویم که این باشگاه تبدیل به عشق من شد ولی ارتباط بسیار صمیمی و عاطفی با این تیم داشتم. در کرواسی هم شنیده بودم که استقلال مدت زیادی قهرمانی کسب نکرده و هدفم کسب قهرمانی با این تیم بود. از همان ابتدا که به استقلال آمدم متوجه شدم که بعضی ها دوست نداشتند بازیکنی مثل من که در سری آ بازی کرده در این تیم باشد.

من توسط آقای استراماچونی به استقلال آمدم که به خاطر برخی مسائل غیرفوتبالی نتوانست بماند و رفت. شروع سختی داشتم و دشوار بود که در آن ابتدا خودم را با شرایط تطبیق بدهم. از لیگی آمدم که از لحاظ تاکتیکی خیلی پیشرفته بود. خیلی به من کمک شد که به اعتماد به نفس برسم و بازی هایم روز به روز بهتر شد. افتخار می کنم که در بازی های سخت استقلال در زمین حضور داشتم. اتفاقات خیلی زیادی از همان ابتدا رخ داد. همان اول که به ایران آمدم در فرودگاه دیپورت شدم! به اصرار آقای استراماچونی دوباره به ایران بازگشتم. نمی خواهم زیاد در مورد آن مسائل صحبت کنم. من روزهای خیلی خوبی در استقلال داشتم.

خوشحال بودم که همه چیز به نفع من است!

ماه یازدهم (میلادی) که به ماشین سازی گل زدم ۷-۸ روز بعدش با باشگاه تماس داشتم که آیا تمایل به همکاری دارید یا خیر؟ من دو بچه دارم و متاهل هستم؛ نمی خواهم آینده خانواده ام را زیر سوال ببرم. آنها اعلام کردند که تمایل دارند تمدید کنند و من هم شش ماه قرارداد داشتم. بعد یکسری اعداد و ارقام مطرح شد و قول هایی داده شد. چند روز بعد به من گفتند که مشکلات حل شده و یک سال قراردادت را تمدید می کنیم من هم گفتم دو سال ولی مدیرعامل موافقت نکرد؛ من هم قبول کردم که یک سال باشد و در مورد رقم صحبت کردیم. آن موقع بعلاوه پاداش ها و حقوق ها استقلال ۱۰ ماه به من بدهی داشت. موارد بدهی را به قرارداد جدیدم منتقل کردم و خوشحال بودم که این قرارداد تنظیم شده و همه چیز به نفع من شده است. گفتند که هر چه در گذشته بود پاک می کنیم و قرارداد جدید می بندیم.

انتظار داشتند که من پاداش هایم را ببخشم

بندی در قرارداد بود که هر ماه که پولم را دریافت نمی کردم همان ماه می توانستم ۵ هزار دلار اضافه جریمه بگیرم. بعدا گفتند که آن بند ارزش ندارد و در نظر نمی گیریم. کلا بدهی روز به روز بیشتر شد و هر روز به تعویق می انداختند. ۱۴ ماه بدهی داشتند که حدود ۵۰ هزار یورو می شد. حقوق من باید ۲۵ هزار یورو در ماه می بود بعلاوه پاداش و دیگر موارد. ولی در ۱۴ ماه ۷ تا حقوق گرفته بودم. نوشته بودند که ۵۰ هزار یورو نت گرفته ام و هر بار مدیرعامل یک تخفیف از من می خواست؛ مثل پاداش های لیگ قهرمانان و گل هایی که زده بودم و جمع شده بود؛ آنها انتظار داشتند که من پاداش هایم را ببخشم. من واقعا آن لحظه هدفم این بود که یک تاریخ جدید با استقلال بنویسم و بعد از ۱۰ سال قهرمانی را کسب کنیم که در تاریخ باشگاه ثبت شود ولی در جلسه بعدی دیدم که مدیرعامل به دنبال یکسری صحبت ها و بهانه هایی بودند.

بخاطر مجیدی برگشتم نه مدیرعامل!


