یادداشت اختصاصی/ تجارت خبررسانی؛ چرا ما عاشق دانستن به هر قیمتی هستیم؟

خبر کوتاه بود؛ عفیف مرد سال فوتبال آسیا شد و دستان بلند بیرانوند از این جایزه ارزشمند کوتاه ماند. بحث فنی و کارشناسی این اتفاق به کنار، مسئله اصلی، مطلق مفهوم «گمانه‌زنی» است که به مدت چند روز تمام فضای رسانه‌ای کشور را پر کرده بود...

یادداشت اختصاصی/ تجارت خبررسانی؛ چرا ما عاشق دانستن به هر قیمتی هستیم؟

یادداشت اختصاصی

به گزارش مدال، خبر کوتاه بود؛ عفیف مرد سال فوتبال آسیا شد و دستان بلند بیرانوند از این جایزه ارزشمند کوتاه ماند. بحث فنی و کارشناسی این اتفاق به کنار، مسئله اصلی، مطلق مفهوم «گمانه‌زنی» است که به مدت چند روز تمام فضای رسانه‌ای کشور را پر کرده بود. پمپاژ خبر در مورد ریزترین و جزئی‌ترین اتفاقات، کنش‌ها، واکنش‌ها و هر نوع مطلبی که می‌شد به نوعی آن را به مراسم برترین های فوتبال در آسیا ربط داد. عفیف مرد سال فوتبال آسیا شد، خبر اما فقط همین نبود؛ به مدت چند روز فضای رسانه های ورزشی ایران مملو از شایعه و شائبه و گمان و گمانه‌زنی بود. هر کسی از ظن خود یار توپ طلای یک دروازه بان ایرانی شد و به جای صبر (که ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین کار ممکن است)، به دنبال خبر جدیدتر بود. این شد که ساعت سه و چهل و پنج دقیقه عصر دوشنبه و اعلام رسمی نام عفیف به عنوان برنده جایزه مرد سال فوتبال آسیا، آب سردی بر سر مخاطب ورزش‌دوست ایرانی ریخته شد. انگار که چند روز کسی را تا بالاترین حد ممکن امیدوار کنی اما در نهایت واقعیت را با یک جمله‌بندی رسمی روی صورتش بکوبی. 

 

اسکار بهترین خبر در مورد این اتفاق تعلق می گیرد به ...

این اتفاق یک امر ناگهانی و تجربه یک شرایط جدید نیست. حتی فقط مختص فرهنگ رسانه‌ای فارسی هم نیست. حتی فقط مختص جوایز ورزشی هم نیست. فکر نمی‌کنم تمام سال‌هایی که از چند هفته پیش‌تر تا شروع مراسم اسکار، اسم نامزدهای مختلف در دسته‌بندی های مختلف به عنوان برنده اعلام می‌شد را فراموش کرده باشید. نه تنها اسکار، که جایزه پرایم‌تایم امی، جایزه معتبر موسیقی گرمی، جشنواره‌های مختلفی اعم از ونیز و کن و لوکارنو و برلین و سن سباستین و بفتا و بسیار مانند این‌ها. به طور مشخص در هر دوره، مخاطبِ علاقه‌مند به اخبار منتشره از جوایزی که هنوز اعلام نشده‌اند، تشنه دیدن و شنیدن خبر جدید است. تشنه این که پیش از موعد، پیش از اعلام برنده توسط مجری برنامه، پیش از دیدن اصل ماجرا به صورت «در لحظه» و «زنده»، از «نتیجه» ماجرا خبردار باشد. اوضاع جوایز ورزشی که دیگر کاملا متفاوت است. مخاطب جهانی جوایز معتبر ورزشی مثل مرد سال و برنده توپ طلا، به قدری تشنه شنیدن پیش از موعد نام برنده است که خبری که ادعا می کند به فهرست برندگان دست یافته، میلیون ها بازدید می خورد و چه پول ها که پیش و پس از آن رد و بدل نمی شود. هنوز اتفاقات توپ طلای سال گذشته را فراموش نکرده بودیم، اسکرین شاتی از فهرست برندگان جوایز مختلف فیفا در امسال، و توپ طلای مسی شنیدیم. چه این اخبار درست باشند، چه نادرست، برنده ماجرا فروشنده است نه خریدار. برنده ماجرا منتشر کننده است، نه خواننده خبر. این مسئله اتفاق جدیدی نیست، اما نکته‌ای بسیار حائز اهمیت در تعریف مدرن رسانه است.

