یادداشت اختصاصی؛ جایی برای پیرمردها هست!

قهرمانی یوونتوس در هر یک از دو رقابت داخلی ایتالیا چیز جدیدی نیست؛ غیر عادی هم نیست ......

قهرمانی یوونتوس در هر یک از دو رقابت داخلی ایتالیا چیز جدیدی نیست؛ غیر عادی هم نیست. همه عادت کرده‌ایم که در پایان فصل، آنها را برنده‌ی کوپا ایتالیا و صاحب اول و آخر نشان اسکودتو ببینیم. به‌خصوص وقتی می‌بینیم دیشب چهارمین قهرمانی پیاپی و سیزدهمین قهرمانی تاریخ‌شان را در جام حذفی جشن گرفتند و با گرفتن تنها ۱ امتیاز در دو بازی آینده بار دیگر سری آ را نیز فتح خواهندکرد. آن هم برای هفتمین بار پیاپی. در تاریخ هردوی این رقابت‌ها هم بااختلاف پیشتازند.

شکست میلان هم چندسالی است که دیگر چندان حسی را در فوتبال‌دوستان برنمی‌انگیزد. حال روسونری مدت‌هاست که خوب نیست. انگار با سقوط برلوسکونی، تیم محبوبش نیز در سراشیبی قرار گرفت... آنها هفت سال است اسکودتو را نگرفته‌اند، در لیگ قهرمانان دیده نمی‌شوند و در جام حذفی هم آخرین بار در آغاز هزاره‌ی جدید موفق بوده‌اند. حتی رقابت مستقیم دو تیم را هم که در نظر بگیریم، پس از پنجمین شکست متوالی از بیانکونری آن هم با ۴ گل، می‌بینیم که به شکست از یووه هم عادت کرده‌اند.

پس شاید شما هم به این نتیجه رسیده‌باشید که شاخص‌ترین نکته‌ی بازی دیشب، درون دروازه‌ها بود. دو جیانلوئیجی در دو سمت مقابل. در سمت برنده‌ی میدان، پیرمرد کهنه‌کار، کاپیتان همیشگی و سنگربان ابدی آتزوری و در سمت بازنده، گلر جوانی که در بدو ظهورش او را جانشین جی‌جی بزرگ می‌دانستند، جوان نوزده‌ساله‌ای که حتی می‌توانست جای پسرِ بوفونِ چهل‌ساله باشد؛ جیانلوئیجی دوناروما.

چندین سال است که یک پرسش بزرگ در ذهن و زبان طرفداران فوتبال است؛ جی‌جی تا کی می‌خواهد بازی کند؟ تا بعد از یوروی بعدی؟ بعد از این دوره‌ی لیگ قهرمانان؟ یا بعد از جام جهانی؟ سرنوشت اما تقدیر ویژه‌ای برای پیرمرد قصه‌ی ما رقم زده. شکست، اشک، سوزاندن دل عاشقان فوتبال ایتالیا و ادامه دادن؛ تا کی؟ هیچ‌کس نمی‌داند! بوفون دائماً در سد اسپانیایی‌ها متوقف می‌شود. به تیم ملی اسپانیا، رئال یا بارسا برمی‌خورد و با شکست‌های اغلب سنگین بدرقه می‌شود. یک بار هم که توانست از سد غول بی‌شاخ‌ودم ایالت کاتالونیا بگذرد، سرانجام اسیر چنگال کهکشانی‌ها و سوپراستار شماره‌ی هفت‌شان شد. شماره‌ی پشت پیراهن و بازوبندی که بر دست دارد، سنگینی بار شکست‌ها را بیش از همه روی دوش او می‌اندازد...

برگردیم به فینال کوپا ایتالیا؛ آنچه دیشب در استادیوم المپیکو رخ داد آیینه‌ی تمام‌نمای این روزهای فوتبال ایتالیا بود. پیرمردهای بدون جایگزین و جوانان غیر قابل اطمینان. شاید در هر صورت میلان شانس کمی برای غلبه بر بانوی پیر داشت، اما آنچه کمر تیم گتوزو را شکست و حتی امکان فکر کردن به بازگشت را از آنها گرفت، دستان لرزان و نامطمئن جی‌جی دوناروما بود (و البته دستان نفوذناپذیر جی‌جی بوفون). بیش از آن که یووه گل بزند، این دوناروما بود که دائم گل می‌خورد؛ آن هم با اشتباهات فاحش. حالا شاید دیگر کمتر کسی بپرسد که چرا این همه سال همچنان بوفون؟! باز هم بوفون؛ و باز هم... تنها جایگزین شاخص جی‌جی دست‌طلایی همین دونارومایی بود که دیشب پاشنه‌ی آشیل تیم گتوزو شده‌بود.

فوتبال ایتالیا سال‌هاست در بازیکن‌سازی ناتوان بوده‌است. به‌خصوص در فاز دفاعی و درون دروازه. نیم‌نگاهی به میانگین سنی دروازه‌بان و خط دفاعی تیم ملی ایتالیا در یک دهه‌ی اخیر گویای ان مطلب است. ترکیب مدعیان بزرگ جام جهانی مثل آلمان، اسپانیا، برزیل، آرژانتین و... پر از فوق‌ستاره‌هایی است که در فهرست‌های توپ طلا، تیم‌های منتخب سال اروپا و جهان و ترکیب اصلی غول‌های اروپایی (رئال، بارسا، بایرن و...) جایگاه ثابتی دارند. اما کمتر بازیکنی از ایتالیا در چنین لیست‌هایی می‌گنجد. این چنین است که در سرزمین چکمه پیرمردها را روی چشم می‌گذراند؛ در ایتالیا، همیشه جایی برای پیرمردها هست!

نویسنده: سامان کاظمی

تگ ها


یادداشت‌های اختصاصی جام حذفی ایتالیا فوتبال