گفت‌وگوی ماركا با اولین داور زن فوتبال بوندس لیگا

بيبيانا اشتاينهاوس، روز دهم سپتامبر اولين بانوي داور تاريخ لقب گرفت كه قضاوت يك بازي بوندس ليگا را بر عهده داشت و در عين حال اولين بانوي داوري بود كه ديداري در دسته اول يك ليگ بزرگ اروپايي را سوت زد ......

 بيبيانا اشتاينهاوس، روز دهم سپتامبر اولين بانوي داور تاريخ لقب گرفت كه قضاوت يك بازي بوندس ليگا را بر عهده داشت و در عين حال اولين بانوي داوري بود كه ديداري در دسته اول يك ليگ بزرگ اروپايي را سوت زد. به همين بهانه خبرنگار روزنامه ماركا در دفتر اين خانم داور گفت وگوي ويژه اي را با او انجام داد كه اين گزيده اي از اين مصاحبه است
*حس مي كنيد در فوتبال تاريخ ساز شده ايد؟
تاريخ ساز شدن، اتفاق بزرگي است. گفتن اين حرف فشار زيادي روي دوشم مي گذارد. مي توانم بگويم كه از شرايطم واقعاً راضي هستم. جدا از تاريخ سازي، خوشحالم كه مي توانم الگويي براي دختراني باشم كه مي خواهند داور شوند ؛ اين يعني خواستن، توانستن است
*مسيرتان براي رسيدن به اين جايگاه، سخت تر از ساير همكاران تان بود؟
نمي گويم سخت تر، بلكه متفاوت بود. نمي خواهم بهتر از مردان و بهترين داور دنيا باشم. مي خواهم بدون مقايسه كار خودم را انجام دهم و افراد مرا همين طور كه هستم، بپذيرند. نمي خواهم از همكارانم تقليد كنم و فكر مي كنم به همين خاطر موفق بوده ام. سعي نمي كنم شبيه كسي باشم. مي خواهم همه مرا به خاطر كارهاي غلط و درستم بشناسند.
*از زماني كه در بوندس ليگا داوري كرديد، خيلي چيزها در زندگي تان عوض شد؟
راستش را بخواهيد، زندگي ام فرقي نكرده. شايد جنجال هايش بيشتر شده و براي همين الان اينجا هستم ولي زندگي براي من همان است و تفاوت خاصي از نظر تمرينات و آماده سازي ام براي بازي ها ندارد
*يعني فشارها بر روي تان بيشتر نشده؟
در داخل زمين سرعت بازي تغيير كرده و از اين حيث چرا، فشارها بيشتر است (مي خندد). رقابت هاي بوندس ليگا هم بزرگ است و بايد قضاوت هاي خوبي داشته باشي وگرنه زير ذره بين قرار مي گيري.
*برندهاي زيادي براي تبليغات با شما تماس گرفته اند؟
بله خيلي. ولي الان ترجيح مي دهم در حاشيه باشم.
*چه شد که تصميم گرفتيد داور شويد؟
چون به عنوان فوتباليست ناكام بودم. (مي خندد). مي شد دروازه بان يا داور شوم و من داوري را انتخاب كردم. جدا از شوخي، پدرم داور بود و با دنياي داوري آشنايي كامل داشتم.
*از چند سالگي داوري را شروع كرديد؟
از شانزده سالگي كه به نظرم سن ايده آلي است. در اين سن براي زندگي ات تصميم مي گيري ؛ داوري هم همين است ؛ تصميم گيري. از رده هاي پايين شروع كردم ؛ اول بازي هاي محلي، بعد بازي هاي بانوان و تدريجاً بالا و بالاتر آمدم. اين پروسه يادگيري طولاني مدتي بود. بايد ياد بگيري با 22 شخصيت متفاوت چطور رفتار كني و قوانين و قواعد را بياموزي.
*سبك كاري شما چطور است؟
خيلي با بازيكنان حرف مي زنم. ارتباط گيري، يكي از نقاط قوت من است. به نظرم خيلي خوب است توقعاتي كه در بازي داريم را با بازيكنان مطرح كنيم. اگر آنها حد و مرزهاي قضاوت مرا بدانند، كار ساده تر مي شود.
*در مورد رفتار بازيكنان زياد مطالعه مي كنيد؟
مي دانم داوراني هستند كه اصلاً خود را براي بازي ها آماده نمي كنند ؛ چون مي خواهند بدون شناخت قبلي وارد دوئل شوند ولي من خودم را براي تك تك جزئيات آماده مي كنم. بررسي مي كنم كه هر بازيكن با كدام پايش شوت مي زند. خودم را براي بازي ها آماده مي كنم و در مورد بازيكنان پيشداوري نمي كنم. برايم فرقي نمي كند كه آنها در گذشته چه كرده اند.
