نامه‌نگاری علیه مربی‌های خارجی استقلال، پرسپولیس و تیم ملی

برخی هم هستند که دست به قلم شده‌اند برای نهادهای تصمیم‌ساز که «بیایید و نیمکت اتمی تیم ملی و استقلال و پرسپولیس را به مربی داخلی بدهید!»...

به گزارش مدال، بره‌کشان مربیان داخلی شده است؛ تحریم‌های زشت و کریه اگر برای همه مردم ایران بد باشد، برای مربیان داخلی خوب است. آنها که در عصر کی روش ها، برانکو ها، استراماچونی ها، دنیزلی ها و کالدرون ها طی یک دهه اخیر گوشه رینگ بودند و تقریبا دستشان به هیچ جامی نرسیده بود، حالا بدشان نمی آید که نامه نگاری کنند و نه از مسیر علم و کارنامه که از مسیر دور برگردان های تحریم دوباره به نیمکت  استقلال و پرسپولیس و در نهایت به جام برسند و از آن بالاتر، به نیمکت تیم ملی ایران.


نامه نگاری علیه مربی خارجی!
دکتر ذوالفقار نسب می‌گوید: در این رابطه نامه می نویسیم، تیم ملی را به مربیان ایرانی بدهید!  در صدا و سیما هم تقریبا در همه برنامه های تخصصی بحث بازگشت به مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی به راه افتاده و از همه سلول‌های فسفری‌اش ادلّه مختلفی برای بازگشت به عصر مربی داخلی دیده می شود.


فوتبال نژاد پرست نیست
نکته اول: بحث مربی داخلی و خارجی یک بحث نژادپرستانه به نظر می‌رسد. فوتبال اما نژاد پرست نیست؛ بحث اصلی کارنامه‌دار بودن و کارنامه‌ندار بودن در ابعاد بین المللی است نه نژاد بور و سیاه و سفید و زرد! خارجی و داخلی مرز خوبی نیست که جناب دکتر ذوالفقار نسب و برخی مربیان داخلی دیگر به آن‌ها اشاره دارند. از دیدگاه فوتبال، بحث فقط کارنامه، آن هم از جنس بین الملل است.


اگر به علم بود این بازگشت به عقب نابخشودنی بود!
نکته دوم: با اعتنا به نکته اول، مربی داخلی که جام بین المللی و تجربه بین المللی داشته باشد نداریم؛ نه مربی لژیونر داریم، نه مربی داخلی که در دو دهه اخیر حتی یک جام میلز هندوستان برده باشد! در واقع از نظر علمی مسیر بن‌بست است. اگر به علم بود، رهرو این مسیر بودن اشتباه بزرگی بود، اشتباهی نابخشودنی!


FATF علیه فوتبال ایران!
نکته سوم: حالا اما بحث تحریم‌هاست، فوتبال گره خورده به FATF و تحریم ها! حساب خارجی‌ها مسدود می شود، پول شاید باشد، اما مسیر پرداخت معلوم نیست. نه مربی می تواند راحت پولش را بگیرد نه باشگاه ها و فدراسیون ها می توانند دستمزد ها را پرداخت کنند.


مربی برای مبارزه در ابعاد بین الملل باید بین المللی باشد!
اینجا دیگر بحث فوتبال نیست، بحث کارنامه نیست، بحث علم و جام بین المللی و جام جهانی و ... نیست. اینکه با کی روش دو جام جهانی دیدیم زیاد مهم نیست. اینکه با برانکو تا فینال آسیا رفتیم زیاد مهم نیست. اینکه استرا در لیگ ایتالیا (یکی از برترین لیگ‌های جهان) مربیگری کرده زیاد موضوع مهمی نیست. مهم جبر است، اختیار نیست. مهم اینست که باید برگردیم. کاش در راه این بازگشت حداقل بین المللی بودن را در نظر بگیریم و از مربیانی استفاده کنیم که در دایره بین الملل دستکم دویده باشند، مربیگری پیشکش! حداقل بدانند برای موفقیت چه ابزاری لازم است. دایی‌ها، نکونام‌ها، مهدوی کیاها، هاشمیان‌ها، داریوش یزدانی‌ها و ... حداقل در ابعاد بین الملل بازی کرده اند و مربیگری هم بعضا!

از دکتر ذوالفقار نسب خواهش می کنیم که در نامه‌هایشان مراقب بخش بین الملل باشند. بین المللی بودن این روزها از همه چیز مهمتر است. تیم ملی در رقابت داخلی شرکت نمی کند، کلیه رقابت‌هایش با اطوارهای بین المللی است نه سازه‌های داخلی و قواعد خاص فوتبال ایران برای فشار آوردن به داور و سانترهای آسیایی و اوت دستی!

 

بیشتر بخوانید:

فتحی در نقش عرب! استراماچونی در راه برانکو؟

بچه‌های طلاق! / قهر و جدایی عاقبت مربی خارجی و فوتبال ایران!

تگ ها


اختلاف استراماچونی فتحی کی روش اخراج برانکو برکناری ویلموتس نقل و انتقالات فوتبال