یادداشت میهمان/ کی روش چقدر خوب بود، چقدر بد؟

یکی از خبرنگاران حوزه تیم ملی درباره هشت سال حضور کارلوس کی روش در فوتبال ملی ایران یادداشتی را نوشته است....

یکی از خبرنگاران حوزه تیم ملی درباره هشت سال حضور کارلوس کی روش در فوتبال ملی ایران یادداشتی را نوشته است.

سایت مدال/ چند روزی بود می خواستم درباره کی روش بنویسم ولی دل و دماغش را نداشتم و هر بار درگیر یک مسئله بودم ولی حالا که به ایران بازگشتم تصمیم گرفتم بعضی چیزهایی را که در این هشت سال دیدم بنویسم. به هر حال در این سال ها به دلیل حضور مربی با تجربه ای مثل کی روش در تیم ملی، علاقه داشتم تا به تیم نزدیک تر باشم و باید از همه دوستانی که در این راه به من کمک کردند، نهایت تشکر را کنم. می توانم بگویم در این سال ها خیلی چیزها یاد گرفتم. شاهد اتفاقاتی بودم که باعث شد به هر حال دیدگاهم نسبت به بعضی از مسایل فوتبال تغییر کند. شاید یکی از مهمترین هایش این بود که به این نتیجه رسیدم صداقت و تعهد نسبت به تیم ملی مهمتر از هر چیز دیگری است. تیم ملی ایران در هشت سال گذشته جهش عجیبی داشت . هرگز نمی توانم روزهای رکود فوتبال را از خاطر ببرم. وقتی کی روش آمد فوتبال ایران رو به افول بود و با ترس و لرز بازی هارو تماشا می کردیم. آن روزها حتی دیدن بازی های سرد و کسل کننده ایران برای ما هیچ هیجانی را به وجود نمی آورد ولی دقیقا بعد از ورود کی روش بود که انگار خون تازه ای به فوتبالمان تزریق شد. یادم نمی رود وقتی حتی نزدیک به هشتاد هزار نفر برای تماشای بازی مالزی آمدند، آن هم تنها چند ماه بعد از رکودی که همه شاهدش بودیم.
یادم هست اولین باری که در هتل اسپیناس بلوار کشاورز رودروی کی روش نشستیم آن جمله معروفش را گفت که «نمی توانید زیر سایه درخت بشینید و آناناس بخورید و فکر کنید پیشرفت می کنید.» کی روش می گفت این در فلسفه کاری اش جایی ندارد و تیم ها به اندازه ای که تلاش می کنند شانس موفقیت دارند. نمی دانم در این سال ها چند بار رودرویش نشستیم و گفت و گو کردیم ولی خوب می دانم هر مصاحبه با کی روش مثل یک کلاس آموزشی بود. گاهی جملاتش آدم را محصور می کرد. یادم هست بعد از آن بازی تاریخی مقابل کره و صعود ایران، وقتی همراه با فرهاد عشوندی گفت و گویی با کی روش داشتیم از او سوال کردم ما عادت داریم همیشه بعد از برد آدم های فوتبالمان، شاهد حملاتشان به منتقدان باشیم. آیا از نظر شما الان زمان مناسبی برای پاسخ دادن به انتقادهای این 4 سال هست؟ ولی کی روش پاسخ داد: «من در زندگی ام یک چیز یاد گرفتم. اینکه همیشه وقتی برنده باشم، از کسی حتی توقع تشکر نداشته باشم. من از هیچکس توقع تشکر ندارم و به نظرم بهتر است با هم برای حضور در برزیل یک اتحاد ملی داشته باشیم.»