*امسال گروهي از داوران اليت تشكيل شده تا ليگ هاي بانوان را بانوان سوت بزنند. نه؟
در ليگ بوندس ليگاي بانوان، فقط بانوان قضاوت مي كنند اما بانوان داور بازي هاي ليگ هاي دسته پايين تر مردان را هم سوت مي زنند.
*گهگاهي در اسپانيا اخباري مبني بر توهين هاي مردسالارانه هواداران در مورد بانوان داور به گوش مي رسد. در آلمان هم چنين چيزي هست؟
خوشم نمي آيد. هميشه گفته ام كه مردان و زنان برابرند. قوانين، رؤياها و اهداف يكساني داريم. اصلاً از چنين رفتارهايي خوشم نمي آيد. من دو خواهرزاده دارم كه هميشه به آنها توصيه مي كنم كه براي رسيدن به رؤياها ي شان بجنگند. اگر مي خواهند معلم شوند، بشوند. اگر مي خواهند داور شوند، بشوند. اگر مي خواهند به كره ماه بروند، بروند.
*چه زماني يك بانوي داور را درجام جهاني خواهيم ديد؟
اميدوارم به زودي. مطمئنم.
*شما خواهيد بود؟
مهم نيست چه كسي باشد. مهم اين است كه بانوان داور به جام جهاني بروند. ما مسير تازه اي را در دنياي فوتبال آغاز كرده ايم. فيفا هفت داور زن را به جام جهاني زير 17 سال هند فرستاد. برابري كامل. فكر كنم به زودي آقايان و خانم هاي داور را به خاطر نحوه قضاوت هاي شان بشناسيم و نه به خاطر جنسيت شان.
*يك روز عادي زندگي تان چطور پيش مي رود؟
خيلي زود بيدار مي شوم و كفش هايم را مي پوشم. دو فنجان قهوه مي خورم و شروع به دويدن مي كنم. اين اولين تمرين من در هانوفر است. بعد براي هفت ساعت و نيم مشغول كار مي شوم. من پليس هستم و بعد از اتمام كارم، دومين جلسه تمريني ام را انجام مي دهم. سپس به خانه مي روم و چند بازي فوتبال تماشا مي كنم.
*تمرينات سختي انجام مي دهيد؟
 بله. بايد همان امتحانات فيزيكي مردان را پشت سر بگذاريم، براي همين بايد كاملاً آماده باشيم اما حس خوبي دارم. برابري از هر نظر. رقابت هاي دسته اول ليگ هاي بزرگ با سرعت خيلي بالايي دنبال مي شود.
*نظرتان در مورد استفاده از تكنولوژي VAR چيست؟
اين كمك بزرگي به داوري است. وار به شرايط ناعادلانه پايان مي دهد ؛ گل هاي شبحي، پنالتي هاي جنجالي، گل هاي با ضربه دست... ما داوران نمي خواهيم هر روز به خاطر اشتباهات مان تيتر روزنامه ها شويم. هميشه سعي مي كنيم بهترين قضاوت را داشته باشيم ولي مسائلي در سرعت بالاي بازي رخ مي دهد كه گاهي به نحو ديگري به چشم ما مي خورند. خوب است كه چنين كمكي باشد. به نظرم داوري هم يك كار گروهي است.
*در اسپانيا بحث زيادي مطرح شد كه آيا متئو لائوس، داور اسپانيايي بازي ايتاليا- سوئد كار درستي كرد كه در پايان بازي بوفون را در آغوش كشيد يا خير.
قبل از هر چيز بايد بگويم كه او قضاوت خيلي خوبي در آن بازي داشت. اصلاً بازي ساده اي نبود. وقتي قرار است ديداري را قضاوت كني كه در آن تكليف تيم صعودكننده به جام جهاني روشن مي شود، فشارها زياد است. متئو خوب از پسش برآمد. آن بازي آخرين بازي بوفون بود كه كارنامه ورزشي درخشاني دارد و شانس رسيدن به جام جهاني را از دست داد. لحظاتي مملو از احساسات بود. در آن شرايط يك انسان كه در اين مورد خاص، داور بازي است، ممكن است هر واكنشي نشان دهد. كاملاً روشن است كه او طرفدار هيچ يك از دو تيم نبوده و اين واكنش احساسي او بود كه به يكباره در آن شرايط آن تصميم را گرفت. همين و بس. وقتي ريبري بند كفش هاي مرا باز كرد، در آن لحظه تصميم گرفتم كه اين كار را به شوخي بگيرم و لبخند بزنم. اين رفتار را به حساب خوشامدگويي گفتنش به من براي قضاوت در بوندس ليگا گرفتم و به حساب بي احترامي نگذاشتم. همه چيز بسته به فضاي آن لحظات دارد ولي از الان به بعد كسي حق دست زدن به بند كفش هاي مرا ندارد.

تگ ها


اخبار روز لیگ برتر فوتبال