یاداشت :اثر ویرانگر بی اثری کیکه ستین

بار دیگر به عکس ستین نگاه کنید. او کاملا در بزرگی تیم ذوب شده. در بین دو نیمه محو بازیکنان بزرگ تیم و در حین بازی نیز تسلیم شده بود...

 به گزارش مدال و به نقل از ورزش سه ، شاید واقعا تقدیر همین بود که کوتینیو فقط ۱۵ دقیقه مقابل تیمی که او را به بالاترین قیمت خرید و گرانترین بازیکن تاریخش کرد و پس از یک فصل و عدم بهره گیری درست از او در نهایت او را مازاد اعلام کرد و مجبور شد قرضش دهد، وارد زمین بشه و روی ۳۰ درصد گل های تیمش موثر باشد:"دقیقه ۷۵ و کوتینیو وارد بازی میشه به جای گرنابری. یه حرکت عالی یه سانتر خوب و لوانگلسکی (به قول توماس مولر) گل ششم رو میزه ، باز هم یه نفوذ دیگه یه پاس به کوتینو  یه تو سر توپ و اینم گل هفتم عجب شبی شده برای بارسا . صبر کنید هنوز تموم نشده یه بار دیگه باز هم کوتینیو باز هم کوتینیو و گل گل گل . گل هشتم. هیچی نمیشه گفت. کوتینیو تیر خلاص رو به پیکره مدیریت ناکارآمد بارسا وارد کرد."

شروع روماتیک و پایان دراماتیک

۱۳ ژانویه ۲۰۲۰ معرفی کیکه ستین

"من حتی در بهترین رویاهایم نیز تصور چنین روزی را نداشتم. امروز برای من یک روز ویژه است و از حالا برای پروژه ای که در اختیار گرفته ام، هیجان زده هستم. دیروز در کنار دوستان و خانواده ام در گاوداری بودم و امروز بهترین های دنیا را تمرین دادم و این باورنکردنی است.

امروز اولین جلسه تمرینی را انجام دادیم و برخورد بازیکنان مثبت و خوب بود. راه درازی در پیش داریم و تیم هم این را می داند. برای حفظ توقعات و انتظارات و بالا نگاه داشتن انگیزه تیم، مشکلی وجود نخواهد داشت و اجازه نخواهیم داد که مثل بازی اخیر با اتلتیکو، پیروزی به راحتی از دست برود. من و دستیارانم در بهترین موقعیت ممکن هستیم و تا جایی که بتوانیم، برای بهتر کردن شرایط تیم تلاش خواهیم کرد."

آنچه در بالا آمده صحبت های کیکه ستین در زمان معرفی به عنوان سرمربی بارسلونا بود. ضمنا او که خود را شیفته سیک کرویف و پپ می دانست بهترین راه برای برون رفت از مشکل اصلی چند سال اخیر بارسا یعنی از دست دادن نتیجه در دیدارهای مهم را ادامه مسیر آنها می داند.

ولی آیا او توانست حداقل یکی از مشکلات چند سال اخیر بارسا را پوشش دهد؟

تصویر زیر پاسخ کل سوالات را خواهد داد

این تصویر مربی است که به قصد تغییر آمد و اینچنین بعد از گل پنجم بایرن مانند یک طرفدار نوجوان مغموم و ناراحت با دستانی به طرفین باز شده مانند فردی که به صلیب کشیده شده تسلیم شده است. او در این بازی نشان داد واقعا رختکن این تیم برای او بسیار سنگین و بزرگ است. او قدرت کنترل آن را ندارد ضمن آنکه از قادر نیست حتی انگیزه بازیکن های خود را تحریک کند چه برسد به آنکه روح تیم کرویف و پپ را مجددا احیا کند. او امده است از کنار بازکنان بزرگ بودن کسب تجربه کرده و لذت ببرد.

 به دقایقی که بارسا گل خورده است دقت کنید:

از دقیقه ۲۲ تا ۳۱ بارسا ۳ گل دریافت می کند این یعنی هر ۳ دقیقه ۱ گل. تیمی که بعد از گل نتواند نظم خود را پیدا کند مجددا گل خواهد خورد. و دوباره از دقیقه ۸۲ تا ۸۹ بارسا ۳ گل دیگر دریافت می کند یعنی هر ۲ دقیقه یک گل. قطعا توضیح لازم نیست. تیم از نظر روحی به هیچ وجه آماده بازی بزرگ نبوده است.

ستین حتی بین دو نیمه نتوانست چه از نظر فنی و چه از نظر روحی روانی جلوی شکست سنگین را بگیرد. مگر برای همین نیامده بود؟

از نظر فنی بارسا بازی را ۴-۳-۳ شروع کرد و بایرن ۴-۲-۳-۱ . بایرن حاکم مطبق میانه زمین بود هم از نظر برتری نفری و هم فنی. بایرن با پرس شدید حفظ توپ و حمله به سمت دروازه موقعیت های زیادی ایجاد می کرد به طوری که در مقطعی از بازی ۳ برابر بارسا شوت به سمت دروازه زده بود. کاری که بایرن به نمایش گذاشت همان کاری بود بارسا با پپ به خوبی انجام می داد و حاکم مطلق فوتبال آن روزها بود و اوج آن فینال لیگ قهرمانان سال ۲۰۱۱ و مقابل منچستر سر الکس فرگوسن بود. اما ۱۴ آگوست ۲۰۲۰ شبی متفاوت بود نشانی از بارسایی که به توتال فوتبال معروف بود  در زمین نبود و در مقابل بایرن با دوندگی بی امان  تشنه به ثمر رساندن گل بود . بایرن پرس می کرد و بارسا توب لو می داد. عجیب آنکه بیننده تلویزیونی به وضوح متوجه این موضوع بود اما ستین در کنار زمین هیچ توصیه ای برای غلبه بر این حربه بایرنی ها نداشت.