اولین حملات بعد ازشکست به عراق

در 4 سال اول حضور کی روش در تیم ملی، حملات زیادی به او صورت گرفت ولی هر بار کارلوس صبور بود و به نظرم دقیقا روزی آب از سرش گذشت که به عراق در جام ملت های استرالیا باختیم و چند چهره فوتبالی در حالی که بازیکنان تیم ملی خودشان را در اتاقشان حبس کرده بودند، بدون توجه به تلاش و کوشش فوق العاده بازیکنان شروع به انتقاد کردند که «خجالت بکشید به عراق جنگ زده باختید» و «کی روش همین امشب باید از تیم ملی برود و اخراجش کنید» دقیقا همان شب آب از سر کی روش گذشت. بعدها وقتی به کی روش گفتیم گاهی بهتر نیست برای رودرو نشدن با هواداران یک باشگاه، جواب بعضی مصاحبه را ندهید پاسخی جالب داد: «این برای شما مهم است. من از دنیای دیگری آمده ام. توقع دارید انواع و اقسام حرف ها را علیهم بزنند و بعد بگویم چون طرفدار پشت شان است، چیزی نگویم؟ من چنین آدمی نیستم.»
همواره انتقاد به بعضی از چهره های فوتبال که واقعا نمی توان اسم شان را کارشناس گذاشت این بود که در خانه می نشستند و اتفاقات را تحلیل می کردند. من هم معتقدم برای اینکه نسبت به یک موضوع کارشناسی کنید، حداقل باید یک بار جو تیم را از نزدیک دیده باشید نه اینکه در خانه بنشینید و ریزترین مسایل را تحلیل کنید. به نظرم این یکی از بزرگترین مشکلات فوتبال ما بوده و هست. چهره های سفارشی که با توجه به حیات شان در رسانه حاضرند طوری که شما دوست دارید مصاحبه کنند. یعنی مثلا بگوئید ما شما را می آوریم که به فلانی حمله کنید. او هم چون می خواهد باشد، بله قربانگوی شماست. متاسفانه در این چند سال چنین چیزی در رسانه‌ها بیش از هر زمانی در تاریخ فوتبال مان دیده شد. مورد نزدیک آن هم همین برنامه های جام ملت‌های صدا و سیما بود و حضور برخی کارشناسانی که فقط و فقط بلدند از دور همه چیز را تحلیل کنند حتی بدون اینکه چند سوال از بازیکنان تیم ملی پرسیده باشند، یک بار به اردو آمده باشند و یک بار با کی روش پای میز نشسته باشند. تصمیم گرفتم در این مطلب به چند مورد از ادعاهای این افراد جواب بدهم . این چیزهایی است که من دیدم و شنیدم و شاید هم اشتباهاتی داشته باشم.علت 90 درصد از مصاحبه های کی روش علیه بعضی چهره های فوتبالی تنها این بود که تصور می کرد تیمش و بازیکنانش را زیر سوال برده اند. به عنوان مثال علیرضا اسدی دبیر کل سابق در اولین روزهای حضورش در فدراسیون در جلسه کمیته فنی گفته بود تیم ملی در جام جهانی برزیل مگر چکار کرد؟ ضعیف بود و این چه وضعی و از این حرف ها. کی روش هم در صدد پاسخگویی درآمد چون با چشمش دیده بود بازیکنان و مجموعه تیم چه تلاشی کردند. حداقل چند بار این جمله را از بازیکنان شنیدم که او «به خاطر دفاع از ما حرف زده» و «ما و تیم ملی خط قرمزش هستیم.» پس بی دلیل نبود که بازیکنان کی روش را بپرستند.