 

ساندویچ بندری یا چلوکباب؟ مسئله این است

با نگاه پراگماتیک و کارکردگرایانه، می توان خبر فوری و سریع را به فست‌فود و غذای سریع و آماده تشبیه کرد. کارکرد خبری با تیتر «فلان اتفاق به احتمال فلان درصد رخ خواهد داد»، سیراب کردن مخاطبی است که به دنبال غذای آماده و فست فودی در حوزه خبر است. حال نکته اینجاست؛ آیا مخاطب چاره‌ای جز خوردن غذای آماده ندارد؟ آیا او برای کسب اطلاع از اوضاع پیرامون خود مجبور است تن به غذایی که ارزش نوتریشنی چندانی ندارد بدهد؟ یا این که دست او باز است، اما به مانند افرادی که به خوردن غذای سریع و ناسالم خو گرفته اند، ترک عادت نمی‌کند تا به مرض دچار نشود. باید گفت که در بیشتر مواقع، گزینه اول برای ما محتمل‌تر است. این که مخاطب اخبار به طور عام، و اخبار ورزشی به طور مشخص، چاره ای ندارد به جز این که منابع مختلف را دنبال کند و تا آخرین حد ممکن و با هشیاری فراوان، دست به غربال سره از ناسره بزند. چرا که مطالب عمیق و تحلیل‌های چند لایه، به اطلاح روزنامه‌نگاران امروزی «کلیک‌خور» ندارد و همانگونه که ویلیام اکامی، فیلسوف معروف (با نقل به مضمون) می‌گفت: تیغی برداریم و اضافات را به طور کل بریزیم، تا مطلب به ساده‌ترین و پیش پا افتاده ترین حالت ممکن به دست مخاطب برسد. اصطلاح تیغ اکام از همین فلسفه سیمپلیستیک و ساده‌سازی رواج پیدا کرد.

 

اقتصاد عجیب و غریب اینستاگرام

«استیو بنن»، مرد بانفوذ حوزه رسانه در ایالات متحده، جمله معروفی دارد که «اقتصاد امروز در حوزه‌هایی چون خبررسانی و خبرپراکنی، نمی‌تواند تامین‌کننده هزینه‌های خبرنگاران و گزارشگران برای تحقیق علمی و دقیق در مطالب منتشره‌شان داشته باشد». این نقل قول به خوبی وضعیت خبررسانی در مورد اتفاقات پر مخاطب و پر بازدید را نشان می‌دهد. به عنوان مثال شبکه اجتماعی اینستاگرام را در نظر بگیرید؛ تمامی افراد معروف و مشهور و سلبریتی‌های فرهنگی و ورزشی و سیاستمدار و اینفلوئنسر در این شبکه دارای مخاطب خودشان هستند، اما رکورددار تعداد دنبال‌کننده‌ها یک فوتبالیست (رونالدو) است. این نکته به خوبی جایگاه «خبر ورزشی» را در کارزار عجیب و غریب فضای مجازی نشان می‌دهد. اقتصاد عجیب و غریبی که میلیون‌ها دلار هزینه صرف تبلیغات کوتاه و خلاصه شده در یک استوری و در یک پست اینستاگرامی می‌کند، دیگر زمانی برای تحقیق در منبع خبر و به اصطلاح «فکت چک» ندارد. چرا که این امر نه تنها بازده مالی ندارد، بلکه فرایند خبررسانی سرعتی را هم با تاخیر مواجه خواهد کرد. پس چاره چیست؟ خبر سریع، به مانند غذای سریع و فست فود، بدون ارزش غذایی یا ارزش خبری. باید گفت که راهکار و چاره‌ای اساسی برای این فلسفه «برودکستینگ» و خبرپراکنی مورد نیاز است. راهکاری که پایانی بر عصر خبر فست‌فودی باشد... هر چند که بدون شک این امر به سادگی و به زودی محقق نخواهد شد.

 

بیشتر بخوانید:

عکس‌نوشت/ سهم ايران از بهترين های آسيا/ یک بار جايزه دادن آقای تاج!

 

 

تگ ها


یادداشت اختصاصی خبررسانی علیرضا بیرانوند بیرانوند مرد سال آسیا مرد سال فوتبال آسیا پیشنهاد مدال فوتبال