هاشمیان: تیم ملی را حمایت کنید، صعود می‌کنیم

ستاره اسبق تیم ملی اکنون در قامت عضو کادرفنی در کنار دراگان اسکوچیچ رویای صعود به جام جهانی را دنبال می‌کند و با امیدواری بالایی از این هدف صحبت می‌کند....

به گزارش “ورزش سه”، تیم ملی بعد از اتفاقاتی که در دوره مارک ویلموتس پشت سر گذاشت، اکنون با دراگان اسکوچیچ که وحید هاشمیان را نیز به عنوان عضو ایرانی در کنار خود دارد، مسیر سختی تا صعود به جام جهانی قطر دنبال می‌کند. با این حال وحید هاشمیان که یکی از آکادمیک‌ترین مربیان ایرانی محسوب می‌شود با قاطعیت بالایی از دستیابی به این هدف صحبت می‌کند.

وحید هاشمیان که به نظر از نمایش روز گذشته تیم ملی مقابل سوریه راضی است، به این نکته که کادرفنی تیم ملی بازی های لیگ را رصد و دیده هایش را در فهرست تیم ملی اعمال کرده، اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که چرا به صعود تیم ملی امیدوار است. همچنین با وحید هاشمیان درباره دوره های مربیگری که در کشورهای مختلف گذراند صحبت کردیم و از او خواستیم ماجرای حضورش در کنار پپ گواردیولا و تمرینات بایرن مونیخ را توضیح بدهد.

این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

با اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم، از دست دادن امتیاز و البته مهمتر از آن از دست دادن میزبانی در ادامه مسیر چقدر به صعود می‌توان امیدوار بود؟


اگر امیدوار به صعود نبودیم در طول ۲۴ ساعت وقت نمی‌گذاشتیم تا ۳ بازی لیگ را  از نزدیک ببینیم . ما به خوبی بازیکنان لیگ برتر و لژیونرها را رصد میکنیم مربیان و اعضای کادر فنی نیز تمام تلاش خود را می‌کنند تا از جمع آنها بهترین‌ها را انتخاب کنند و این نشان می‌دهد که ما امیدوار به صعود هستیم هرچند اگر میزبانی را به ما نداده باشند. از طرفی خدا را شکر وضعیت فدراسیون نیز نزدیک به یک ماه است که مشخص شده و آقای عزیزی خادم آمدند و ما از این بلاتکلیفی در آمدیم.

از همه مهم‌تر امیدوار هستم رسانه و مردم از تیم ملی حمایت کنند تا بتوانیم در بازی‌های پیش رو که خرداد ماه در بحرین برگزار می‌شود بتوانیم بهترین نتایج را بگیرم. ما به دنبال عذر و بهانه نیستیم. تیم ملی این پتانسیل را دارد و شایسته آن است که در دنیا  بدرخشد که این اتفاق نیازمند یک برنامه‌ریزی خوب و مدیریت قوی است. ما امیدوار هستیم و در هر جای که بازی کنیم چه در ایران چه در بحرین تمام تلاش خود را می‌کنیم تا بهترین بازی را ارائه دهیم و با یک نتیجه خوب دل مردم ایران را شاد کنیم.

حالا از تیم ملی گذشته می‌خواستیم درباره سالی که گذشت صحبت کنید. از کرونا و اتفاقات تلخ آن.


سال ۹۹ نه فقط برای ما بلکه یک سال عجیب برای تمام دنیا بود. کرونا باعث مختل شدن بسیاری از کسب و کارها شد و سبک زندگی همه را عوض کرد. همچنین مسابقات مهم ورزشی از جمله فوتبال را تعطیل کرد و هر کجا را که ببینید خواهید فهمید این بیماری تاثیر منفی خود را بر جای گذاشته است در حالی که خود انسان با دست کاری در طبیعت این بیماری را به وجود آورد. متاسفانه بسیاری از دوستان و نزدیکان خود را نیز بابت این بیماری از دست دادیم. با توجه به شیوع کرونا و از طرفی مشکلات اقتصادی و تحریم‌ها سال سختی را سپری کردیم اما باید بدانیم بعد از هر سختی، آسانی است.

من امیدوار هستم در سال ۱۴۰۰ تمامی این مشکلات فراموش بشود و یک سال خوب با توجه به اینکه سال نو ایرانی  نیز هست ابتدا برای هموطنان رقم بخورد و بعد از آن دنیا نیز از شر این بیماری خلاص شود. کرونا به شخصه به من یاد داد، به هیچ چیز رحم نمی‌کند و برایش مهم نیست شما جوان هستید یا پیر، ثروتمند هستید یا فقیر. برای همین یک تلنگری به همه ما خورد تا بفهمیم دنیا چقدر کوچک، کوتاه و نامشخص است و شاید فردا روزی نوبت ما باشد و نمی‌شود به آن اطمینان کرد. از نظر فوتبالی برنامه های تیم ملی نیز مرتب دچار تغییر شد و بازی‌های ما عقب افتاد و صددرصد این تاثیر منفی روی کار ما گذاشت.