تغییر تفکر یک نسل

یکی از کوچکترین اثراتی که کارلوس کی روش روی فوتبال ما گذاشت، تغییر تفکر یک نسل بود. نسلی که تا همین چند سال پیش به آنها فحش و بد و بیراه می دادیم که چرا نمی روید اروپا بازی کنید؟ ولی حضور کی روش باعث تغییر تفکر این نسل شد به شکلی که بازیکنان برای رفتن به خارج از ایران حتی رقابت می کردند. البته بماند که بعضی چهره های فوتبال که علم فوتبال مادرزادی در وجودشان هست می گفتند یعنی چه که فوتبالیست برود اروپا؟ این آقا می خواهد لیگ ما را ضعیف کند! جملاتی که اگر در ژاپن کره و یا کشورهای توسعه یافته بگوئید فقط به شما می خندند و احتمالا رسانه ها دیگر سراغ تان نمی آیند ولی خب این کارشناسان چیزی را می گویند که شما دوست دارید!
به اعتقاد من تعهدی که کی روش به فوتبال ایران داشت، در تاریخ بی سابقه بوده است. او تا آخرین روز برای تیم ملی جنگید. از لباسش بگیرید تا چمنش و مرکز تمرینی اش و احترامش و پولش و هر چیزی که فکر کنید. بیش از هر چیز به خاطر جدایی کی روش حسرت «تعهد به تیم ملی» را می خورم.
عده ای که نه، تعداد زیادی از چهره های فوتبال اعتقاد داشتند کی روش به ایرانی ها بی احترامی می کند و نگاه بالا به پائین به آنها دارد. شاید جواب روشن را امید نمازی در بحبوحه مشکلاتش با کی روش در این باره داد. او گفت: «نگاه بالا به پائین؟ کی روش نیست ولی خدایش هست. هیچکاه چنین نگاهی نداشت و من این حرف ها را قبول ندارم.» اگر نگاه او به ایرانی ها از بالا به پائین بود باید حداقل یک بار به بازیکنان بی احترامی می کرد. اما هیچکدام از بازیکنان یک بار چنین چیزی را تائید نکردند و در عوض بارها و بارها گفتند احترامی که او به بازیکنان می گذارد، بی نظیر است.
شاید قدرنشناسانه ترین جمله در این هشت سال آن بود که عده ای از دوستان فوتبالی می گفتند «مگر کی روش برای فوتبال ایران چکار کرده؟» و «مگر ما در جام جهانی برزیل و روسیه چکار کرده ایم؟» این جملات متاسفانه بارها جلد رسانه ها و تیتر سایت ها را مزین کرد. این دو جمله مصداق بارز رفتار واقعی جمعی از ایرانی ها بود. اینکه هیچگاه در طول تاریخ قدردان تلاش های افراد نبوده ایم. اینکه بعد از اولین اشتباه، تمام خوبی ها را فراموش می کنیم و روی موجی که برایمان ساخته اند، افراد را قضاوت کنیم. چطور ممکن است کسی اینقدر ساده چشمش را روی بازی آرژانتین ببندد؟ چطور ممکن است بازی اسپانیا و پرتغال را فاکتور بگیریم و برای کوبیدن یک نفر، میلیون ها نفر را در سراسر ایران و جهان «احمق» فرض کنیم؟ کی روش اقدامات مهم و تاریخی برای فوتبال ما کرد. یک موردش را که همین آدم های فوتبالی تائید و تمجید کردند، همان مورد مبارزه با بازیکن سالاری بود. او نظمی به فوتبال ایران داد که بی سابقه بود. کی روش مقابل پدیده ای ایستاد که خیلی از مربیان مدعی نتوانستند. مگر می شود این 8 سال را مرور کرد و گفت کی روش کاری کرده است؟ ساختمان پک و فشار برای ساخت دو زمین استاندارد تمرینی به کنار، عزت و اعتباری که او برای فوتبال مان آورد، چه بود؟ به قول شجاعی با میلیاردها تومان هم نمی توان عزت و اعتبار خرید چون قیمت ندارد. کی روش نگرش فوتبال ما را تغییر داد. او نسلی را همراه با باشگاهها پرورش داد که تا سال ها فوتبال ایران را بیمه می کنند. با این حال هنوز می شنویم که می گویند کی روش همه چیز داشت، میلیون ها دلار پول گرفت و چرا دوباره غر می زد؟

