یادداشت اختصاصی؛ از پاره آجر و قمه و دشنه تا کتک زدن بازیکن و مربی/ لیدرها استخوانی در گلوی فوتبال!

مدال/ درگیری لیدرها با بازیکنان و مربیان اصلا چیز جدیدی نیست. در واقع این یک عادت تکراری شده در فوتبال ایران ......

مدال/ درگیری لیدرها با بازیکنان و مربیان اصلا چیز جدیدی نیست. در واقع این یک عادت تکراری شده در فوتبال ایران که تنها فوتبال لیدر پرور و بوقچی پرور در دنیا است و البته که این بوقچی پروری زاده فوتبال دولتی است که مدیران و مربیان و بازیکنان برای ماندن و موفق جلوه داده شدن به آن محتاجند و بالا دستی ها اغلب برای گرفتن اخبار ویژه و رازهای مگوی باشگاه ها از آنها حمایت می کنند.  
آخرین اتفاق عجیب حالا در پرسپولیس رخ داده و کار به جایی رسیده که خود مدیر عامل، شان خودش و باشگاهش را پایین می آورد و برای حل اختلاف بین کاپیتان ها و بوقچی دست به کار می شود و دقایقی از تمرین پرسپولیس با بلند گوی دستی سبزی فروشی از بین می رود و برخی هم سخنرانی های منشوری و جنسی روی سکوها به راه می اندازند.
از این عجیب تر هم داشته ایم و آن شبی بود که تیم شکست خورده منصوریان از سفر برگشت و در حالی که شش گل در درون دروازه اش بود، لیدرها عربده کشان منصوریان را تشویق می کردند و موجب نفرت هواداران این تیم شدند. 
شاید شما ندانید اما باور کنید سال ها قبل یکی از مدیران برای لیدرها نفری یک پراید خرید و به آنها هدیه داد آن هم در حالی که چند ماه قبلش تیمش را برده بود در پادگان و پرچم جنگ با لیدرها را بالا برده بود!


تیغ می زنند و مشت حواله می دهند


از این دست مسائل زیاد است، از مشت به چشم علی دایی بگیرید که توسط لیدر زده شد و بعد ها به جای اخراج در خود باشگاه صاحب دفتر و دستک شد تا برسید به لیدری که با پاره آجر دنبال افشین قطبی می دوید تا او را بزند و بیچاره قطبی رنگش شده بود زرد قناری!
حتی داشته ایم لیدرهایی را که در نقش بادیگارد مربی خاص در مراسم شرکت می کنند و با دشنه برای سرکوب هواداران مخالف به محل تمرین هم آمده اند!
این لیدرها نه از سوی باشگاه ها که از سوی ارگان های بالاتری انگار حمایت می شوند. آنها بعضا به اندازه کل باشگاه بلیط وی آی پی در جیب خود دارند و بین 50 تا صد هزار تومان در بازار سیاه می فروشند و برخی کارشان فقط تردد در راهروهای باشگاه هاست برای رساندن خبر به رسانه ها یا حتی خود مسئولان بالا دست تر از باشگاه!


هیچکس حریف آنها نیست


اصلا تصور نکنید کسی حریف آنها می شود، نه نمی شود، آنها حتی هواداران را هم بعضا به جرم صدا زدن بازیکن محبوب خودشان و منفور سرمربی به باد کتک می گیرند و چه دماغ ها که نشکسته و چه پیراهن هایی که پاره نکرده اند. ادبیات آنها آنقدر فوق منشوری است که نه در ورزشگاه و فوتبال که در جامعه جدا اضافی هستند. 
برخی از آنها شماره تلفن بازیکنان را با اعداد گزافی می فروشند و وقتی با مخالفت بازیکن مواجه می شوند روی سکوها فحش می خورند البته اگر مثل علی دایی بادمجان پای چشمشان سبز نشود. 
اوضاع جدا خراب است و اهتمامی هم انگار برای از بین بردن آنها توسط هیچکس وجود ندارد، بعضا گنده لاتی می آید و روی 
نیمکت مربی می نشیند و بازیکنان و مربی دور او حلقه می زنند و ایشان به آنها توصیه های اخلاقی هم می کند! در واقع آنها استخوان هایی هستند در گلوی فوتبال ایران که نه فرو می روند و نه بیرون می آیند، این البته منهای آن هواداران و لیدرهای تحصیل کرده دکتر و مهندس هستند که متشخصند و کمک رسان و آموزش دهنده شیوه هواداری درست...

آنها سد راه بانوان هستند؟


با همه این احوال شما مقابله ای دیدید، ندیدید. اصلا انگار برخی بدشان نمی آید اینها در ورزشگاه باشند چون حضورشان سد راه حضور بانوان در ورزشگاه هاست.
با این حال اما لیگ هجدهم نشان داد که این کار مار در آستین پروراندن است چون برخی از آنها به سمت احزاب سیاسی یا موارد قومی گرایی و تجزیه طلبی گرایش پیدا کرده اند و نمونه اش در هفته دوم لیگ برتر دیده شد. 
این همه در حالی رخ می دهد که در دنیا چنین موضوعی وجود ندارد و مثلا در منچستر، هر هفته هر کس بیکار باشد و تحصیلات درستی داشته باشد اعم از زن و مرد نقش راهنما و کمک کننده را بر عهده می گیرد و بدون گرفتن هیچ پولی مردم را راهنمایی می کند تا سر جای خود بنشینند و شعارهایی نه در حمایت از اشخاص که در حمایت از باشگاه سر دهند.

 

 مار در آستین می پرورانند


نکته بدتر اینجاست که تا کنون هیچ مسئولی این موضوع را پیگیری نکرده و هیچ مسئول مستقیمی وجود ندارد که بخواهد از راس تا ذیل این غده سرطانی را از جا بکند. 
البته که در میان این افراد آدم های جنتلمن و کمک کننده هم وجود دارند که مثل همان هواداران منچستر عمل می کنند اما در عمل واقعا آنهایی روی سکوها قدرت دارند که گردن کلفت تر و بی چاک و دهن تر هستند.
انگار برای کسی اما مهم نیست انگار همه خودشان را به ندیدن و نشنیدن می زنند انگار اینها را می بینند اما دوست نداشته اند که ببینند. به هر حال از وزارت ورزش، فدراسیون فوتبال و البته خود باشگاه ها بیشتر از این توقع می رود، توقع می رود که فضا را به سود فرزندان سالم و پاک این مرز و بوم که برای دیدن یک رقابت هیجانی وارد ورزشگاه ها می شوند پاک کنند، هر چند انگار برخی توقع ها از این مسئولان در ورزش و فوتبال زیاده خواهی است اما همانطور که اشاره کردیم با فضای موجود در این سه هفته انگار آنها مارهایی هستند در آستین وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال و باشگاه ها که به موقع نیش خود را نه به فرزندان ما که به کل ساختار کشور می زنند.

«عکس تزئینی است»

تگ ها


لیگ برتر خلیج فارس فوتبال