موقعی که من به کرواسی رفتم و دو ماه در خانه بودم. بعد که آقای مجیدی آمدند به من زنگ زدند که برگردم. مدیرعامل هم از برگشت من خوشحال بود. آن موقع صحبت ما یک دقیقه طول کشید. من گفتم که نه به خاطر مدیرعامل بلکه آقای مجیدی می آیم که کمکی کرده باشم. چون واقعا ایشان به من احترام قایل بودند. من برگشتم و حتی برایم بلیط هم خریدند. همزمان چند باشگاه هم به من پیشنهاد داده بودند؛ یکسری از این باشگاه ها ایرانی بودند. من به اتاق مربی رفتم و صحبت کردیم. در مورد گل هایی که زدم، پاداش هایم و ... قرار شد که طلبم ۴۰ هزار دلار شود. من به آقای مجیدی گفتم که اگر نظر شما این است من قبول می کنم. پاداش من از قرارداد قبلی و فعلی ام که نمی توانم دقیقا بگویم مشکلاتی را به وجود آورد.

به مدیران استقلال جام وعده و وعید می دهم

قبل لیگ قهرمانان آسیا که آمدم قرارداد امضا کنم، مشخص شد که مدیرعامل دوست ندارد قراردادی امضا شود و بهانه می آورد. بعد از یک ساعت و نیم بدون گرفتن نتیجه جلسه را ترک کردم. قانون مالیات هم از قدیم بوده است. نمی خواهم بگویم که مدیرعامل از جایی خط می گیرد یا کسی به او دستور می دهد اما به قرارداد احترام نگذاشتند. من به ایران آمدم تا کار کنم و برای خانواده ام پول دربیاورم. کسی اگر با من روراست باشد با تمام وجود خواهم بود. همچنان این آمادگی را دارم که با باشگاه ارتباط داشته باشم. من فکر می کنم قهرمانی را با وعده و وعیدهایی که داده اند گرفته ایم؛ قهرمانی در وعده و وعیدها (!).  حاضرم به مدیران استقلال جام وعده و وعید بدهم.

می دانم که بچه ها ناراضی هستند

از وقتی من به ایران برگشتم، مدیرعامل در تمرینات حضور نداشته است. در لیگ قهرمانان در سفر با ما بودند و ۲۰ روزی حضور داشتند. می دانم که چند روز پیش سر تمرین آمد. ولی خب می دانم که بچه ها ناراضی هستند چون فقط قول داده است. یک نفر دیگر ظاهرا آمد و صحبت کرده که پرداخت ها صورت می گیرد. نیازی نیست من در این مورد زیاد صحبت کنم. همین الان بدهی باشگاه بیشتر از زمان این مدیرعامل است. از این بابت متاسفم که به قول هایی که دادند عمل نشد. به چیزهایی که خودشان در جلسه گفتند هم عمل نکردند. چیزی که باید را از باشگاه نگرفته ام.

راه بازگشت به ایران را باز گذاشته ام اما...

من از وقتی که از ایران آمدم، وکلیم نامه فسخ را به باشگاه فرستاده و منتظر جواب هستیم. فعلا راه بازگشت به ایران را باز گذاشته ام اما نه با این مدیرعامل و افرادی که به ایشان مشورت می دهند. چون واقعا دلم می خواهد که هواداران را راضی نگه دارم و به مربی که بازیکنان را دور هم نگه داشته است کمک کنم. سرمربی برای حفظ باشگاه اخیرا خیلی کمک کرده است. من رو راست می گویم که هنوز معلوم نیست چه اتفاقی قرار است رخ بدهد. چند پیشنهاد هم از دیگر باشگاه ها دارم. تصمیمم را به مربی گفتم و او گفت که هر تصمیمی بگیری از آن حمایت می کنم. او هم گفت که من از این رفتارها شرمنده ام؛ البته او نباید شرمنده باشد و شکسته نفسی کرده است. این وضعیت را که آقای مجیدی دارد را هیچ مربی نمی توانست تحمل کند. این جا فقط وعده می دهند. همه از این همه قول و قرار نا امید شده اند.

درخواست باشگاه خنده دار است!

همه چیز قانونی انجام شده است. از طریق فیفا نامه نگاری شد و هیچ مشکل قانونی در مورد قراردادم وجود ندارد. قراردادم طبق چیزی که بود ادامه داشت و دارد. قرارداد من الان به صورت یک طرفه فسخ شده است و از طریق فیفا طلبم را پیگیری می کنم. یکسری جریمه ها هم به خاطر دیرکرد باید به من پرداخت کنند. به من یک نامه دادند که ۵ روز دیگر به باشگاه بیایم تا یکسری مشکلات را حل کنیم که برایم خنده دار است! گفته اند که ۵ روز وقت داری به تهران بیایی چون یکسری تخلفات داشته ای که باید جریمه شوی!