دستاوردهای کی روش برای فوتبال ما

ساده لوحانه است این حرفها را بزنیم ولی به عایدی فوتبال مان از جانب کی روش و تیمش توجهی نکنیم. حاصل دو صعود به جام جهانی نزدیک به 19 میلیون دلار بود که دستمزد کی روش در این 8 سال به مراتب رقمی کمتر از آن بود. بماند که ایران بابت تک تک بردهایش در مقدماتی جام جهانی چه پاداش هایی گرفت. فوتبال مان به چه رونقی رسید و حق پخش های آنچنانی از حساب فیفا و afc به جیب مان رفت. چقدر بی انصافی است که بخواهیم کی روش را نقد کنیم و این چیزها را نگوئیم. کارلوس ماهها بدون دستمزد کار کرد و البته دستمزدش را در نهایت گرفت ولی کدام مربی را سراغ دارید که 8 ماه پول نگیرد و چیزی نگوید؟ چرا ما جماعتی هستیم که مدام باید بگوئیم مردم نان ندارند بخورند و کی روش چرا میلیاردی می گیرد؟ یا بگوئیم مردم ایران میوه ندارند بخورند و کی روش نباید پول بگیرد! چقدر سطح دانش و دیدگاهمان نسبت به زندگی باید سطحی باشد که چنین جملات سخیفی به زبان بیاوریم؟ خودمان را کوچک کنیم به بهانه زدن یک مربی؟ البته بماند که اگر کی روش خدای ناکرده بگوید ایرانی ها نان ندارند بخورند-که البته هیچو قت این را نگفت- رگ غیرت مان بالا بزند و بگوئیم وای او چرا این حرف را زده است؟
اینگونه حرف زدن ها شبیه به همان صفر و صد بودن مان است. اینکه دو بار صعود به جام جهانی و شان و شخصیت ایران را با کی روش فراموش کنیم و بگوئیم مگر او نتیجه گرفت؟! عده ای همان جماعتی هستند که خودشان در عمرشان جام نگرفته اند ولی به وقت نقد می گویند طرف مگر جام گرفته که بگوئیم خوب بوده؟! بحث درباره کی روش بسیار زیاد است. درباره این 8 سال. درباره اتفاقاتی که گذشت و تمام شد. نه اینکه کی روش آدم کاملی باشد. او هم در روزهای آخر می گفت هیچوقت آدم کاملی نبوده و نیست و اشتباهاتی داشته است. همانگونه که مقابل یکی از چهره های مطرح فوتبال مان در این روزهای آخر نشست و گفت درباره اش اشتباه کرده است. کی روش شاید اگر رویه 4 سال اول را در پیش می گرفت، حالا در حالی ایران را ترک می کرد که دوباره همه برای ماندنش مبارزه می کردند. او اما آب از سرش گذشته بود و دیگر نمی توانست آرام بنشیند و سکوت کند. کی روش ضعف هایی داشت ولی حاصلش برای فوتبال ایران بیشتر «مزیت» بود. اگر امروز عده ای از ما چشممان را بسته ایم و فقط دهان باز می کنیم تا از بدی هایشان بگوئیم، بی شک چند سال دیگر می توانیم بنشینم و با خودمان این 8 سال را مرور کنیم. آنوقت بفهمیم امروزی که داریم اینگونه می تازیم و تصور می کنیم قهرمان قصه هستیم، انسان های منصف یا صادقی بوده ایم یا نه؟این را فراموش نکنید اگر کسی به شما یک بار هم نیکی کرده است، قدردانش باشید تا همین بلا در آینده بر سر خودتان نیاید. آنوقت شاید یاد کی روش بیفتید و قصه زندگی تان را با او مقایسه کنید.

حرف آخر

...و پرده آخر از حال این روزهای فوتبال مان. می خواهم به روسیه بازگردم به رقابت های جام جهانی. به شب هایی که تیم ملی روی سکوها یا پای تلویزیون دیوانه مان کرد. هیجانی به زندگی مان آورد که هیچگاه باورش نمی کردیم. کار به جایی رسیده بود که می گفتیم حتی تیم ملی باید صعود کند. اینقدر تیم کی روش خوب بود که ناخودآگاه این توقع در ذهن مان تقویت شده بود. برای این آن روزها را مثال زدم که عده ای از همین منتقدان امروز یاد حال و روزشان بعد از بازی های جام جهانی بیفتد. اینکه می گفتند باید از کی روش مجسمه طلا ساخت. اینکه بعد از بازی مقابل اسپانیا و پرتغال سینه سپر کرده بودند مقابل خبرنگاران آنها ولی چند ماه بعد.... چقدر خنده دار و مضحک بود حال آن کارشناس خانگی فوتبال ایران که به دوست تخریبگرش می گفت: «اگر انتقاد من و شما نبود تیم ملی امروز موفق نبود!» حرف زیاد است و مجال کوتاه. به امید آنکه بعد از کی روش یکی بیاید که فوتبال مان را قدرتمندتر کند و ما یاد بگیریم علاوه بر اینوه قدرشناسی را یاد بگیریم، به اندازه توسعه فوتبال، افکارمان را توسعه دهیم و از این قالب کهنه اندیشی بیرون بیایم.

*سعید اکبری-خبرنگار حوزه تیم ملی