چرا در فوتبال به اينجا رسيده ايم؟

صمد ابراهیمی وکیل حقوقی فوتبال و علاقمند به پرسپولیس که سابقه خبرنگاری نیز دارد یادداشتی را در مورد وضعیت این روزهای لیگ منتشر کرده است....

صمد ابراهیمی وکیل حقوقی فوتبال و علاقمند به پرسپولیس که سابقه خبرنگاری نیز دارد یادداشتی را در مورد وضعیت این روزهای لیگ منتشر کرده است.

مدال - صمد ابراهیمی

۱-ليگ برتر در صدر جدول بعد از سالها رقابتي تنگاتنگ را به خود مي بيند. رقابتي كه البته هر يك از رقبا حضور رقيب را ناشي از امدادهاي غيبي بيرون و درون ميدان مي داند. ماجرا دارد به شكل عجيبي جلو مي رود. بي اعتمادي محض باشگاهها به ساختار اداره كننده فوتبال و برگزار كننده ليگ كار را به جايي رسانده كه خشاب بيانيه نويسي همه باشگاهها پر و آماده شليك است. سپردن كار به دست افرادي كه البته محترمند و در كنار آن تا حد زيادي خام و كارنابلد، سوء ظن ها را روز به روز افزايش مي دهد. سعيد فتاحي تلويحاً با اشاره به موارد مشابه در كشورهاي اروپايي از مباحث امنيتي و خبر احتمال بمب گذاري در اهواز حرف مي زند. راست هم مي گويد. همه جاي دنيا با كوچكترين احتمال در مورد اين مسائل يك شهر را ممكن است تعطيل كنند چه برسد به يك بازي فوتبال. اينجا اما يك مسئله مهمتر وجود دارد."بي اعتمادي". كسي باور نمي كند ماجرا به مسائل امنيتي ربط داشته و اين ها را تمام و كمال سناريويي در جهت تضعيف پرسپوليس مي دانند.چرا؟
٢-فتاحي و ساير فدراسيون نشين ها بايد به اين چرايي پاسخ دهند. اينكه آنها حتي اگر ريزعلي وار لباس بر سر چوبدستي آتش بزنند و مقابل اتوبوس هر تيمي بدوند تا خبر ريزش كوه و بمب و ترقه و خطر بدهند ولي سرنشينان اتوبوس آن را نپذيرند و چهار چرخ از روي شان رد شوند موضوعي مهمتر از بمب گذاري است. با اعتمادها چه كرده ايد كه وقتي نگران جان و سلامت خودمان و دوستان مان هم مي شويد باورتان نمي كنيم؟!وقتي خبر از قطع برق منطقه مي دهيد باز ما دنبال آدمي هستيم كه فيوز ورزشگاه را دستكاري كرده. چرا؟
٣-داوران مان چرا اينقدر در سوت ها و پرچم هايشان اشتباهات رخنه كرده؟ چرا از " اشتباهات داوري جزيي از فوتبال است" به " فوتبال جزيي از اشتباهات داوري است "رسيده ايم؟ چرا نمي توانيم باور كنيم در پشت سوت ها داستان هايي نهفته نيست و هر داور بايد براي اثبات بيطرفي اش مراسم قسامه برگزار كند؟

٤-مهدي تاج ريالي از فدراسيون نمي گيرد. نيازي هم ندارد. او در كاسبي شخصي خودش آنقدر درآمد دارد كه بتواند يك فدراسيون شخصي راه بياندازد. چرا وقتي بحث جرايم فيفا پيش مي آيد همه مان چرتكه دست مي گيريم ببينيم پول هاي فدراسيون كجا رفته؟ چه چيزي تا اين اندازه ما را بي اعتماد كرده؟ چرا وقتي بحث منع حضور بازنشسته ها پيش مي آيد آن همه تقلا و تلاش دسته جمعي براي كرسي هايي كه بعضي صاحبانش درآمد مالي ندارند را شاهديم ؟ اين همه اصرار آيا در بي اعتمادي جامعه نقش ندارد؟
٥-سوزني هم به خودمان بزنيم. آيا همه اشتباهات داوري عليه تيم ما بوده؟ آيا انصافا از اين اشتباهات نفعي نبرده ايم؟ رقبا هيچ ضرري نديده اند؟ تيم خودمان در سه بازي اخير هيچ مشكل فني نداشته؟ اين همه بدبيني را از كجا وام گرفته ايم كه با هر سوت و پرچم و تصميم يقه اين و آن را مي چسبيم؟
٦-نتيجه گرايي. اين ملخ و آفت دردآور دارد فوتبال مان را مي بلعد. روز مره گي دارد نابودمان مي كند. فدراسيون را به خاطر تيم ملي بزرگسالان به رگبار مي بنديم اما هيچكداممان بابت ناكامي پايه ها كك مان نمي گزد. در همين پرسپوليس خودمان آيا از خودمان پرسيده ايم در اين سالها چرا نتوانسته ايم دو بازيكن پايه را به سطح بزرگسالان برسانيم؟ فردا روزي كه به هر دليلي پولي نباشد تا ستاره هاي ميلياردي را جذب كنيم تكليف مان چيست؟ چرا تيم ب نداريم؟ چرا مهدي عبدي ها نمي توانند در باشگاه ما قد بكشند؟ پوسته اين نقدها تلخ است اما بپذيريم كه داريم مسير را در كل فوتبال ايران به غلط مي رويم. بر سر جذب پاتوسي ها زمين و زمان را به هم مي دوزيم اما از سرمايه گذاري روي صيادمنش ها غافليم. زنوزي دارد از جيبش خرج مي كند، دمش گرم اما آيا نمي شود در كنار اشكان و مسعود و ديگران، آكادمي مدرن تراكتور را ساخت و بهترين مربيان پايه خارجي را به كار گرفت؟ تبريز مهد كريم باقري ها ، شيخ لاري ها، دين محمدي ها ، خطيبي ها و ديگران بوده اما امروز از داشتن ٥ بازيكن بومي محروم است. چرا؟ جواب معلوم است. نتيجه گرايي يادمان برده بايد از فوتبال لذت برد. حيف و صد حيف.