با این وضعیت پرسپولیس در مقابل استقلال رئال مادرید است!

مساله من شبیه مساله رادو نیست. دیاباته هم مثل من دعوت شده است. بازیکنان دیگری هم بودند. ما خارجی ها در ایران آمدیم که کار کنیم. رادو هم به خانه رفت. فکر می کنم که هواداران پرسپولیس خیلی او را دوست دارند. احتمالا به توافق برسند. باهم که صحبت می کردیم می گفتم که همین اتفاقات در پرسپولیس هم هست اما وقتی من مسائل استقلال را به رادو تعریف می کردم خود او می گفت با این وضعیت پرسپولیس در مقابل استقلال رئال مادرید است! یعنی وضعیتش از استقلال بهتر بوده است. به صورت سیستماتیک در این باشگاه کار انجام نمی شود.

نمی توان انتظار دربی زیبایی داشت


تماشای دربی از تلویزیون برای من آسان نیست. دانش فوتبال من زیاد است و بازی را خوب درک می کنم. هر دربی شرایط خاص خودش را دارد و فرقی ندارد که تیم ها چه جایگاهی دارند. جنگندگی و مبارزه های خاص برای این دیدار لازم است. تا کنون ۵ دربی داشته ام که در ۲ دربی استقلال بسیار زیبا بازی کرد. این بازی، خیلی سخت خواهد بود و مثل دربی قبل یک گل می تواند سرنوشت بازی را تعیین کند. نمی توانیم خیلی انتظار بازی زیبایی را داشته باشیم. جزئیات کوچک می توانند تعیین کننده باشند. دوست دارم که استقلال ببرد ولی نمی شود فوتبال را پیش بینی کرد.

صاحب خانه ام در ایران وسایلم را گرو نگه داشته است

مهمان نوازی در ایران باور کردنی نبود و خیلی برای من خوب بود؛ متاسفانه اما یکسری در باشگاه این را برای من خراب کردند. ولی در ایران من خاطرات بسیار زیبایی داشتم. بعضی از وسایل من در خانه ام در ایران مانده چون باشگاه کریاه خانه ام را نداده و صاحب خانه وسایلم را گرو نگه داشته است که خیلی از این بابت ناراحت شدم! به خاطر این هواداران تحمل کردم که بدون هیچ چشم داشتی به من عشق می دادند. باشگاه حتی برای پاداش های ریالی برای من یک حساب باز نکرد و فقط قول دادند. البته یکسری کارت های هدیه دریافت می کردم که معمولا این ها را به مهمان ها و کارمندان می دادند.

نمی خواهم دیگر این خاطرات اذیت کننده را مرور کنم. ایران زیبایی های جادویی خودش را دارد. مردم اروپا نگاه دیگری به ایران دارند ولی من دوستان خوبی در این کشور پیدا کنم. یک روز حتما به عنوان مربی یا توریست به ایران می آیم. پیامم به هواداران این است که همه شان دو برادر فرهاد و فرزاد را حمایت کنند. از فرزاد متشکرم که پول هتل من را پرداخت کرد چون باشگاه آن را پرداخت نمی کرد و من چند ساعت معطل شدم. این برای باشگاهی چون استقلال شرم آور است. امیدوارم که استقلال هم دربی پیش رو را برنده شود.

بازیکن خیلی تاپ در ایران ندیدم!

فکر می کنم که مهدی قایدی بهترین بازیکن استقلال در زمانی بود که من در این تیم حضور داشتم. در مورد کل بازیکنان لیگ ایران باید بگویم که نمی توانم دقیقا نظر بدهم ولی به نظرم بازهم مهدی قایدی بازیکن خوبی است. او باید خیلی کار کند تا پخته تر شود چون پتانسیل بالایی دارد. قصدم توهین به شخص خاصی نیست ولی بازیکن خیلی تاپی در ایران دیدم. بازیکن خوب بود ولی در کلاس تاپ نه!

تگ ها


هروویه میلیچ استقلال تهران فوتبال ایران استقلال لیگ برتر خلیج فارس فوتبال