ما هر بار برنامه ریزی کردیم اما هر بار مسابقات به تاخیر افتاد. فکر نمی‌کردم این بیماری بخواهد انقدر طول بکشد و انقدر جدی باشد. ولی واقعا هم جدی شد و هم طولانی و نشان داد انسان‌های که ادعا دارند می‌خواهند در سیاره‌‌های دیگر زندگی کنند در مقابل یک ویروس چقدر ضعیف هستند. با توجه به طولانی شدن این بیماری و اینکه خود را با شرایط موجود وفق داده‌ایم تقریبا کارهای را که الان انجام می‌دهم را در پسا کرونا انجام خواهم داد. ولی با توجه به این بیماری رفت و آمد ها کمتر شده و باید پروتکل‌ها را رعایت کنیم اما بعد از کرونا دیگر مجبور نیستیم با ترس و لرز کارهای خود را پیگیری کنیم و قطعا اولین کاری که خواهم کرد این است که ماسک خود را به سطل زباله خواهم انداخت و نفسی به راحتی خواهم کشید (خنده) چرا که واقعا ما را خسته کرده است.

از بس این موضوع خسته کننده شده است قطعا بعد از اینکه بگویند این بیماری ریشه کن شده هرچی ماسک دارم را بیرون خواهم انداخت و علاقه‌ای به زدن آن ندارم اما اگر شما دوست دارید حتما بزنید!

با توجه به بازگشت‌تان به تیم ملی اینبار در قامت مربی، سال خوبی هم برای شما بود.


با توجه به حضور در تیم ملی تمام تمرکز من و اعضای کادرفنی روی موفقیت تیم ملی است و کمتر پیش می‌آید بخواهیم به مسائل دیگر توجه کنیم. طبعا هر زمانی که به آلمان سفر می‌کنم تا خانواده و به خصوص دخترم را ببینم این اتفاق خوب و مهمی برای من خواهد بود. با این حال در این سال شاهد اتفاقات تلخی هم بودیم. متاسفانه بسیاری از دوستان خود را در این سال از جمله مهرداد میناوند و علی انصاریان عزیز را از دست دادیم و متاسفانه اینها خاطرات بدی است که در ذهن ما خواهد ماند.

در کل اگر بخواهید اتفاقات شیرین دوران فوتبال‌تان را نام ببرید کدام بخش برای‌تان لذتبخش‌تر‌ است؟


در هر زمانی هر اتفاقی که برای هر کس رخ می‌دهد یک شیرینی و لذت خاصی را دارد. اینکه برای اولین بار عضو یک تیم باشگاهی شدم. دومین اتفاق خوب برای من دعوت شدنم به تیم ملی ایران بود که برای من خیلی مهم بود. سومین خاطره شیرین و مهم من ترانسفر شدن من به فوتبال اروپا و تیم هامبورگ آلمان بود. آن زمان لژیونرها از پرسپولیس و استقلال به فوتبال اروپا می‌رفتند اما من اولین ترانسفر خارج از این دو تیم بودم و همین موضوع سرنوشت فوتبالی مرا تغییر داد. بعد از آن انتقال به تیم بایرن مونیخ برای من کاملا رویایی پیش رفت.

در عرصه مربیگری  نیز گرفتن مدرک پرولایسنس که یکی از معتبرترین مدارک مربیگری در اروپا و آلمان است، که برای من شیرین بود و درحال حاضر این مایه افتخار برای من است که در خدمت تیم ملی فوتبال ایران هستم. در نتیجه باید بگویم هیچ کدام از این اتفاقات را نمی‌‌توان تنها به عنوان بهترین اتفاق انتخاب کرد چرا که آنها مثل یک زنجیر به یکدیگر وصل هستند و هر کدام از این اتفاقات اگر رخ نمی‌داد این زنجیر پاره می‌شد و موفقیت بعدی صورت نمی‌گرفت. به نظر من هر مقطعی برای خود نکته مهم و تاثیرگذاری داشته است.

مسلما برای وحید هاشمیان هم حسرت‌هایی در دوره فوتبالی‌اش وجود داشته است.