سرمربی بارسا نه تنها فکری برای غلبه بر برتری میانه میدان نکرد بلکه حداقل از عقب بازی کردن تیم نیز جلوگیری نکرد . بارسا با از دست دادن توپ بایرن را در موقعیت برتر قرارداده و آنها نیز با استفاده از ضعف مفرط خط دفاعی بارسا موقعیت گل ایجاد می کردند. عقب بازی کردن بارسا نتیجه اش برد  ۴ بر ۱ بایرن در نیمه اول و ثبت رکورد بدترین شکست بارسا در یک نیمه لیگ قهرمانان بود.

بررسی گل های بایرن نشان می دهد آنها اغلب از سمت راست بارسا جایی که بعد از دنی آلوز به پاشنه آشیل بارسا تبدیل شده است حملات خود را پایه ریزی کردند . اوج آن محوش شدن سمدو در مقابل دیویس و به ثمر رسیدن گل پنجم بود. در حالی که این ضعف از دقایل میانی نیمه اول نیز کاملا مشهود بود  ستین هیچ کاری برای ان نکرد. هیچ تغییری چینش مدافعن انجام نداد و فکری نیز برای کنترل میانه زمین نکرد.

عدم انتخاب ترکیب مناسب با در نظر گرفتن توانایی های تیم مقابل و توان بازیکنان فعلی تیم، عدم ترمیم انگیزه و روحیه بازیکنان و نیز عدم اتخاذ تصمیمات درست در حین بازی موجب از هم گسیختگی تیم و ایجاد بدترین نتیجه تاریخ باشگاه در لیگ قهرمانان شد.

این اتفاق بارهای از زمان در دست گرفتن سکان هدایت تیم توسط ستین اتفاق افتاد ولی با عملکرد خارق العاده مسی در میانه فصل پوشش داده می شد و بعضی مواقع نیز مثل بازی با رئال مادرید و نیز از سر گیری بازی های لالیگا بعد از کرونا غیر قابل پوشش بود. و نتیجه آن از دست رفتن  لالیگا حتی با داشتن اختلاف امتیاز با تیم دوم جدول رده بندی بود. در لیگ قهرمانان هم بایرن تیمی نبود که از کنار تیمی که شلخته بازی می کند و تاکتیک مناسب ندارد به راحتی عبور کند.

 بار دیگر به عکس ستین نگاه کنید. او کاملا در بزرگی تیم ذوب شده. در بین دو نیمه محو بازیکنان بزرگ تیم و در حین بازی نیز تسلیم شده بود. اثر ویرانگری که ستین از روی بی اثری بر تیم گذاشت تا سالها خواهد ماند.

سخن آخر

علی رغم آنکه احتمالا مسی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال است اما یک چیز به وضوح روشن است زمانی که تیم عقب بیفتد و از نظر روحی افت کند مسی توان جمع کردن تیم و بهبود انسجام تیمی را ندارد. یعنی زمانی که از نظر فنی و روحی تیم از هم گسسته شود کسی درون زمین قادر به جمع کردن آن نیست. بله مسی می تواند جادو کند و کل تیم مقابل را دریبل بزند و به تنهایی نتیجه بازی را عوض کند چیزی که ما را عاشق او کرده مانند بازی مقابل ناپولی اما همیشه اوضاع به همان شکل پیش نمی رود. نمونه آن اتفاقی بود که در رم برای تیم بارسا رخ داد مسی به عنوان کاپیتان در جمع کردن تیم ناموفق بود و خودش به شدت از نظر روحی متزلزل شده بود. و یا پارسال بازی برگشت نیمه نهایی لیگ قهرمانان مقابل لیورپول کافی بود کسی داخل زمین بازیکنان را از نظر روحی احیا کرده و  با حفظ توپ مانع از شکل گیری حرکات تیم کلوپ گردد ولی این امر میسر نشد. و بارسا علی رغم شایستگی حذفی سخت را تجربه کرد. پس از پویول ژاوی از پس کاپیتانی تیم بخوبی برآمد ولی  بعد از ژاوی مسی از پس این ماموریت در بازی های بزرگ بر نیامد. دقیقا مانند نقشش در تیم ملی آرژانتین. تیمی که علی رغم بازیکنان بسیار خوب ولی به دلیل عدم انتخاب مربی مناسب و فشار روحی روی  بازیکنان در زمان بازی برای تیم ملی قادر به کسب موفقیت نبوده و مسی نیز به عنوان کاپیتان نتوانسته انتظارات را برآورده کند.

این بازی بار دیگر نشان داد برای موفقیت در مسابقات فوتبال اگر بارسلونا هم باشی و بهترین بازیکن همه ادوار تاریخ را هم در ترکیب داشته باشی باید مدیریت و برنامه ریزی درست در تمام ارکان باشگاه وجود داشته باشد تا موفقیت حاصل شود.

نویسنده: بابک نفرداودی

بیشتر بخوانید:

سرمربی جدید بارسلونا مشخص شد؟!

پاسخ به ۷ سوال کلیدی شما درباره آینده بارسا و مسی

 

 

تگ ها


کیکه ستین فوتبال جهان بارسلونا فوتبال