دریافت اپلیکیشن مدال از لینک مستقیم

دریافت

دریافت اپلیکیشن مدال از لینک مستقیم

دریافت

استقلال باخت، اما نه به السد...

12977 27 شهریور 1397

استقلال باخت، اما نه به السد...

استقلال باخت، اما نه به السد...

شبی که می‌توانست با شادی صعود هر دو تیم بزرگ و پرهوادار فوتبال ایران و هیجان دربی‌های رفت و برگشت آسیایی، آن هم برای صعود به فینال، تمام هوادارن فوتبال ایران را سرمست کند، گرچه آغاز خوبی داشت، اما فرجامش، دست‌کم برای نیمی از این هواداران، تلخ و گزنده بود.

آبی‌های تهران در آستانه‌ی افتخاری بزرگ ناکام ماندند و قرمزها را در نیمه‌نهایی با السد تا دندان مسلح‌شده تنها گذاشتند. استقلال باخت، اما نه به السد؛ آبی‌ها خیلی پیش از این مصاف باخته‌بودند... استقلال نه به تعویض نیومایر در آزادی باخت، نه به اشتباهات دانشگر و رحمتی در دیدار رفت، استقلال نه به اعتراض بچگانه‌ی روزبه چشمی و در ادامه کارت زرد دومش باخت، نه به ژاوی و گابی و داور سنگاپوری که شاید می‌توانست یکی دو کارتش را روبروی بازیکنان السد هم بگیرد. استقلال پیش از شروع فصل قافیه‌ی این نبرد نابرابر را باخته‌بود. بخشی را در طول سال‌ها با انباشتن بدهی‌های پایان‌ناپذیر و بخش دیگر را در پیش‌فصل امسال.

نبرد نابرابر؟ السد ژاوی و گابی و بونجاح را می‌خرد؛ ما پولش را نداریم؟! البته که داریم! مگر استقلال تیام و جباروف را نخرید؟ فرق تیم‌های ما با تیم‌های عربی مگر همیشه همین یکی دو بازیکن خارجی باکیفیت نبوده؟... جهش نرخ دلار؟ نه! آنها همان پولی را که برای تیام و جباروف و ابراهیمی نداشتند حالا به جیب نویمایر و الحاجی گرو و طارق همام می‌ریزند؛ همان پولی را که برای ابراهیمی و نورافکن و دیگران نداشتند خرج خرید یک بیمارستان مصدوم و چند بچه‌مدرسه‌ای کردند. دوستان در نیمه‌های شب با بازیکنان قراردادهای ترکمانچای می‌بستند و چند برابر ارزش بازیکن پول می‌دادند. آن هم قراردادی که هر نیم‌فصل، بازیکن تمام گربه‌های سرزمین گربه را برای مدیریت استقلال به رقص دربیاورد! البته بندهای دیگری در این قراردادها بود که هرگز از قلم نمی‌افتاد... سهم‌ها... درصدها... در حالی که السدی که فصل پیش هم تیم خوبی بود با خریدهای بزرگش در حال تبدیل به یک تیم کامل و بی‌نقص بود، مدیریت استقلال در حال از هم پاشاندن تیم شکل‌گرفته و منسجم خود بود.

شفر تیم ناقص منصوریان را تکمیل کرده‌بود، هم نقاط ضعف ترکیب تیم را با بازیکنان جدید پر کرده‌بود، هم مدیریت و کنترل تیم را که حلقه‌ی مفقوده‌ی مربیگری علیمنصور بود به تیم اضافه کرده‌بود. استقلال جان‌گرفته فقط یک گلزن تمام‌عیار می‌‌خواست که پیرمرد آلمانی دست در کلاه شعبده‌بازی‌اش کرد و تیام را بیرون کشید. پازل تاکتیکی تکمیل شده‌بود؛ دو دروازه‌بان مطمئن، یک خط دفاع هماهنگ و منسجم با تلفیق تجربه و جوانی، یک خط میانی قدرتمند در دفاع و بازیسازی و مهاجمی که ساخته‌های این خط را به ثمر برساند. آبی‌ها خود را نزدیک‌تر از همیشه به ستاره‌ی سوم می‌دیدند... می‌گفتند قرارداد تیام یک فصل و نیم است و فصل بعد هم قرارداد دارد. باورش سخت بود. البته حقیقت هم نداشت. یا حداقل تمام حقیقت این نبود. گرچه نهایتاً مبلغ نسبتاً قابل توجهی از رفتن او نصیب استقلال شد، اما جانشین او، که در دیرترین زمان ممکن هم اضافه شد، حتی اگر همان کیفیت را هم داشته‌باشد؛ تا با تیم هماهنگ شود، هوادار مانده و بغض این شکست تلخ در آستانه‌ی نیمه‌نهایی.

داستان سرور جباروف هم کمابیش همین بود و بازیکن آلمانی جانشین او هنوز چیز زیادی به نمایش نگذاشته‌است. البته هنوز کسی نمی‌داند اینها بی‌وفایی کردند و رفتند یا بی‌وفایی دیدند و رفتانده شدند! از سوی دیگر، چه استعدادهای نوشکفته‌ای مثل امید نورافکن و مجید حسینی، و چه فرمانده‌ی جاافتاده‌ی تیم، امید ابراهیمی، درست مثل امثال کاوه‌ی رضایی و دیگران مفت و مجانی راهی کشورهای دیگر شدند و استقلال علاوه بر فقدان بزرگ فنی‌ای که به خودش تحمیل کرد، کوچک‌ترین سود مالی‌ای هم از این انتقال‌ها نکرد. دیگر نگوییم از بزرگ‌ترین خریدهای استقلال که عبارت‌اند از بازیکنان سابق! بازیکنانی که اینجا و آنجا برای استقلال بازی کردند یا نکردند و بعد از رفتنشان بدهی‌های سنگین‌شان کمر تیم را شکست. با مبلغ این بدهی‌ها می‌شد چندین تیام و جباروف خرید و چندین ابراهیمی را نگه داشت. کار به جایی رسیده که حتی بازیکنی که یک هفته هم در تهران نبوده، با دعوتنامه هم شکایت می‌کند و یک تست پزشکی برای آبی‌ها سیصدوپنجاه‌هزار دلار پانزده‌هزارتومنی آب می‌خورد!

القصه، داستان باشگاه‌های آسیا امسال هم با آه و حسرت برای آبی‌ها به پایان رسید و امیدشان برای ستاره‌ی سوم را باید فصل بعد دنبال کنند. تیم شفر باز هم پتانسیل‌هایی از خودش نشان می‌دهد. بازیکنانی که به تیم اضافه شده‌اند، اگر زودتر هماهنگ شوند شاید بتوانند خلأ بازیکنان قبلی را پر کنند. راهی را که وینفرد شفر فصل پیش آغاز کرد و به نیمه‌ی راه رسید، حالا باید از اول شروع کند. برنامه‌ی لیگ قهرمانان آسیا هم طوری است که اگر باز هم بتواند تیمش را به یک‌چهارم نهایی برساند، ادامه‌ی کار در فصل بعد پی گرفته می‌شود. اینجاست که دل هوادار می‌لرزد... امیدواریم در پایان فصل جدید قصه‌ی نقل و انتقالات این فصل دوباره تکرار نشود، اما چه کنیم؛ ما هواداران سرخابی به مرداد پرحادثه عادت کرده‌ایم...

 

متن از سامان کاظمی

کد خبر: 75712 منبع: اختصاصی مدال