به نظرم گذشته، گذشته و دیگر نیازی نیست در آن بمانیم اما متاسفانه در ایران عده ای غرق آن شده‌اند. من باید در گذشته سعی و تلاش می‌کردم و نسبت به کار خود و تجربه ای که در آن زمان داشتم سعی می‌کردم بهترین تصمیم‌ها را بگیرم. ولی تجربه من نسبت به آن زمان همان بوده و انسان جایز الخطاست و قطعا همه ما در تصمیم گیری‌های خود اشتباه نیز کرده‌ایم. ولی قطعا در گذشته اتفاقاتی افتاد که می‌توانست بهتر رقم بخورد مثل اینکه می‌توانستم در بایرن مونیخ بیشتر کار کنم. یک ضربه سر در جام جهانی زدم که دروازه‌بان حریف ناباورانه آن را مهار کرد درحالی که من قبل از جام جهانی مصدوم شدم و با سختی فراوان توانستم خود را به این بازی‌ها برسانم. اما هیچ موقع حسرت نمی‌خورم که چرا کم کاری کردم چرا که سهل انگاری و کم کاری نکردم و وظایفم را به بهترین نحو ممکن انجام دادم. ما حالا در زمان حال هستیم و با تجربه فعلی که داریم گذشته را قضاوت می‌کنیم و نظر می‌دهیم.

از شکست‌هایی که داشتید به عنوان یک تجربه یاد می‌کنید؟


زمانی که به هامبورگ رفتم در همان ابتدا با چند مصدومیت سخت روبه‌رو شدم. دماغم شکست و عضله شکمم پاره شد. بعد قانونی وجود داشت که  تنها سه بازیکن غیر اروپایی می‌توانند در ترکیب یک تیم حضور داشته باشند. شرایط تیم ملی خیلی سخت بود نه برای تیم ملی می‌توانستم بازی کنم نه برای هامبورگ. اما بعدها این دو سال سخت باعث شد من سه سال شیرین در بوخوم داشته باشم. اگر این دو سال نبود شاید نمی‌توانستم ۹ سال در آلمان بازی کنم. هرچند این دو سال سخت گذشت اما برای من خوب بود.

 بایرن‌مونیخ، بوخوم و هامبورگ آلمان؛ تجربه حضور در کدام تیم برای شما خوشایند و خاطره انگیزتر  بود؟


همه تیم‌ها را دوست دارم. هامبورگ باعث انتقال من و راهیابی من به فوتبال آلمان شد و من همیشه مدیون هامبورگ هستم با وجود اینکه خودم تلاش کردم و همین موضوع باعث علاقه آنها به من شد. بوخوم دوران خوبی برای من بود و تا همیشه در قلب من است. هانوفر نیز دوران پر فراز و نشیبی را داشت و درحال انتقال از یک فوتبال متوسط به یک فوتبال سطح بالا بود که هرسال خود را بالا کشید و در دو دوره به لیگ اروپا صعود کرد اما بعد دوباره افت کرد و به دسته پایین تر سقوط کرد. بایرن مونیخ نیز تیم مورد علاقه من از دوران کودکی بود و توانستم به آن راه پیدا کنم که این اتفاق کاملا برای من شیرین و لذتبخش بود.

از تجربه حضور در سه تیم ایرانی هم صحبت کنید.


در ایران ابتدا برای فتح تهران بازی کردم که متاسفانه نابود شد. بعد از آن برای پاس بازی کردم که برای رشد من در این باشگاه زحمات زیادی کشیده شد. یک باشگاه پرریشه، بااصالت، بازیکن ساز و مکتب گرا که متاسفانه هنوز من نفهمیدم با آن همه امکانات چه شد که این باشگاه نابود شد درحالی که اداره آن سرمایه زیادی نمی‌خواست چرا که پاس همیشه از بازیکنان جوانی که خود ساخته بود و یا سرباز بودند استفاده می‌کرد و می‌شد با کمترین هزینه این تیم را نگه داشت. در نهایت نیز در سال‌های آخر برای پرسپولیس بازی کردم و افتخار میکنم که در یکی از پرافتخارترین و پرهوادارترین تیم‌های ایران و آسیا بازی کردم و از فوتبال خداحافظی کردم.

برای پشت سر گذاشتن دوره مربیگری هم در مقطعی زیر نظر گوآردیولا کار کردید. درباره آن می‌گویید.


 یک دوره پرولایسنس برای کسب مدرک مربیگری حرفه‌ای آلمان را داشتیم که طبق آن ما باید ۵ هفته در کنار  یک تیم حرفه‌ای کار می‌کردیم و روی عملکرد این تیم‌ها در تمرینات و بازی‌ها نظارت می‌کردیم و سوالات خود را با مربی این تیم مطرح می‌کردیم. خوشبختانه با اجازه‌ای که تیم بایرن مونیخ به من داد تا در تمرینات این تیم حضور پیدا کنم و من از این فرصت بهترین استفاده را کردم و خوشحالم که آن دوره را گذراندم. البته من در لیدز یونایتد، بوخوم و کوئینز پارک رنجرز نیز کار کردم.

تگ ها


وحید هاشمیان تیم ملی ایران دراگان اسکوچیچ فوتبال