یادداشت ویژه مدال/ یوونتوس؛بیست و دو سال، تنها در "نود" دقیقه!

......

 

قسمتی قصه ( گابی مک کی ) ما را به بیست و دو سال پیش پَرت کرد، تا آنجایی که خودمان خیلی از آن خاطرات را در ذهنمان مرور می کنیم.

به گزارش خبرنگار مدال، نمایش نود دقیقه ای مردان آلگری ما را به دل آلپی بُرد، سفر زمان ما را به تورین بُرد، با این وصف که ما در منچستر بودیم اما این تئاتر عجیب ما را محو خود کرد؛ یک دیدار تک گُله که یک خاطره به شکل یک افسانه را برای ما زنده کرد...

ما به سال ۱۹۹۶ سفر کردیم، به ۲۲ سال پیش، به دو دهه عقب تر از تاریخ؛ همانی شبی که مردان لیپی با یک گل مردان فرگوسن را شکست دادند اما داستان همان یک گل نبود، بلکه توپ هایی بود که روانه دروازه شیاطین سرخ شده بود و تنها یکی از آن ها به تور قفس توری نشسته بود...
نویل بعد از آن جدال دل آلپی این گونه جنگ با یوونتوسی ها را تعریف کرد...

" بازی را 0-1 باختیم اما نتیجه راحت می‌توانست 0-10 باشد. ما مثل پسربچه‌های مدرسه‌ای بودیم که مقابل تیمی حرفه‌ای بازی می‌کنیم. در کل بازی ما هیچ فرصتی برای گل زدن نداشتیم. منچستر یونایتد در 90 دقیقه و بدون حتی یک ضربه به سمت دروازه. در تمام 602 بازی‌ای که من برای یونایتد کردم فقط همین یک بار چنین اتفاقی رخ داد.»

آلکس فرگوسن بعدها در کتاب زندگینامه اش می گفت "... یوونتوس الگوی منچستر یونایتد بود. بازی های مردان یووه را نشان بازیکنانم می دادم تا در کنار تاکتیک و تکنیک، شور آنها برای چنگ زدن به پیروزی را احساس کنند... وقتی در نیمه نهایی لیگ قهرمانان 1999 برابر یووه نگاهی به نیمکت آنها کردم و مربی جدیدشان کارلو آنچلوتی را دیدم، شکرگذار شدم لیپی روی آن نیمکت ننشسته"...

یوونتوس پیروز شد، شبی که می توانست شمارش تعداد گل هایش بیش از یک گل باشد، درخشش دیبالا، تلاش تحسین برانگیزش، در کنار بازی رونالدو که خیلی بهاری بود، قدرت دیگر بازیکنان که سواری بر شیاطین سرخ بود در طول این نود دقیقه، برای ما بیست و دو سال گذشت، ما از از انگلستان به ایتالیا پَرت کرد.
ما دیبالا را نظاره گر بودیم اما سفر زمان در حدی به سرعت گذر می کرد که گویا دلپیرو جلو چشمانمان به سوی آن توپ گِرد می دَود.

نویل بر وصف دلپیرو گفته بود..
"فوتبالیستی در بالاترین کلاس. باهوش و سرحال. بازیکنی که سخت می‌شد توپ ازش گرفت».

آن روزگار تیم های لیپی آمیزه ای بودند از سنت گرایی و نوآوری؛تیم هایش هم یارگیری از نوع ایتالیایی را می شناختند و هم انجام بازی های منطقه ای را. هم می توانستند حریفان را به زمین خود دعوت کنند تا ضد حمله های برق آسای شان را به رخ کشند و هم می توانستند در زمین حریفان به پرسینگ بی ترحمی روی آورند.
در تیم های لیپی خیلی ها آمدند و رفتند، هم پیروزی ها از راه رسیدند و هم ناکامی ها، ولی دو نکته در تیم هایش تغییر نکردند، هرگز، هیچ وقت: توازن تیم و توانایی ذهنی بازیکنان..

لیپی در بدو ورودش بانوی پیر را بعد از یازده سال قهرمان سری آ کرد، طلسم یک دهه ناکامی را پایان داد و در همان فصل قهرمان جام حذفی شدند تا یک فصل رویایی را در تورین به ارمغان بیاورد. همان فصلی که با پیروزی مقابل باری آغاز شد و پایانش در دیدگاه هزاران  طرفدار خودی و رقیب همشهری و سنتی خود تورینو پایان دادند، همان فصلی که ویالی با هفده گل بهترین گلزن بانو لقب گرفت و ششمین گلزن لیگ، همان قصه ای که پایانش با هفتاد و سه امتیاز بود و اختلافش با تیم دوم جدول یعنی لاتزیو عدد ده را نشان می داد...

 آلگری و یوونتوس پادشاه بی چون و چرا فعلی ایتالیا هستند، سرزمین عشق و تمدن، دنیای خدایان و عاشقان، با این وصف که این گرمای قدرت این روزهای آن ها خیلی از ما را معطوف دوران لیپی کرده است، با این تفاوت که آلگری هرگز نمی تواند لیپی باشد. برای ما آن مرد جنتلمنی چون لیپی هرگز تکرار نخواهد شد.. هرگز...

ابوالفضل کریم آبادی ( صدر )

تگ ها


لیگ برتر خلیج فارس فوتبال