یادداشت ویژه مدال / ال کلاسیکو؛ تابوت آماده است، شبی که آن مُرده در گورستان زنده شد

یکی باید بمیرد! جملاتی که طرفداران کهکشانی روزگاری برای کاپلو می خواندند و حال سرنوشت لوپتگی شبیه او شده، شبیه کاپلو شده است ......

یکی باید بمیرد! جملاتی که طرفداران کهکشانی روزگاری برای کاپلو می خواندند و حال سرنوشت لوپتگی شبیه او شده، شبیه کاپلو شده است.

گابریله مارکوتی سرنوشت کاپلو را با لوپتگی تشبیه کرده، با این وصف که آیا مربی همه چی از دست داده مادریدی ها می تواند از تابوت بیرون بیاید و از اخراج نجات پیدا کند یا خیر.

در فصل۲۰۰۶_۲۰۰۷ رئالی به چهارم جدول گره خورده بودند، کهکشانی بودند، تیمی پُر از ستاره، پُر از ادعا، اما نتایج چیزی دیگر را نشان می داد، آن ها در پنج بازی قبلی خودشان را پیش از ال کلاسیکو تنها یک بُرد داشتند و آن روز ها بود که دستمال های سپید برای مرد ایتالیایی به آسمان ها رفته بود، آن وقت ها بود که طرفداران شعار سر می دادند، "تابوت آماده است".

می گفتند آخرین فرصت کاپلو است،گفته بودند اگر آن ها شکست را به جان بگیرند، قطعا کاپلو باید در گورستان سیاهه مربیان اخراجی رئال دفن شود و پایان اوست، پایان فابیوکاپلو.

آن بازی با نتیجه سه بر سه به پایان رسید.

در آن هیاهو ستارگان جوانی بود به اسم مسی که همه را محو خود کرده بود، او بود که سه بار دروازه رئالی ها را گشود و سوی دیگر مهاجمی هلندی برای رئالی هم بود که بتواند کاپلو را با گل هایش زنده کند، دو گل نیستلروی و تک گل راموس آن بازی را به تساوی کشاند.

مسی بزرگ و بزرگ تر شد. تغییر چهره آدم ها چنان تدریجی شکل می گیرد که به ندرت جزئیات شان را به خاطر می سپاریم. ولی تغییر چهره لیونل در یادمان می ماند. لیونل از آن پسرک موبلند و مو صاف بدل شد به مردی با موهای کوتاه رنگ شده. از پسری که بازیگوشانه دنبال توپ می دوید بدل شد به مردی که در ماموریت دشواری دنبال توپ می دوید. این تغییر آرام آرام شکل گرفت، آهسته آهسته، مثل یک استحاله تدریجی، مثل یک دیزالو بلند، با این وصف در یادمان ماند.
با این وصف که او به علت مصدومیت در این جنگ غایب خواهد بود، این بهترین خبری بود برای رئالی در این فصل از لالیگا، کهکشانی ها که همچنان با رفتن رونالدو کنار نیامدند و کسی برای آن ها نشان نداده که می تواند رونالدو دیگری باشد، نه کسی در حد کریس ظاهر نشده است.اما آسنسیو می تواند عیسی مسیح مادریدی ها باشد؟
پدرش گفته که به علت علاقه شدید به مارکوفن باستن نامش را مارکو نامیده، این جملات برای ما بسیار اشنا بود، روزگاری پدر برکمپ هم گفته بود به علت علاقه شدید به دنیس لاو افسانه ای نام پسرش را دنیس گذاشته است.
مارکو آماده است برای جنگ با سربازانی با شِنِل آبی و اناری، او که در سوپر کاپ سال گذشته نشان داده بود که می تواند فرمانده بعدی در سیاره مادریدی ها باشد.آسنسیو پتانسیل لازم برای بدل شدن به یکی از بهترین بازیکنان جهان را دارد و مثلا پیت مایرزی نیست که جای مایکل جردن را گرفته باشد.

در سوی دیگر، کوتینیو چشم ها را به خود معطوف می کند، شاید بارسایی ها همچنان با قیمت چشم گرد کن او کنار نیامدند اما حال، امروز، به قسم های ثانیه ها برای شروع این دیدار، می تواند فرصتی برای خود نشان دادن او باشد. ستاره برزیلی که با مبلغ ۱۵۰ میلیون دلار از آنفیلد راهی نوکمپ شد و او آماده است برای این که مسی دیگری باشد، پرچم را بالا بگیرد و روبروی موجودات گرانبهای مادریدی سینه سِپر کند.

به مورچه نگاه کنید، آقای والورده.
کسی که بدون مسی، اینتر در اروپا شکست داده و امشب می خواهد خودش را به جهان فوتبال ثابت کند، می خواهد نشان بدهد که بدون مسی هم زندگی برای آن ها جریان دارد .
والورده سرباز آبی اناری ها بود، آری روزگاری او را مورچه می خواندند، بازیکن باهوشی یاد می کردند و حال چرخه روزگار چنان چرخید که این بار مورچه باهوش را در نیمکت تیم رویایی خود نظاره گر هستند.

فراموش نکردیم که روزی گوآردیولا نیوکمپ را ترک کرده بود و گزینه ها مطرح شده، ارنستو والورده و تیتو ویلانوا را نشان می داد، آن زمان مادریدی ها جان کندند تا والورده را به برنابئو بیاوردند، اما جوابی چون" نه " و پاسخی که هر دفعه منفی بود، چیز دگری را نشنیدند، به بنیتس روی آوردند و باید گفت در کابوس ها فرو رفتند.

باید دید، والورده بدون مسی هیچ است یا قهرمان؛ یا تابوت لوپتگی به آسمان ها می رود یا زندگی ادامه دارد.

به قلم نویسنده مدال؛ ابوالفضل کریم آبادی ( صدر )

تگ ها


لالیگا فوتبال